‏نمایش پست‌ها با برچسب پاکستان و کره شمالی دوم یا سوئد و سوئیس و فنلاند دوم؟. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پاکستان و کره شمالی دوم یا سوئد و سوئیس و فنلاند دوم؟. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

تنها راه مبارزه با نژادپرستی در ایران، ممنوعیت اعلام ملیت و دین مجرمان خارجی در رسانه های عمومی همچون کشور سوئد است!

اگر نفرت ایرانیان از عرب های عربستان باز می گردد به قتل و غارت انجام شده توسط آنها در ایران 1400 سال پیش، و اگر نفرت ایرانیان از ترک ها بر می گردد به دوران عثمانی و حملات بی رحمانه آنها به تبریز و دیگر نقاط ایران، اما در مورد افغان ها این قضیه بر می گردد به جنایت هایی چون قتل و قاچاق مواد مخدر و تجاوز جنسی که بارها از آنها در ایران دیده شده است.

اما اینکه در یک جمعیت 4 میلیونی از افغان ها در ایران، قرار باشد یک ده هزارم آنها در سال یعنی، 400 نفر به کار قتل و تجاوز مشغول باشند تا شما هر روز تیتر درشت روزنامه ها را در مورد جنایت های افغان ها در ایران مشاهده کنید، دلیل نمی شود که آن 3 میلیون و نهصد و نود و نه هزار و ششصد نفر باقیمانده از افغان ها، سالیانه مورد نفرت ما ایرانیان قرار بگیرند!

چون امروزه تبعات نژادپرستی و برچسب نژاد پرست خوردن برای مردم یک کشور بزرگترین ننگ محسوب می شود و ما به شدت باید سعی کنیم در دنیای امروز مردمان نژادپرست معرفی نشویم!

اگر در این زمینه ها خودمان عُرضه انجام کار مدیریتی نداریم، باید از کشورهای برتر اروپایی الگو برداری کنیم و کشور سوئد یکی از این کشورهاست که این مشکل را به راحتی حل کرده است!

آنطور که من از دوستان خود که در کشور سوئد زندگی می کنند شنیده ام، سوئد دختران بسیار زیبایی دارد و زمانیکه سیل مهاجرین از کشورهای آفریقایی و عربی و پاکستان و افغانستان و ایران در کشور سوئد بالا رفت آمار تجاوز جنسی به دختران سوئدی توسط مهاجرین خارجی هم بالا رفت و این موضوع داشت تبدیل به یک نفرت عمومی از کلیه مهاجرین به سوئد می شد و اینجا بود که دولت با فهم و شعور سوئد، قانونی را وضع کرد که رسانه ها و پلیس این کشور به هیچ وجه حق ندارند که هویت و ملیت و دین یک مجرم در سوئد را بر ملا کنند، تا مبادا نفرت از یک مجرم تبدیل به نفرت جامعه سوئد از کل مهاجرینی بشود که از کشور آن مجرم به سوئد مهاجرت کرده اند!

اما شما روزنامه های ایران را که بخوانید پُر است از اخبار اعدام قاچاقچیان، قاتلان و متجاوزان جنسی افغان! خب این می شود که نفرت عمومی نسبت به کل افغان ها بالا می رود، بعد قوانین ضد بشری ورود ممنوع برای افغان ها در یک جایی مانند کوه صفه در اصفهان به هنگام 13 به در سال 1391 وضع می شود و همه دنیا هِر هِر به ریش ما می خندند که ایرانی ها نژاد پرستند! 

و این وسط، ما هم آن تعداد مجرم افغانی که مردم ما را کشته یا تجاوز جنسی کرده اند را داریم، و هم برچسب نژاد پرست نیز خورده ایم!

شاهین در یک وبلاگ که سخن از کمپین ما همه افغان هستیم، و در حمایت از افغان هایی که در روز سیزده به در سال 1391 از ورود به پارک صفه در اصفهان محروم شده اند تشکیل شده بود چنین می نویسد:
وقتی 3 تا افغان به عمت تجاوز کردن کمپین از یادت میره. بهتره قبل از تشکیل کمپین به جرایمی که افاغنه تو این چند سال مرتکب شدن یک نگاهی بندازی. اکثرشون مجردن و غریب و دور از خانواده ها شون و پایبندی به هیچ اصل اخلاقی هم ندارن.
و این نشان می دهد که چقدر دیدها نسبت به افغان ها منفی شده است و همه آن به خاطر این است که جرمهای خارجی ها با ذکر ملیت آنها در رسانه های ایران بازتاب می یابد!
بالاخره ما باید بپذیریم که آیا می خواهیم همچنان یک کشور عقب مانده جهان سومی باشیم یا اینکه می خواهیم کشوری مدرن و صنعتی شویم؟!
اگر گزینه دوم را انتخاب می کنید، پس راه حل آن است که دولت سوئد در پیش گرفت! واقعیت این است که جلوی تجاوز را نمی توان گرفت! خود ما هم  کلی ایرانی متجاوز جنسی و قاتل و قاچاقچی مواد مخدر در کشورهای خارجی داریم! پس بیاییم جلوی ترویج نژادپرستی را که برای کشور ما بسیار بدتر است، مانند کشور سوئد با وضع قوانین مدرن بگیریم!

گروه های حقوق بشر و جمعیت های مختلف، فشار بیاورید به دولت و مجلس، تا قانون منع انتشار هویت و ملیت و دین قاتلان و متجاوزین در رسانه ها را به تصویب برسانند تا از این به بعد ملیت و دین مجرمین به هیچ وجه در رسانه های کشور مطرح و فاش نشود! بدین ترتیب 99 درصد جماعت افغان و عراقی و ... که در ایران بی گناه هستند و محترم می باشند، به آرامی زندگی می کنند، همان طور که ایرانیان در سوئد زندگی آرامی دارند!
 
آیا تا بحال اندیشیده اید که این همه ایرانی در کشور سوئد زندگی می کنند، چرا هیچ وقت اخبار منفی از جرم های عمومی آنها نمی شنوید؟!
خب پاسخش در این نیست که ایرانی های سوئد اهل ارتکاب جرم و جنایت نیستند، بلکه پاسخش در این است که اخیرا دولت و پلیس سوئد اخبار ملیت و دین مربوط به متجاوزان و مجرمان را به رسانه ها نمی دهد تا مبادا دیگر ایرانیان مقیم سوئد هدف انتقام گیری شهروندان سوئد واقع شوند و بتوانند زندگی خود را به آرامی در سوئد دنبال کنند.

نحوه پوشش خبری رسانه های حرفه ای سوئد از اخبار تجاوز، برگرفته از رادیو فارسی سوئد:
محاکمه به اتهام تجاوز گروهی
٨ مرد به اتهام تجاوز گروهی به یک زن در یکی از خانه های مسکونی متعلق به اداره کل امور مهاجرت در کمون Eksjö در ماه دسامبر، محاکمه خواهند شد. در کیفرخواست، اقدام این مردان بسیار خشونت آمیز معرفی شده است. مجازاتی که برای آنها پیش بینی می شود بین ۴ تا ١٠ سال زندان است. دادستان پرونده درخواست کرده است که ٧ تن از این مردان در صورت محکوم شدن، از سوئد اخراج شوند.

نحوه پوشش خبری رسانه های ناشی ایران از اخبار تجاوز:
50 روز تجاوز جنسی افغانی‌ ها به دختر بی‌ پناه ایرانی
مادر این دختر می‌گوید‌: «بچه‌ام‌ را نابود كرده‌اند. در مدت‌ 50 روز هر شب‌ و هر ساعت‌ او را به‌ یك‌ نفر می‌دادند و پول‌ می‌گرفتند، همه‌ آنها افغانی‌ بودند».
آفتاب: يک‌ دختر 17 ساله‌ ايراني‌ که‌ 50 روز قبل‌ توسط‌ دو مرد افغاني‌ در خيابان‌ افسريه‌ تهران‌ ربوده‌ شده‌ بود. از سوی‌ تعداد زیادی‌ از کارگران‌ افغانی‌ وحشیانه‌ مورد تجاوز قرار گرفت‌ و سپس‌ این‌ دختر ستمدیده‌ و بی‌پناه‌ را در مدت‌ 50 روز به‌ دیگر مردان‌ افغانی‌ اجاره‌ می‌دادند.
و اینگونه است که سوئد، سوئد است و ایران متاسفانه آن ایرانی که ما می خواهیم نیست!

درباره رفتار مدرن سوئد در مقابل مجرمان بیشتر بدانید:
روزنامه ها و رسانه های دسته جمعی سوئدی در بیان هویت و در واقع ملیت افراد بزهکار یا جنایتکار از یک سیاست گذاری دولتی و سیاسی مشترکی پیروی می کنند. در هیچکدام از خبرهای سوئد شما نمی توانید مستقیما متوجه بشوید که ملیت اصلی فرد جنایتکار یا بزهکار چه بوده است! این موضوع بیشتر به این خاطر است که دولت از مردم می خواهد که جامعه چند ملیتی و چند فرهنگی را بپذیرند تا بدین شکل انجام عمل جرم و جنایت بیشتر از خود فرد متخلف و مجرم و ملیت وی نکوهیده و ملامت شود. اما در صورتی که ملیت فرد مجرم یا بزهکار آشکار شود، آنگاه توجه عموم مردم به سمت جبهه ای خاص معطوف می شود و در نتیجه مردم از دولت می خواهند که روند مهاجرت این عده از ملیت ها را متوقف کند و یا آنها را به کشور اصلی شان اخراج کند. بازتاب چنين رفتاري است که امروز جامعه سوئد را به صورت الگويي از آرامش و خالي از بسياري تشنجات اجتماعي، در صدر جوامع مدني قرار مي دهد. منبع

۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

چیزهایی که با زلزله 9 ریشتری هم نمی لرزند!

بقایای یک کشتی بر روی سقف یک خانه در جریان زلزله 9 ریشتری ژاپن که با سونامی وحشتناکی همراه بود و عمق فاجعه در ژاپن را نشان می دهد!

وقتی طوفان کاترینا به شهر نیواورلئان در آمریکا رسید و سدها شکست، مردم آمریکا آن آمریکای دیگر را کشف کردند. آمریکایی که هالیوود درباره اش فیلمی نمی سازد و به تمییزی شهر زیبای بورلی هیلز نیست!
مردم آمریکا در آن هنگام دیدند که آدمهایی که مامور حفظ نظم و قانون هستند خودشان در حال بار زدن اجناس فروشگاهها هستند! پلیس نمی توانست جلوی غارت را بگیرد چون کم نبودند ماموران پلیسی که به غارت مشغول بودند!

واقعیت آمریکا ربطی به تصویری که از خودش داشت نداشت. یادم است همکار تگزاسیم بعد از دیدن مردمی که روی سقف خانه هایشان گیر افتاده بودند گفت: We look like developing world!
کشف جالبی بود.

حالا یک زلزله 9 ریشتری ژاپن را لرزانده است. شدت و قدرت زلزله آنقدر زیاد بوده است که باعث شده است سرعت گردش زمین به دور خودش تغییر کند و سونامی آن تا آن طرف اقیانوس آرام و سواحل کالیفرنیا نیز برود.
راکتورهای اتمی فوکوشیما می توانند چرنوبیل و هیروشیمای دیگری خلق کنند. و مردم ژاپن در حال …. بله درست میشنوید در حال زندگی کردن هستند!

گزارشگر رادیوی ان پی آر با زن میانسال ژاپنی صحبت می کرد که با آرامش در حال جدا کردن کاغذ و پلاستیک در میان زباله های پناهگاهش بود تا برای بازیافت بفرستند! معلمی به خبرنگار گفت که عمری به تدریس در شهر مشغول بوده است و حالا نگران دانش آموزان سابقش هست که در میان گمشدگان هستند.

دنیا در حال تحسین آرامش و متانت مردم ژاپن است. و همه دارند می پرسند چرا ژاپنی ها مغازه ها را غارت نمی کنند؟! جَک کافتری در وبلاگش این سوال را پرسیده است. و جوابها جالب هستند!

گرگ از آرکانزاس، ناتاشا از ونکور، کن از نیوجرسی و بیز از پنسلوانیا و خیلیهای دیگر فقط یک جواب دارند: حس غرور ملی و شرافت فردی.
بدین ترتیب ژاپنی ها چنان بنای عظیم و مستحکمی از فرهنگ و شعور و انسانیت ساخته اند که با هیچ زلزله ای ویران نمی شود! خوب است ملتی بتواند به مردم جهان نشان دهد که چیزهایی دارد که در هیچ زلزله ای نمی لرزند حتی اگر زلزله 9 ریشتر باشد.

منبع نویسنده: ناشناس

تصاویری تحسین برانگیز از نظم و انضباط ژاپنی ها پس از زلزله 9 ریشتری!
در هیچ کجای این تصاویر مردم ژاپن برای دریافت کمک هجوم نبرده و ازدحام نکرده اند!
نتیجه اخلاقی:
نتیجه اخلاقی عکس های بالا را را با مشاهده ویدئوی زیر که از واریز یارانه های نقدی به حساب مردم در یکی از بانک های کشورمان گرفته شده است دریافت خواهید کرد:


بدون شرح!

در این ویدئوی عبرت آموز اگر شخصی نداند فکر میکند که این مردم از قحطی فرار کرده اند که دارند اینگونه زور می زنند و از روی همدیگر رد می شوند! جای بسی تاسف دارد!
اما در کنار تاسف خوردن از دیدن چنین صحنه هایی باید به فکر آموزش مردم هم بود! این فرهنگ غلط در بین ما ایرانیان را تنها می شود با آموزش دادن همگانی مردم شهرها و روستاهای سراسر کشور درست کرد و به مردم یاد داد که چجوری حتی در شرایط وخیم هم میشه توی صف ایستاد و از روی سر و کول همدیگر رد نشد!
ژاپن بزرگترین الگو برای ما جهت این فرهنگسازی هست!
بیاید در اولین گام در تکثیر این متون بکوشیم!

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

غرب ستیزی ممنوع! ای دوصد لعنت بر آنکس که می گوید ایران استقلال دارد چون با آمریکا رابطه ندارد!

لینک کوتاه برای تبلیغ: http://bit.ly/gharb

یکی از کثیف ترین اندیشه هایی که در ذهن افراد عقب مانده در جهان سوم وجود دارد این است که باید به کلی با آمریکا قطع رابطه کرد و مدام در حال پریدن به آمریکا می باشند. معنی استقلال را هم به آن می دهند! ولی آنقدر شعور ندارند که بفهمند اگر قطع رابطه با کشورهای جهان برابر استقلال است خب اکنون کره شمالی مستقل ترین کشور جهان است! آخر نادانی تا به کجا!؟

ای کودنی که مدام می گویی مرگ بر آمریکا و نه به آمریکا! امروز نداشتن رابطه با آمریکا یعنی سقوط مکرر هواپیمای روسی! یعنی اتومبیل بی کیفیت تو جاده ها! یعنی کامیون چینی بلای جان مردم! یعنی اینترنت دایال آپ با سرعت لاک پشت! یعنی دستگاه های مخابراتی بدون کیفیت چینی، یعنی بیمارستان بدون دستگاه MRI، یعنی آزمایشگاه پزشکی بدون دستگاه های تشخیص بیماری های خطرناک، یعنی اتاق عمل با داروی بیهوشی چینی و مرگ بیماران، یعنی هزاران هزار بدبختی دیگه که الان مردم کشور ما مجبورند باهاش دست و پنجه نرم کنند! و تو مسئول همه این جنایت ها هستی!

ای بی خرد! آمریکا فقط یک کشور نیست! آمریکا 50 ایالت دارد که هر ایالتش به اندازه یک کشور مانند فرانسه ارزش و دستاورد برای بشریت داشته و دارد!
قطع رابطه با آمریکا یعنی قطع رابطه با 50 کشور بزرگ دنیا!
آیا میفهمی این چیزها را؟!

تمام قدرتهای دیگر جهانی نظیر کل کشورهای اتحادیه اروپا، روسیه، چین و هند با داشتن بیش از 3 میلیارد جمعیت کره زمین، نمی توانند به اندازه آمریکا تولید علم و دانش و تسهیلات برای رفاه بشر داشته باشند و نتوانسته اند هم که تابحال بکنند!

90 درصد چیزی که ما از آن به عنوان زندگی در قرن 21 نام می بریم مخترعش آمریکا هست! برق، تلویزیون، رادیو، ضبط صوت، تلفن، موبایل، صفحه نمایش کریستال مایع (ال سی دی)، کامپیوتر، لپ تاپ، اینترنت، ایمیل، ماهواره، آسمان خراش، دستگاه فتوکپی، نوار ویدئو، ماشین تایپ، دستگاه خودپرداز، کشتی بخار، اتومبیل، تراکتور، موتور الکتریکی، داروی ضد سرطان، شاتل فضایی، ایستگاه فضایی، هواپیما، راکتور هسته ای، ایربگ ماشین، صنعت انیمیشن، سیستم بارکد، ماشین حساب، مدار مجتمع، کریدیت کارد، صنعت فیلم، دوربین عکس برداری، قوطی نوشیدنی!، دربازکن، ماشین ظرفشویی، ماشین لباس شویی، ماشین چمن زنی، یخچال، استیل، تفلون، مهندسی ژنتیک، گیتار الکترونیک، شلوار جین!، لیزر، لامپ، لامپ فلورسنت، رژ لب!، کرم ضد آفتاب، بلندگو، میکروفون، دستگاه MRI، دستمال کاغذی، چیپس سیب زمینی!، پارک متر، مقوا، صندوق پول شمار، تیغ ریش تراشی، ماشین ریش تراش، ماشین درو، ریموت کنترل تلویزیون، دهان بند طبی، هفت تیر، شکلات، داروی ضد بارداری، مداد رنگی، پوشک بچه!، درب گردان، آسانسور، موشک، پله برقی، پشم شیشه، چنگک لباس، اجاق مایکروویو، اجاق گاز برقی، نی آشامیدنی، نایلون، لاستیک ماشین، چسب نواری، دستگاه تصفیه آب، سوپر مارکت، چای یکبار مصرف، خرس عروسکی، چراغ راهنما، ترانزیستور، بازی های ویدئویی، قرص ویاگرا!، ساعت مچی دیجیتال، زیپ شلوار! و هر آنچه که شما آنرا به عنوان دستاورد بشری می شناسید و فکرش را بکنید توسط مردم و دانشمندان این کشور اختراع شده و به همه دنیا هم عرضه شده است! هیچ خساستی هم برای عرضه آن به همه دنیا به خرج نداده اند و همه دانش های خود را به ملل دیگر هم گشوده اند!
امروز دانشگاه های آمریکا از همه کشورهای دنیا، دانشجو دارد و به همه کشورهای دنیا با آغوش باز خدمات علمی و فرهنگی می دهد! خودت را به خواب نزن! پنبه را از گوشهایت بیرون بکش و واقعیت خدمت های علمی آمریکا به جهان را کمی مطالعه کن!

لیست اختراعات مهم جهان و کشورهای سازنده آنها را را در لینک زیر نگاه کن تا بفهمی آمریکا یعنی چه!

آقا و خانمی که می گویی مرگ بر آمریکا تو کدامین وسیله را برای راحتی بشریت تابحال اختراع کرده ای که چنین اشتباه فاحش بزرگی را مدام تکرار میکنی؟!

انصافا ما برای چه نباید با این 50 کشور متحد که نامش آمریکاست رابطه داشته باشیم!

آخرین نمونه از این تفکر عقب مانده را در سخنان آقای عطا‌ء الله مهاجرانی می توان دید که زحمت کشیده اند درفشانی کرده اند و گفته اند:
عطا‌ء الله مهاجرانی در سخنرانی اخیرش در دفاع از اصلاح در برابر انقلاب به دو تفاوت میان ایران و مصر اشاره می کند: یک - استقلال ایران در برابر وابستگی مصر به آمریکا و دوم - عدم فساد اقتصادی خامنه‌ای در برابر فساد مبارک و خانواده‌اش. او در مورد خامنه‌ای می گوید: "خود من که از آغاز انقلاب در مجلس بودم و در دولت بودم و آیه الله خامنه ای را می شناسم به عنوان منتقد ایشان اقرار می کنم که یک نقطه‌ی خاکستری حتی نه تاریک در زندگی اقتصادی ایشان و خاندانشان نمی شود پیدا کرد." ایشان راه آینده را اصلاح طلبی دانست که ممکن است باتوجه به پیشینه تاریخی استبداد در ایران سالهای سال طول بکشد .
استفلال ایران در برابر وابستگی مصر به آمریکا! خب مرد مومن که چه شود؟! همین مصری که شما می گویی وابسته به آمریکاست، تمام اقتصادش بر پایه توریست است. توریست را هم هواپیما به داخل کشورش می آورد. حال فرض کنیم مصر هم استقلال از نوع جمهوری اسلامی داشت و یک لنگش پیش چین دراز بود و لنگ دیگرش هم در روسیه باز، آنوقت با سالی چند بار سقوط هواپیماهای روسی در مصر کدام احمقی حاضر میشد به این کشور سفر کند؟!

همین قیام اخیر مردم مصر و تمام کشورهای عربی توسط اینترنتی رقم خورد که آمریکا به بشریت عرضه کرد! تمام سایت های اینترنتی بزرگ آمریکایی نظیر فیس بوک، توئیتر و یوتیوب بودند که این انقلاب ها را پشتیبانی کردند وگرنه با آرمانهای امام راحل 5000 سال دیگر هم در این کشورها حرکتی صورت نمی گرفت!

یا جناب بنی صدر، نخستین نخست وزیر جمهوری اسلامی، اکنون پس از 30 سال از زندگی در خارج از کشور، همچنان به مردم ما، کشور آمریکا را یک لولوی بزرگ در وب سایت و مصاحبه هایش آدرس می دهد! و رابطه نداشتن با غرب را معادل استقلال بیان می کند!
 
از این دست سیاستمداران کم دانش و بی خرد ما زیاد داریم که سیاست های غلط ستیز با غرب را در کشور ما پیاده کرده اند و چوبش را هم مردم ما خورده اند!

جمهوری اسلامی بر اثر حماقت رهبران مریض فکرش، رابطه ما را با 50 ایالت متحد آمریکا، و همچنین کشورهای پیشرفته اروپایی قطع کرده است و در عوض تا خرخره ما را در باتلاق چین و روسیه فرو برده است!

پرسش اصلی این است:
آیا ما ایرانیان در قرن بیست و یکم، به تکنولوژی پیشرفته غربی نیاز نداریم؟! آیا ما هواپیمای نظامی و غیر نظامی پیشرفته، کشتی های مدرن اقیانوس پیما، متروی پیشرفته نمی خواهیم؟ آیا اینترنت پر سرعت، لپ تاپ و تبلت، کامپیوترهای پر سرعت، علوم و فن آوری های روز و مدرن، تجهیزات مخابراتی پیشرفته، تجهیزات آزمایشگاهی فیزیک و شیمی مدرن، دستگاه های تشخیص پزشکی بیماری ها، داروهای ضد سرطان، تبادل استاد و دانشجو با بهترین دانشگاه های جهان، مسافرت بدون ویزا به کشورهای مهم جهان و ... نمی خواهیم که با غربی های صاحب این دستاوردهای مدرن در حال جنگ و دعوا و خودزنی هستیم؟!

ما نسل جدید ایرانیان باید این معادله را بر هم بزنیم و رابطه قدرتمندی با این کشور بزرگ و پیشرفته برقرار کنیم. این بدین معنی نیست که کشور خود را به آنها بفروشیم. این بدین معناست که می خواهیم روابط سالمی همانند رابطه کشورهای کره جنوبی، سنگاپور، مالزی و ژاپن با آمریکا و اروپا داشته باشیم. بیایید در همه جا غرب ستیزی را کنار بگذاریم و سیاست مردم شرق آسیا را که با آشتی با نیروی غرب کشورهایشان را طلا گرفته اند و 100 درصد برای خودشان استقلال و آزادی واقعی هم دارند را دنبال کنیم!

هر کدام از کشورهای کره جنوبی، سنگاپور، مالزی و ژاپن هم که با آمریکا روابط خوب و قوی دارند، یکصد هزار برابر جمهوری اسلامی و کره شمالی که با آمریکا و اروپا (جهان غرب) قطع رابطه و دشمنی دارند استقلال و اقتصاد و شرف و رفاه و آبرو و حیثیت دارند!

- ای اسلام گرای افراطی که مدام شعار مرگ بر آمریکا می دهی و آمریکا را نفی می کنی، همان میکروفونی که در آن عربده میکشی مخترعش آمریکاست! بلندگویی که عربده کشی تو را پخش می کند اختراع آمریکاست! باور کن! در ضمن اذانی که در مساجد شما روزی 5 بار با میکروفون و بلندگو و آمپلی فایری که اختراع آمریکایی هاست پخش می شود را فراموش نکن!

- ای وبلاگ نویس عرزشی که مدام در وبلاگت در حال پریدن و فحش دادن به آمریکا هستی! صفحه کلیدی که با آن عبارت مرگ بر آمریکا را تایپ می کنی مخترعش یک آمریکاییست! وبلاگی که در آن به آمریکا فحش میدهی در خاک آمریکا سرورش میزبانی می شود!

- ای سردار سپاهی که ادعا میکنی 8 سال جنگ با عراق چنین و چنان کردی! دو عملیات هوایی مهم ایران انجام داد که صدام را زمینگیر کرد. یکی عملیات کمان 99 و دیگری عملیات اچ-3 که هر دوی این عملیات های بزرگ با فانتوم های آمریکایی که شاه ایران از آمریکا خریده بود انجام گرفت! وگرنه با آفتابه ساخت امام که این جنگ 8 روزه به نفع عراق پایان می گرفت! انصافا اگر این فانتوم ها نبودند، صدام با کشور ما چه ها که نمی کرد! خداوکیل فکرش را که میکنم تنم می لرزد! اگر فانتوم ها نبودند کشور ما اکنون یک غنیمت جنگی در دست عربها می بود! شوخی نیست باور کن!


 
 
 
 جنگنده بمب افکن های فانتوم نیروی هوایی ارتش ایران ساخت آمریکا
عملیات کمان ۹۹
در این عملیات از جنگنده–بمب‌افکن‌های اف-۵ و اف-۴ برای بمباران و شکاری رهگیرهای اف-۱۴ برای محافظت از هواپیماها، و بوئینگ ۷۴۷ و بوئینگ ۷۰۷ برای سوخت‌رسانی و سی-۱۳۰هرکولس برای جمع‌آوری اطلاعات الکترونیکی برای مشخص کردن محل پایگاه‌های موشکی استفاده شد که همگی ساخت کشور آمریکا بودند. کمان ۹۹ بزرگ‌ترین عملیات تاریخ نیروی هوایی ایران و عملیاتی موفق بود و باعث برتری هوایی ارتش ایران در ماه‌های آغازین جنگ شد.
- ۴۸ فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن F5E آمریکایی ارتش ایران از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمدند و پایگاه هوایی موصل عراق را در هم کوبیدند.
-۴۰ فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن F5E آمریکایی ارتش ایران از پایگاه هوایی دزفول به پرواز درآمدند و پایگاه هوایی ناصریه عراق را در هم کوبیدند.
- ۱۶ فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن فانتوم آمریکایی ارتش ایران از پایگاه همدان به پرواز درآمدند و پایگاه هوایی کوت عراق را در هم کوبیدند.
- ۱۲ فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن فانتوم آمریکایی ارتش ایران از پایگاه بوشهر به پرواز در آمدند و پایگاه هوایی شعیبه عراق را در هم کوبیدند.
- ۱۲ فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افکن فانتوم آمریکایی ارتش ایران از پایگاه همدان به پرواز درآمدند و پایگاه هوایی الرشید عراق در نزدیکی بغداد را بمباران کردند.
- هواپیمای جنگنده بمب‌افکن فانتوم آمریکایی ارتش ایران از پایگاه بوشهر به پرواز در آمدند و فرودگاه بغداد و پایگاه شمالی حبانیه را در غرب بغداد را در هم کوبیدند.
برای این عملیات جمعاً ۳۸۰ نفر از پرسنل نیروی هوایی با ۲۰۰ فروند جنگنده بمب‌افکن آمریکایی به پرواز در آمدند. در این روز نیروی هوایی ارتش ایران با ۳۰۰ پرواز عملیاتی باعث شدند ارتش عراق در به‌کارگیری نیروهایش دچار مشکل شود و با از دست دادن آزادی عمل، نیروی زمینی خود را بدون پشتیبانی هوایی در صحنه نبرد در مناطق اشغالی ایران، به حال خود رها کند. منبع: ویکی پدیا
 
 عظمت و شکوه فانتوم های آمریکایی ارتش ایران را در این تصویر به تماشا بنشینید!
عملیات اچ-3
عملیات اچ-۳، که از آن به عنوان حمله به اچ-۳ نیز یاد می‌شود، یکی از عملیات‌های هوایی در جنگ ایران و عراق بود. طی این عملیات فانتوم‌های آمریکایی نیروی هوایی ارتش ایران در تاریخ ۴ آوریل ۱۹۸۱ (۱۵ فروردین ۱۳۶۰) پایگاه هوایی الولید را در غربی ترین نقطه عراق در مرز مشترک عراق و اردن بمباران کردند و آنرا منهدم ساختند. در این عملیات بیش از ۴۸ هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ ۲۳، سوخو ۲۰، تییو ۱۶، تییو ۲۲) بودند از بین رفتند. در تاریخ ۴ آوریل، ۶ فروند جنگنده آمریکایی اف-۴ E و ۲ فروند جنگنده اف-۴ D ارتش ایران با کمک دو فروند هواپیمای سوخت‌رسان بوئینگ ۷۴۷ و بوئینگ ۷۰۷ ساخت آمریکا موفق شدند از مرز هوایی سوریه با عراق وارد محدوده هوایی عراق شده و این عملیات را موفقیت‌آمیز به انجام برسانند. این عملیات از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیات‌های هوایی جهان به شمار می‌رود.
عراق می‌خواست برای جلوگیری از شکست حَصر آبادان و شکست در جبهه‌های جنگ با ایران از هواپیماهای استراتژیک خود برای بمباران جبهه‌های ایران استفاده کند که با حمله فانتوم های آمریکایی ارتش ایران به پایگاه اچ-۳ در غرب عراق بیش از هشتاد درصد این تجهیزات از بین رفت.
واقعا انسان حیرت می کند از این همه حماقت در افتادن ایران در جمهوری اسلامی با آمریکا! زمانی که کشورمان را در طی جنگ 8 ساله با عراق، توسط شکاری بمب افکن های آمریکایی نجات دادیم! آمریکا کشوری که بیش از یک میلیون ایرانی نخبه و ثروتمند پناهنده بعد از انقلاب را در خود جای داده است و بعد از ایران، دومین کشور در جهان است که جامعه ایرانیان را در خود جا داده است و در واقع دومین کشور محل زندگی ایرانیان، آمریکاست!

واقعا متاسفم! شرم بر سیاستمدارانی که بر طبل استقلال با تعریف رابطه نداشتن با غربی ها می کوبند!

هر جوری برای شما حساب کنم رابطه با آمریکا برای مردم ایران نفعش هزار برابر ضررش هست و چون کشورهای چین و روسیه به دلیل حماقت جمهوری اسلامی در کشور ما منافع استراتژیک دارند، لاجرم شما حقوق بگیران حکومت، باید سنگ مخالفت با آمریکا را به سینه بزنی و خسارتش را هم باید مردم بیچاره ایران بدهند!

ای بسیجی، ای سپاهی، ای ارزشی، ای بی خردی که مدام دشنام میدهی به آمریکا و کشور ما را با کشورهای بزرگ غربی بی خود و بی جهت وارد بازی های بسیار خطرناک کرده ای! برو جلوی آیینه یک نگاهی به خودت بنداز و حداقل از انبوه افرادی که در این 32 سال به خاطر حماقت رهبران جمهوری اسلامی و پشتیبانی شما جانشان را در حوادث گوناگون هوایی و زمینی از دست داده اند خجالت بکش و شرم کن! این مردم لایق بهترین ها بودند ولی شما آنها را فدای چین و روسیه کردید!

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

سه مفهومِ مهمِ فرهنگِ سوئدی (قابل توجه فرهنگ دوستان و فعالین سیاسی ایرانی)

این زمانه ای که امروزه تلخ تر از زهر برای مردم کشور ما می گذرد، برای بسیاری از مردم کشورهای دیگر شیرین و شکّرین است! اینکه چرا در یک عصر به دنیا بیاییم و آنها شادِ شاد باشند و ما غمگین و افسرده، دلایل مختلفی دارد. باشد که با بررسی موشکافانه افکار و نحوه زندگی مردم در کشورهای شیرین و شکّرین دنیا بتوانیم فرهنگ زندگی بهتری برای مردم کشور خودمان بیابیم تا زندگی تک تک ما ایرانیان نیز شیرین و شکّرین شود. به امید آن روز
مطلب زیر برگرفته از وبلاگ دوربین درباره سه فرهنگ مهم در زندگی سوئدی ها که دارای بالاترین سطح رفاه و آسایش در دنیا هستند می باشد. امیدوارم اگر در خارج از کشور هستید و در کشور پیشرفته ای زندگی می کنید شما نیز دست به کار شده و رموز موفقیت مردم و دولت آن کشور را بیابید و به صورت خلاصه و مفید در وبلاگ خود بارها و بارها به انعکاس آنها بپردازید. تغییرات از زمانیکه شما اقدام به شروع این کار می کنید آغاز می شوند!

مفهوم اول: درست به اندازه

مفهوم «لاگوم» (Lagom) (تلفظ سوئدی) یا «درست به اندازه» شاید پیش پا افتاده و ساده به نظر برسد، اما ریشه‌ی عمیقی در فرهنگ سوئدی دارد که به دوران وایکینگ‌ها برمی‌گردد*. آدم‌ها باید کار کنند اما نه خیلی زیاد؛ باید غذا بخورند اما نه خیلی زیاد؛ باید بنوشند اما نه خیلی زیاد؛ باید پول داشته باشند اما نه خیلی زیاد … بلکه درست به اندازه. یکی از دلایلی که نگرش‌های سوسیالیستی در جامعه‌ی سوئد پررنگ بوده، حضور همین مفهوم فرهنگی است چرا که سوسیالیسم با عدالت، برابری و «درست به اندازه» هم‌سویی دارد.

در گذشته «لاگوم» در سطح سیاست‌گذاری به صورت اجرای سیستم مالیات‌دهی دینامیک اجرا می‌شد تا ثروت‌های جامعه را به صورت متعادل‌تری توزیع کند. در بسیاری موارد این به آن معنی بود که کارگری که اضافه کار می‌کرد اضافه حقوق اندکی می‌گرفت، در نتیجه افراد کمتری مایل به اضافه کار کردن بودند. همین‌طور ترفیع شغلی با حقوق بالاتر عملا درآمد نهایی چندان بیشتری نصیب شخص نمی‌کرد چرا که مالیات هم متناسب با درآمد فرد بیشتر می‌شد. در نتیجه در این سیستم، سیاست‌ سوسیالیستی دولت عملا افراد را از زیاد کار کردن بر حذر می‌داشت.

مفهوم دوم: فکر نکن کسی هستی!

ریشه‌ی مفهوم «یانتِه‌لاگِن» (تلفظ سوئدی) یا «فکر نکن کسی هستی» (Jantelagen) به عدم علاقه‌‌ی سوئدی‌ها (و اسکاندیناوی‌ها و بریتانیایی‌ها و استرالیایی‌ها) به اشخاص بسیار موفق (high achievers) باز می‌گردد. در روایت سوئدی‌ها اشخاص از این‌که خود را برتر یا بهتر از دیگران بدانند نهی می‌شوند.

ده فرمان فروتنی (Jante Law) سوئدی‌ها یا یانتِه‌لاگِن به شرح زیر است:

  1. فکر نکن ویژه و خاص هستی.
  2. فکر نکن به همان خوبی ما هستی.
  3. فکر نکن از ما زیرک‌تر هستی.
  4. فکر نکن از ما بهتر هستی.
  5. فکر نکن بیشتر از ما می‌دانی.
  6. فکر نکن برتر از ما هستی.
  7. فکر نکن به اندازه‌ی کافی خوب هستی.
  8. تو نباید به ما بخندی.
  9. فکر نکن کسی به تو اهمیتی می‌دهد.
  10. فکر نکن می‌توانی چیزی به ما یاد بدهی.

بنابراین خیلی از سوئدی‌ها تلاش می‌کنند هم‌رنگ جماعت باشند و در میان آن‌ها خوب جا شوند. اگر یک سوئدی خیلی در کارش موفق شود، خود را در معرض حسادت همسایه‌ها، دوستان و بستگان قرار داده است، مگر این‌که «درست به اندازه» (lagom) موفق باشد. نتیجه‌ی این دیدگاه این‌ می‌شود که دانش‌آموزانی که استعدادهای درخشانی هم دارند از گرفتن مشاغل‌ چالش‌برانگیز برحذر و به گرفتن مشاغل لاگوم (مشاغلی که درست به اندازه هستند) تشویق می‌شوند.

اگر دانش‌آموزی جاه‌ طلب باشد به این معناست که فکر کرده از دیگران بهتر است، در حالی که این نگرش از لحاظ فرهنگی پذیرفته نیست. «یانتِه‌لاگِن» کارآفرین‌ها، ماجراجویان، هنرمندان، مخترعان و همین‌طور دانش‌آموزان معمولی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

مفهوم سوم: امن و مطمئن

«تریگ‌هِت» (Trygghet) (تلفظ سوئدی) را می‌توان به امنیت و اطمینان خاطر ترجمه کرد که مفهومی بسیار عزیز و مهم در قلب سوئدی‌هاست. سوئدی‌ها ترجیح می‌دهند محتاط باشند و تلاش می‌کنند قبل از هر تصمیمی خطرات مربوط به آن را ببینند. در کسب و کار، آن‌ها معمولا هر حرکتی را مستند و ابعاد آن‌را به خوبی بررسی می‌کنند زیرا اعتقاد دارند همیشه بهتر است جانب احتیاط را نگاه داشت.

این موضوع با علاقه‌ی سوئدی‌ها به برنامه‌ریزی و قابل پیش‌بینی بودن و تصمیم‌گیری برپایه‌ی وفاق همگانی هم‌خوانی دارد. از نظر آن‌ها، اگر اختلاف نظر بین اعضای گروه وجود داشته باشد، تصمیم خوب گرفته نمی‌شود. از طرف دیگر، تصمیم گرفتن برای سوئدی‌ها به معنای کیفیت و قابل اعتماد بودن است، یعنی سوئدی‌ها وقتی تصمیمی را بگیرند معمولا پای آن می‌ایستند.

مثلا بخشی از برنامه‌ی مسکن‌ دولت رفاه در سوئد به این دیدگاه بر می‌گردد. دولت رفاه سعی می‌کند در برابر چیزهایی که باعث اضطراب و عدم اطمینان خاطر می‌شوند، آرامش و امنیت به وجود بیاورد و به سوئدی‌ها امکان می‌دهد تا با اطمینان خاطر برای زندگی‌شان برنامه‌ریزی کنند. این موضوع به دولت هم بر می‌گردد. دولت در بیشتر موارد با مردم روراست است. در سوئد مطابق قانون اسناد و مدارک دولتی بسیاری در دسترس عموم مردم قرار دارد. علاوه بر آن افراد می‌توانند پرونده‌های شخصی خود مثل پرونده‌ی پزشکی، پلیس و غیره را از دولت درخواست کنند که باعث فراق خاطر آن‌ها می‌شود.

مفهوم «تریگ‌هِت» فقط در مواجهه با خطر یا ترس خلاصه نمی‌شود بلکه به احساس امنیت در شغل، خانه و خانواده نیز بر می‌گردد. به همین منظور سوئدی‌ها در مقایسه با آمریکایی‌ها یا بریتانیایی‌ها کمتر در سطح کشور جابه‌جا می‌شوند و از این‌که به دلایل شغلی محل زندگی خود را عوض کنند چندان استقبال نمی‌کنند (به خصوص در سنین بالاتر).

________________________

* ظاهرا وایکینگ‌ها در هنگام نوشیدن از یک ظرف مشترک استفاده می‌کردند و هر وایکینگ باید «درست به اندازه» نوشیدنی برمی‌داشت تا اولا به اندازه‌ی کافی سیراب شود و ثانیا به دیگران اجحاف نشود.

این مطلب چکیده ای از یکی از بخش های کتاب «شوک فرهنگ – سوئد» (CultureShock – Sweden) می باشد. مطالب مفصل‌تر درباره زندگی سوئدی ها را از همین کتاب بخوانید.

۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

پاکستان: به هر کشوری که به سیل زده های ما کمک کند 8 عدد بمب اتم رایگان هدیه می دهیم! ناقابل است!

سیل پاکستان و آوارگی 17 میلیون نفر از مردم این کشور را ببینید و عبرت بگیرید! کشوری که صاحب بمب اتم است و انواع و اقسام موشک ها را هفته ای 40 بار آزمایش می کند، با یک باران چنان بر زمین می خورد و عورتش نمایان می شود که مجبور است به زمین و زمان چنگ بزند که ای ملت ها به داد ما برسید که آب ما را برد! بدانید راه رستگاری ملت ها اگر از طریق موشک هوا کردن و بمب اتم ساختن می گذشت الان سوئیس و سوئد و فنلاند اولین کشورهایی بودند که دست به تولید انبوه چنین چیزهایی می زدند.

تصمیم با خود ملت هاست! آیا دوست دارید به پاکستان یا کره شمالی دوم تبدیل شوید و انواع بمب و موشک هسته ای داشته باشید و با یک باران در سیل غرق شوید یا نظیر کشورهایی چون سوئد و فنلاند و سوئیس بدون بمب و موشک هسته ای باشید و عوضش غرق در ناز و نعمت و آسایش باشید!
انتخاب با خود شماست!

'گروهی از سیل زدگان پاکستانی پشت مرز ایران تجمع کرده اند'
عباسعلی نورا نماینده زابل در مجلس از تجمع گروهی از سیل زدگان پاکستانی در پشت مرزهای ایران خبر داده و گفته دولت باید از این گروه در خاک پاکستان حمایت کند.
آقای نورا به خبرگزاری مهر گفته که "حجم زیادی از سیل زدگان پاکستانی پشت مرزهای ایران در انتظار ورود به داخل خاک کشور مان هستند."
ایران و پاکستان دارای حدود نهصد کیلومتر مرز مشترک هستند و نماینده زابل می گوید که با توجه به فاصله 700 تا 800 کیلومتری مناطق سیل زده تا مرکز ایران، "تصور ما این است که هنوز انبوه جمعیت سیل زدگان پاکستانی به سمت مرزهای شرقی کشورمان سرازیر نشده است."
این نماینده مجلس پیش بینی کرده که در "دو سه هفته آینده حجم زیادی از سیل زدگان به سمت خاک ایران سرازیر شوند." شمار تلفات سیل پاکستان دست کم یک هزار و ششصد نفر گزارش شده است و سازمان های امدارسانی گفته اند که نزدیک به شش میلیون نفر به کمک های غذایی و دارویی نیاز فوری دارند.

سازمان ملل می گوید با وجود آن که هفتاد درصد از پول مورد نیاز برای کمک به سیل زدگان را تامین کرده، بسیاری از آنان هنوز هیچ کمکی دریافت نکرده اند!

به دلیل خساراتی که به زیرساخت های اقتصادی از جمله راه های ارتباطی و پل ها وارد شده، توزیع کمک در میان سیل زدگان با دشواری همراه است. مقامات پاکستانی گفته اند که تامین نیازهای فوری سیل زدگان مستلزم دریافت حدود یک میلیارد دلار کمک است و بازسازی خسارت های ناشی از واقعه دست کم پانزده میلیارد دلار و پنج سال وقت لازم دارد.
آقای نورا می گوید که سیل زدگان پاکستانی برای نجات خودشان چاره ای جز وارد شدن به خاک ایران ندارند و وزارت خارجه باید در این زمینه بررسی و ارزیابی لازم را انجام دهد.
این نماینده مجلس به دولت پیشنهاد کرده که "برای جلوگیری از بروز هر گونه مشکل ناشی از ورود سیل زدگان پاکستانی به داخل خاک ایران، بهتر است آنها را پشت مرزهای خودمان و داخل خاک پاکستان حمایت کنیم."
منبع: بی بی سی

در ضمن من مطمئن هستم به دلیل اینکه این کشور مسلمان و دوست و برادر ما! سیستم ناسالم و کثیف دولتی و مدیریتی هم دارد، بسیاری از کمک های انسان دوستانه هم در این کشور مانند زلزله بم در ایران، مورد اختلاس دولتمردان قرار می گیرد و به دست مردم نیازمند نمی رسد.

و این یعنی زجر و بدبختی مضاعف مردم یک کشور.

این عذاب های مضاعف برای مردم خاورمیانه باشد که بدانند راه سعادت هر ملتی تنها و تنها از طریق ایجاد یک سیستم دولتی-مردمی صد درصد ملی که تنها به فکر منافع و خوشی ملی آنها هست می گذرد و نه چیز سرگرم کننده دیگر!!

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

خوشا به حالت ای فنلاندی، چه شاد و خُرّم چه با صفایی!


«دسترسی به اینترنت بسیار پرسرعت» در فنلاند جزو حقوق شهروندی شد!
دولت فنلاند اعلام کرد که از روز پنج‌شنبه، دهم تیرماه، «دسترسی به اینترنت بسیار پرسرعت» جزو حقوق قانونی شهروندان این کشور خواهد بود.
فنلاند اولین کشور در جهان است که دسترسی به اینترنت پرسرعت را به عنوان یکی از حقوق شهروندی به تصویب می‌رساند. به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان، دولت فنلاند روز پنج‌شنبه، دهم تیرماه، در بیانیه‌ای خاطرنشان کرد که به موجب این قانون، اداره مخابرات این کشور موظف است به ازای قیمتی قابل قبول اینترنت پرسرعت را در دسترس تمامی شهروندان این کشور قرار دهد.
سووی لیندن، وزیر ارتباطات کشور فنلاند، نیز در این زمینه گفت: «از هم‌اکنون، برخورداری از خدمات اینترنت پرسرعت با قیمت مناسب، جزء حقوق اولیه تمامی شهروندان فنلاند به حساب خواهد آمد.»
به موجب این قانون جدید که از آن تحت عنوان «تعهد خدمات فراگیر» یاد می‌شود، دسترسی به اینترنت پرسرعت در کنار خدمات پستی و تلفن، جزء خدمات اولیه این کشور محسوب خواهد شد و شهروندان فنلاندی با پرداخت ماهیانه مبلغی در حدود ۳۵ یورو به این سرویس دسترسی خواهند یافت.
اداره ناظر بر ارتباطات و مخابرات کشور فنلاند به منظور اجرای این طرح، ۲۶ شرکت مخابراتی را در نقاط مختلف کشور مستقر کرده است.
لارا فیکونین، مشاور قانون‌گذاری وزارت ارتباطات این کشور، در سال ۲۰۰۹ در مصاحبه‌ای با شبکه سی‌ان‌ان اعلام کرده بود که ۹۵ درصد از شهروندان فنلاندی به اینترنت دسترسی دارند.
بر طبق آمار منتشر شده توسط سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در دسامبر ۲۰۰۹، گستردگی اینترنت پرسرعت در فنلاند ۲۶.۷ درصد ارزیابی شده است. این در حالی است که گستردگی اینترنت پرسرعت در ایالات متحده ۲۶.۴ درصد گزارش شده و هلند و دانمارک با ۳۷.۱ درصد مقام اول را در این حوزه دارا هستند.
همچنین بر طبق گزارش اتحادیه اروپا که در نوامبر گذشته منتشر شد، تا ماه ژوئیه سال گذشته، ۲۴ درصد از ساکنین کشورهای اتحادیه اروپا به اینترنت دسترسی داشتند.
کشور فنلاند که بنیان‌گذاری شرکت نوکیا را به عنوان یکی از غول‌های حوزه مخابرات در پرونده فعالیت‌های خود در زمینه ارتباطات دارد، از پیشروترین کشور‌ها در امور مخابراتی محسوب می‌شود.

آیا افتخار از این بالاتر برای یک ملتی وجود دارد که دولتی را بر سر کار آورده اند که اینترنت را جزو حقوق شهروندی شهروندان خود می داند و از هیچ تلاشی برای افزایش این خدمات به ملتش کوتاهی نمی کند. اینترنت را فیلتر که نمی کند هیچ، آن را با بالاترین سرعت ممکن با کمترین هزینه برای 95 درصد شهروندانش فراهم می آورد. علاوه بر این، این دولت لگد نمی زند، جفتک نمی پراند، باتون نمی زند، تجاوز جنسی نمی کند، دروغ نمی گوید، جهان را مدیریت نمی کند، برق شهروندانش را قطع نمی کند .... وای خدای من چی می شد من هم یک دولت و یک ملت و یک کشور مثل فنلاند می داشتم.
حالم بد شد وقتی این خبر را دیدم.

خوشا به حالت ای فنلاندی
چه شاد و خُرّم، چه باصفایی

در کشور ما نیست جز داد و فریاد
خوشا به حالت که هستی آزاد

ای کاش من هم فنلاندی بودم ...

راستی آیا تابحال توی اخبار جایی خوانده یا شنیده اید که مثلا مردم فنلاند ریخته اند در خیابان و مرگ بر آمریکا و انگلیس و فرانسه و ایران و عربستان و پاکستان و دیگر ملل دنیا گفته اند و پرچم فلان کشور را آتش زده اند؟!
اصلا این مردم در چه دنیایی زندگی می کنند که خبری از آنها در هیچ روزنامه و تلویزیون بین المللی نیست؟! نکند اتفاقی برای آنها افتاده است! آیا زنده اند؟؟؟!

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

ژاپنِ دوم شدن پیشکشمان، مراقب باشیم کره شمالی دوم نشویم!

بارها و بارها از زبان مسئولان اون رژیم و این رژیم شنیده ایم که می خواهند ایران را به ژاپن دوم در خاورمیانه تبدیل کنند. اما با این اوضاع و احوالی که امروز مملکت ما دارد باید گفت که: ژاپنِ دوم شدن پیشکشمان، مراقب باشیم کره شمالی دوم نشویم! ایرانِ امروز در جمهوری اسلامی روز به روز با سرعت بیشتری در حال تبدیل شدن به مدلی از سیستم کره شمالی در خاورمیانه می باشد. شاید با دانستن حقایقی درباره مردم کره شمالی و نوع حکومتشان و جهان بینی آنها، بتوانیم خودمان را از گرفتار شدن در این مرداب تباهی رهایی بخشیم.

کره شمالی: جهنم سرخ و نکبتی به نام کمونیسم
کره شمالی (جمهوری دموکراتیک خلق کره!) و کوبا تنها نقاطی از جهان هستند که همچنان آلوده به کمونیسم یا همان طاعون سرخ قرن بیستم باقی مانده اند. کوبا به واسطه نزدیکی اش به آمریکا و روابط خارجی اش با بسیاری از کشورهای دنیا، سرزمین نسبتا شناخته شده ای هست. اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون کره شمالی که با سیستمی استالینی اداره میشود، خبر چندانی ندارند.
رهبر کنونی کره شمالی کیم چونگ ایل هست. پدر وی هم رهبر سابق این کشور بود و کیم ایل سونگ نام داشت. البته مردم بدبخت کره شمالی رهبر حکومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا که به فرموده مقامات آن کشور، کیم ایل سونگ نمرده است بلکه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می کند! در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است.
هر بازدید کننده ای که به این مکان می آید، باید یک دقیقه سکوت کرده و سپس در مقابل مجسمه رهبر بزرگ ادای احترام کرده و شاخه گلی را نثار کند.

در کره شمالی تنها کسی که حق فکر کردن دارد رهبر حکومت است که فرمانده بزرگ نامیده میشود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئله ای حرفی زد دیگر هیچکس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر کند. از نظر حکومت کمونیستی آن کشور، مردم کره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن کشور وظیفه ای جز کشف حقیقت در افکار و سخنان رهبر نظام کمونیستی را ندارند.
چندی پیش رهبر حکومت کره شمالی (کیم چونگ ایل) در حال بازدید از جایی به خانمی که کت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی کره ای زیباتر به نظر می رسید. همان شب تلویزیون کره شمالی با قطع برنامه های عادی اش اعلام کرد از این لحظه به بعد همه زنان شاغل در کشورمان موظف هستند که با لباس سنتی کره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود!
کره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این کشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند. در واقع همه در همان جایی که زندگی می کنند زندانی هستند. برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حکومت اجازه بگیرند. در کره شمالی کسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور. یعنی دختر و پسری که عاشق هم شده اند باید گزارش کاملی از نحوه عاشق شدنشان، دلیل عاشق شدنشان، میزان علاقه و احساسی که نسبت به یکدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود. قبل از مصاحبه، سیستمهای امنیتی و نظامی کره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می کنند و نهایتا اگر مورد مشکوکی دیده نشد، برای ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می کنند.

مردم کره شمالی همیشه فقیر و قحطی زده هستند و سالیانه چندین هزار نفر از آنها به دلیل گرسنگی می میرند. دولت کره شمالی معمولا کمکهای غذایی خارجی را نمی پذیرد چرا که معتقد است این غذا ها ممکن است روی افکار مردم اثرات نامطلوب بگذارد و باعث تهاجم فرهنگی علیه نظام کمونیستی شود.
سفر مردم کره شمالی به خارج از کشور مطلقا ممنوع است و هر کس مایل به دیدن خارج باشد به عنوان یک ضد انقلاب و عامل دشمن دستگیر می شود. حتی تلفن زدن به خارج از کشور هم می تواند منجر به تیرباران شخص تلفن کننده شود. سفر خارجی ها نیز به داخل کره شمالی مطلقا ممنوع هست، بجز کمونیستها و سوسیالیستهای ضد آمریکایی که از برخی از کشورهای دنیا به شکل گروهی و به صورت تورهای همبستگی! و برای شرکت در جشنهای دولتی به این کشور سفر می کنند. به ازای هر توریست هم یک نفر برای مراقبت و بطور شبانه روزی در کنارش هست تا مبادا با کسی حرفی بزند. در کره شمالی حتی خواب دیدن مردم هم کنترل میشود و دانش آموزان موظف هستند آخرین خوابهای سیاسی خود و والدینشان را به نماینده وزارت اطلاعات و امنیت در کلاسشان! گزارش کنند.

انتشار هر نوع خبر ناخوشایند سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره که مربوط به کره شمالی باشد ممنوع است. هر گونه انتقاد از نظام کمونیستی و مقامات آن نیز جرم تلقی میشود. دوازده روزنامه در این کشور منتشر می شوند اما خبرنگار ندارند! این روزنامه ها موظف هستند که هر روز خبرهایی که از وزارت اطلاعات و امنیت دریافت می کنند را عینا منتشر کننند. فقط برخی از مقالات آنها با هم فرق می کند.
پخش و نمایش هر نوع فیلم و حتی کارتون خارجی در تلوزیون کره شمالی مطلقا ممنوع است. پدیده اینترنت در کره شمالی وجود ندارد و داشتن رادیوهایی که قادر به دریافت امواج خارجی باشند و یا گیرنده های تلوزیونهای ماهواره ای و دستگاه فاکس جرم است. حتی موبایل و دوربین فیلمبرداری نیز جزو ابزار جاسوسی برای دشمن محسوب میشوند و دارنده اش می تواند با مجازات تیرباران در ملا عام روبرو شود.
کمونیستهایی هم که به عنوان مهمان دولت کره شمالی و به منظور شرکت در جشنهای دولتی به آن کشور سفر می کنند باید به محض ورود، دوربین فیلمبرداری و موبایل خود را تحویل بدهند و در وقت خروج از آن کشور تحویل بگیرند. حرف زدن با اتباع کره شمالی برای خارجی ها مطلقا ممنوع است و حتی اگر قیمت کالایی را هم بخواهند بپرسند این کار را باید از طریق فردی که مراقب توریست است و او را قدم به قدم همراهی می کند، پرسیده شود.

تصویری از یک کتابخانه عمومی در کره شمالی

مردم کره شمالی هیچ خبری از دنیای بیرون از کشورشان ندارند و تاکنون هیچ فیلم خارجی را در تلوزیونشان یا سینماهایشان ندیده اند. آنها نمی دانند که واقعا در دنیا چه می گذرد؟ چند سال پیش در دانشگاه پیونگ یانگ کره شمالی فیلم اولیور توئیست که داستانش متعلق به دویست سال پیش است را برای دانشجویان نمایش داده بودند و گفته بودند حالا خودتان خیابانهای لندن را ببینید و قضاوت کنید که ما پیشرفته تریم یا اروپایی ها؟
مقامات کره شمالی می گویند تماشای فیلمهای خارجی و بخصوص فیلمهای آمریکایی باعث تهاجم فرهنگی دشمن می شود. اصولا مقامات کره شمالی به تمام دنیا (بجز چین، روسیه، کوبا، لیبی، سوریه و ونزوئلا) می گویند دشمن. در کره شمالی آموزش و پرورش رایگان است اما نود درصد از مطالب کتابها در وصف مقام رهبری کره شمالی و پدرش و نیز دستاوردهای حکومت کمونیستی است.
بهداشت و درمان هم رایگان است اما در بیمارستانهایش هیچ نوع دارو و امکاناتی وجود ندارد و بیماران صرفا برای مرگ و راحت شدن از دست زجر کشیدنهایشان به آنجا می روند. مردم کره شمالی به ظاهر در مسکن های رایگان زندگی می کنند اما خانه هایشان به سلول انفرادی بیشتر شبیه هستند تا منزل و مسکن یک انسان. هیچ کس حق داشتن ماشین شخصی را ندارد و هفتاد درصد مردم برای مسافرتهایشان از دوچرخه استفاده می کنند. همه مردم کره شمالی موظف هستند که با یونیفرم رسمی از منزل خارج شوند و یا آنکه علامت خاصی را روی پیراهنهایشان نصب کنند تا به این ترتیب وزارت اطلاعات و امنیت کشورشان بداند چه کسانی و با چه شغلها و موقعیتهایی در حال عبور و مرور در کوچه ها و خیابانها هستند.
در کره شمالی دو نوع پول رایج وجود دارد. یکی پولی که مردم آن کشور استفاده می کنند و یکی هم پولی که خارجی های مقیم آن کشور موظفند خرج کنند. سیستمهای امنیتی کره شمالی معتقدند که به این شکل می توان فهمید که چه کسی از دشمن و یا توریستهای خارجی پول گرفته یا با او معامله کرده است.
مردم کره شمالی موظف هستند که هر روز و قبل از شروع کار ابتدا در مقابل مجسمه های رهبر حکومتشان و پدر او تعظیم کنند و سپس به مدت ده دقیقه به سخنرانی های ضد آمریکایی رئیس یا مدیر یا معلمشان گوش کنند و بعد هم به مدت پنج دقیقه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر دشمن بدهند و آنگاه کارشان یا درسشان را آغاز نمایند.

این برنامه پنجاه سال است که هر روز صبح در سراسر کره شمالی اجرا می شود. درآمد همه مردم در کره شمالی یکسان است و هر نفر معادل ۴۸ هزارتومان به پول ما در ماه حقوق می گیرد. ورزشکاران کره شمالی قبل از اعزام به خارج از کشور و حضور در مسابقات خارجی، ابتدا در کلاسهای عقیدتی و سیاسی شرکت می کنند و بعد خانواده هایشان به گروگان گرفته میشوند تا فرزند ورزشکارشان به کره برگردد. اگر کسی برنگشت، همه عزیزانش را یکجا تیرباران می کنند.
وقتی هم برگشت اجازه دیدن هیچ کس را ندارد و برای مدتی طولانی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کره شمالی بررسی میشود تا مشخص گردد که در چند روزی که در کشورش نبوده آیا مورد تهاجم فرهنگی دشمن قرار گرفته است یا نه؟

در کره شمالی جشنوارهایی پر هزینه به نام بازیهای توده در تجلیل از رهبر این کشور برگزار میشود که به مدت شش شب پیاپی در هفته و به مدت دو ماه برگزار می‌شود. در این نمایشها صد هزار شرکت کننده از جمله رقاصها و ژیمناست‌ها به اجرای نمایش می‌پردازند.

کشور کره شمالی تنها یک وبسایت دارد! (http://www.korea-dpr.com) من بعدا درباره این وبسایت و مطالبش (که به انگلیسی هم هستند) نکات جالبی را خواهم نوشت. مردم کره شمالی معتقد هستند که به دلیل اعتقادشان به کمونیسم و زندگی در یک کشور کمونیستی، خوشبخت ترین انسانهای روی زمین هستند.
از نظر عموم مردم بدبخت و مفلوک و بی خبر کره شمالی، مارکس و انگلس و لنین و استالین سازندگان تاریخ و تمدن بشری هستند. آنها تحت تاثیر بمبارانهای تبلیغاتی حکومتشان بر این باور هستند که رهبر سابقشان (کیم ایل سونگ) بعد از مرگش به خورشید پیوسته و کار خوبی هم البته کرده است اما اگر رهبری کنونی شان بمیرد نه تنها کره زمین بلکه منظومه شمسی نیز متلاشی خواهد شد!
تنها سایت کره شمالی که توسط وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور اداره میشود صراحتا به زبان انگلیسی نوشته است که طبق کشف جدیدی که شده، کیم ایل سونگ از همان ابتدا بخشی از خورشید بوده! وقتی کیم ایل سونگ مرد، مرکز هواشناسی کره شمالی اعلام کرد به دلیل پیوستن رهبر بزرگ و بنیانگذار کبیر انقلاب کمونیستی کره شمالی به خورشید، درجه حرارت خورشید و طبیعتا گرمای جهان بطور ناگهانی بالا رفته است!
سازمان حفاظت محیط زیست کره شمالی نیز اعلام کرد گروهها و دسته های انبوه و بی شماری از پرندگان به طرز شگفت انگیزی برای بنیانگذار انقلاب شکوهمند کمونیستی ادای احترام کرده اند. در آن زمان روزنامه اطلاعات چاپ تهران این خبرها را عینا و به نقل از خبرگزاری ها منتشر کرد.

کمونیستهای ایرانی که در نوع خود عجیب و غریب ترین کمونیستهای جهان محسوب میشوند با رحل اقامت افکندن در کشورهای اروپای غربی و نیز کانادا و آمریکا، از بام تا شام علیه همین کشورهای غربی، کانادا و آمریکا در وبسایتها و وبلاگها و فیس بوکهایشان مطلب می نویسند اما حاضر نیستند برای یک شب در عمرشان هم که شده است این کشورهای غربی و پادشاهی اروپایی را ول کنند و بروند در کره شمالی یا کوبا زندگی کنند تا طعم زندگی در زیر سایه یک حکومت کمونیستی و کمونیسم واقعی را بچشند.
کره شمالی جهنم سرخی هست که درباره اش بیشتر خواهم نوشت تا چهره واقعی تفکر نکبت بار و ضد انسانی کمونیسم را بیشترنشان داده باشم. عکس اول بالا یکی از پوسترهای تبلیغاتی حکومت کره شمالی است که تصویر کیم ایل سونگ را به شکل خورشید تابان نشان می دهد.
عکس میانی جمعی از خانمهای کارمند کره شمالی را قبل از شروع کارشان، در حال تعظیم صبحگاهی به مجسمه غول پیکر کیم ایل سونگ نشان می دهد. عکس پایینی هم صحنه تعظیم عده ای دیگر از کارمندان در مقابل مجسمه کیم ایل سونگ است. اگر به لباس خانمهای کارمند دقت کنید متوجه می شوید که نوع پوششان از بلوز و دامن به لباس سنتی تغییر کرده است. برای دیدن عکسها در اندازه هایی بزرگتر، روی آنها کلیک کنید.
منبع: روزنامه نگار آزاد، با اندکی اضافات

مشکلات روحی دیپلمات های خارجی مقیم کره شمالی!
وضعیت رسانه ها در کره شمالی به عنوان یکی از معدود کشورهای کاملا کمونیستی جهان در همه جهان بی سابقه است، تلویزیون دولتی کره شمالی در شبانه روز فقط 4 ساعت برنامه دارد که این برنامه ها غالبا به پخش رژه های نظامی و اخبار دولتی، دیدار از کارخانه ها، برنامه های مستند در مورد کیم جونگ ایل و پدرش کیم ایل سونگ یا سخنرانی های حزبی مربوط می شود، پخش هرگونه آگهی تبلیغاتی نیز در تلویزیون دولتی کره شمالی ممنوع شده است تا فرهنگ مصرف گرایی امپریالیستی میان توده ها ترویج نشود.
نکته جالب تر این است که تمام برنامه های تلویزیونی کره شمالی پس از تایید رسمی دفتر "کیم جونگ ایل" رهبر کره شمالی اجازه پخش دارد.
گفتنی است در پی سیلهای متعدد و بروز قحطی و خشکسالی در دهه نود میلادی در کره شمالی حدود "ششصد هزار نفر" جان خود را از دست دادند، شهروندان کره شمالی اجازه عبور و مرور آزاد چه در داخل و چه سفر به خارج از کشور را ندارند و کلیه این امور باید با نظارت شدید پلیس امنیتی این کشور باشد.
تا کنون بین ۷۰۰ هزار تا سه میلیون و پانصد هزار نفر در این کشور در دوره حکومت کمونیست ها اعدام شده‌اند. اعدام می تواند حتی به دلیل یک تماس تلفنی ساده با خارج از کشور یا احتکار مواد غذایی صورت گیرد. این اعدام‌ها بعضا در استادیوم‌های ورزشی در حضور هزاران تماشاگر انجام می شود.
اختلاف طبقاتی تقریبا در کره شمالی بطور کامل منقرض شده است و وضعیت اقتصادی شهروندان کم و بیش شبیه یکدیگر است. وضعیت خاص و عجیب کره شمالی به گونه ای است که هیات های دیپلماتیک خارجی مقیم این کشور بعد از چند ماه اقامت در این کشور، به مشکلات روحی دچار می شوند!
منبع: پارسینه