‏نمایش پست‌ها با برچسب مبارزه منفی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مبارزه منفی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

تنها راه بازگشت به آرمانهای طلایی امام راحل: نپرداختن سراسری قبض های آب و برق و گاز و تلفن!

ما علاوه بر اینکه زَندَگی مادی شما را می خواهیم مرفه بِشَد زَندَگی معنوی شما را هم می خواهیم مرفه بِشَد!
دلخوش نباشید که مسکن فقط می سازیم، آب و برق را مجانی می کنیم، اتوبوس را مجانی می کنیم،
دلخوش به این مقدار نباشید!
معنویات شما را، روحیات شما را، عظمت میدیم!
شما را به مقام انسانیت می رسانیم!
همانطور که می دانید اینها بخش هایی از آرمانهای طلایی امام راحل در بهمن 57 می باشد که امروز دجال احمدی نژاد جلوی رسیدن به این آرمانها را با صدور قبض های گاز و برق و غیره به بهای 10 برابر گذشته گرفته است!
اینک ما آزادی خواهان ایران می توانیم با نپرداختن هماهنگ و سراسری این پول زور به دجال احمدی نژاد، گامی مهم در راستای رسیدن به آرمانهای طلایی امام راحل برداریم!
این نافرمانی بزرگ را جدی بگیرید!
اوج خصومت احمدی نژاد با امام راحل!

۱۳۸۹ مهر ۲۱, چهارشنبه

اعتراض آرام هم صدا دارد!

مقاومت آرام که معمولاً عبارت مبارزه منفی مترادف با آن به کار می رود (اگرچه مبارزه منفی در واقع شیوه یی خاص از مقاومت و مبارزه آرام است) عبارت است از استفاده از قدرت برای رسیدن به اهداف سیاسی-اجتماعی از راه تظاهرات نمادین، خودداری از همکاری های اقتصادی یا سیاسی، نافرمانی مدنی، و شیوه های متنوعی که همگی یک نقطه مشترک دارند؛ عدم استفاده از هرگونه خشونت.

در طول تاریخ، نمونه های بسیاری را می توان از این شیوه مبارزه در سراسر جهان سراغ گرفت:

▪ فعالیت های امریکایی ها در ده سال نخست (۱۷۷۵- ۱۷۶۵) انقلاب آن کشور برای کسب استقلال از بریتانیای آرام و شامل برنامه هایی مثل مخالفت با پرداخت مالیات، تحریم واردات محصولات بریتانیایی، چاپ رساله و روزنامه بود؛

▪ ترینیداد، قرن نوزدهم. تظاهرات آرام مردم به لغو سریع تر قوانین بردگی پادشاهی انگلستان (که در آن زمان ترینیداد مستعمره آن بود) انجامید. فعالیت های ضدآپارتاید در آفریقای جنوبی به صورت آرام آغاز شد تا این که قتل عام شارپویل در ۲۱ مارس ۱۹۶۰ فعالانی چون ماندلا را به فکر ضرورت اعمال خشونت انداخت.

▪ در جنگ جهانی اول، دانمارک با وجود آن که رسماً با آلمان ها همکاری داشت، به شیوه مدنی اعتراض هایی را علیه نیروهای آن کشور اعمال می کرد. در بخش صنعت، کارگران سرعت تولید محصولاتی را که ممکن بود به ماشین جنگی آلمان کمک کند پایین آوردند و گاه به طور کامل متوقف ساختند. از نظر فرهنگی هم، مردم به عنوان مخالفت نمادین با حضور بیگانگان، به برگزاری جشن ها و بزرگداشت های گسترده تاریخی و سنت های خود پرداختند.

▪ مبارزات آرام علیه اقدامات نازی ها در جنگ جهانی دوم حتی در خود برلین هم نتایج مثبتی را به بار آورد.

▪ در زمان اشغال چکسلواکی توسط روسیه در سال ۱۹۶۸، مردم آن کشور شیوه مبارزه منفی در پیش گرفتند؛ تابلوهای خیابان ها را رنگ می کردند، منابع آب مورد استفاده روس ها را قطع و ساختمان هایشان را با گل، پرچم و شعارهای مختلف تزئین می کردند.

▪ تجمع های مردمی و پرسروصدای راستی ها در اعتراض علیه سالوادور آلنده در شیلی در اوایل دهه ۱۹۷۰. سروصدای این تجمع ها نه از فریادهای مردم که از کوبیدن آنها روی دیگ و قابلمه های خود بود، که این شیوه اعتراض از آن پس به یکی از شیوه های رایج اعتراض مدنی در کشورهای امریکای لاتین تبدیل شده است.

▪ در فرانسه در سال ۱۹۷۱ دولت با این ادعا که کسی در دشت لارزاک زندگی نمی کند، پروژه یی را برای ساخت اردوگاه نظامی در این منطقه اعلام کرد. کشاورزان محلی که مخالف این نظر بودند به دنبال لانزا دل وستو، فیلسوفی که در حمایت از آنها دو هفته اعتصاب غذا کرد، فعالیت های آرامی را شروع کردند. در سال ۱۹۷۲، کشاورزان ۶۰ گوسفند خود را برای چرا به چمن های زیر برج ایفل آوردند و توجه رسانه های دنیا و گروه های زیادی را به مشکل خود جلب کردند، به طوری که در سال ۱۹۷۳ صدهزار نفر در حمایت از آنها در پاریس تظاهرات کردند. این مبارزات ادامه یافت تا این که در سال ۱۹۸۱ سرانجام این پروژه توسط فرانسوا میتران لغو شد.

▪ اعتصاب علیه پرداخت مالیات به نیروهای اشغالگر توسط ساکنان روستای بیت ساحور در فلسطین در دوران انتفاضه اول در سال ۱۹۸۹.

▪ و باز هم در فرانسه، در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۲، به دنبال نامزدی لوپن و عقاید افراطی او، گروه های بسیاری با وجود عدم باور به شیراک و برنامه های او، علیه لوپن متحد شدند و به تظاهرات پرداختند و حامیان جناح چپ حتی این پیشنهاد را مطرح کردند که رأی دهندگان به نشانه نداشتن حق انتخاب واقعی با پوشیدن دستکش یا زدن گیره لباس به دماغ خود پای صندوق ها بروند که البته این پیشنهاد به دلیل آشکار ساختن نظرات شخصی افراد و امکان باطل شدن آرا در روز رأی گیری عملی نشد.

نافرمانی مدنی که شیوه یی از مبارزات عاری از خشونت به شمار می رود عبارت است از سرپیچی آگاهانه، عمومی و عاری از خشونت از قوانینی خاص به هدف ایجاد تغییرات در قانون یا سیاست های دولت. افراد در این شیوه مبارزه پیامدهای قانونی قانون شکنی های خود را با کمال میل می پذیرند تا نشان دهند که به حاکمیت قانون احترام می گذارند، اما در محدوده همین قوانین، حق اعتراض را برای خود مسلم می دانند.

به این ترتیب گفته می شود نافرمانی مدنی جایی میان اعتراض قانونی از یک سو و فعالیت های انقلابی، اعتراض های نظامی و مقاومت های نظم یافته خشونت آمیز از سوی دیگر قرار می گیرد. مبارزات استقلال طلبانه گاندی در هند، مبارزه علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی، مبارزات مارتین لوترکینگ در دهه ۱۹۶۰ در امریکا و فعالیت مخالفان جنگ در زمان جنگ ویتنام از جمله موارد نافرمانی مدنی به شمار می رود.

یکی از چهره های مطرح در مبارزات نافرمانی مدنی «هنری دیوید تورو» امریکایی است که نخستین بار واژه نافرمانی مدنی را در مقاله خود در سال ۱۸۴۸ مورداستفاده قرار داد. در این مقاله، تورو به توضیح دلایل خود در مورد مخالفتش با پرداخت مالیات به نشانه اعتراض علیه برده داری و جنگ مکزیک ـ امریکا پرداخته بود.
منبع: روزنامه اعتماد

۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

هیچ پلیسی در دنیا توانایی سرکوب "مبارزه منفی" را ندارد! کمی در این باره بیشتر بیاندیشید!

آدرس کوتاه برای تکثیر انبوه:
http://bit.ly/manfiway

مبارزه منفی؛ آغاز راهی ساده و عملی برای به زانو درآوردن رژیم های مستکبر و ستمگر، بدون ترس و خونریزی است!
در ره منزل لیلی (آزادی) که خطرهاست در آن، آزموده را آزمودن خطاست! برای رسیدن به پیروزی باید روش های جدید و کاراتر در مبارزه با دیکتاتور به کار گرفت. حتما از خود پرسیده اید که اکنون که برای تظاهرات های جنبش سبز، رژیم به ازای هر تظاهرکننده، 10 نفر مزدور تا به دندان مسلح را روانه خیابان می کند، تکلیف ادامه مبارزه سبز چیست؟ پاسخ پرسش شما در مبارزه منفیست! همان راهی که از اول می بایست می رفتیم و نرفتیم! ولی اکنون زمانه، زمانه مبارزه منفیست ... فرمانده و رسانه شمایید!

مطالعه و خواندن این متن بیشتر از 5 دقیقه وقت شما را نمی گیرد!

اما دریچه ای نو و تازه را به سوی شما می گشاید:


مبارزه منفی چیست؟

مبارزه منفی به معنای مبارزه مسالمت آمیز و مقاومت در برابر نیروهای خصم، بدون خشونت است. از آن جا که مبارزه مثبت و قهرآمیز نیاز به وسایل گوناگون دارد و همواره با صرف نیرو و تلفات مالی و جانی همراه است، معمولا عاقبت اندیشان و عقل گرایان تا کارد به استخوانشان نرسد به این گونه مبارزه روی نمی آورند!
(مثل ما در جنبش سبز!)

اساس مبارزه منفی را اتفاق و وحدت یک جامعه تشکیل می دهد. یعنی افراد جامعه از صمیم قلب با یکدیگر پیمان می بندد که با حاکمیت ظالم و خونخوار خود قطع ارتباط کنند و در کارهای اجتماعی و شخصی با آنان همکاری نکنند. در بیشتر موارد این حرکت عمومی عرصه را بر حاکمان تنگ و آنان را وادار به تسلیم می کند.

مبارزه منفی در حقیقت شیوه‌ای از نافرمانی مدنی خشونت‌پرهیز است که در آن انجام ندادن یک سری از کارها روش مبارزه می‌شود. مثلا برای مبارزه منفی با حکومتی تمامیت‌خواه، همکاری نکردن (اداری، حقوقی، مالی، نظامی، پژوهشی)، کمک نکردن، شرکت نکردن در راهپیمایی‌های حکومتی، شرکت نکردن در انتخابات محلی و سراسری، پیروی نکردن از هنجارهای حکومت‌پسند (نظیر نوع لباس پوشیدن، موی سر، طرز تفکر، آداب مذهبی و ...)، رابطه برقرار نکردن با سازمان‌های دولتی، نپرداختن سراسری قبض برق و آب و تلفن، تماشا نکردن تلویزیون دولتی، نپذیرفتن پست‌های دولتی، نخریدن کالاهای بخصوص، تحریم هنرمندان حامی دولت، نگذاشتن پول در بانک‌ها، و ... از روش های مبارزاتی در این نوع مبارزه به حساب می آیند.

ما در فرهنگ سیاسی-مبارزاتی مفهومی به نام "مبارزه منفی" داریم. این بدین معناست که عدم حضور مردم معترض، بدلیل اجرای مقررات امنیتی‌ شدید، نماینگر مقاومت اجبارا خاموش آنها در مقابل حاکمیت است. به عنوان مثال 12 شهریور 1389 -روز قدس- یک اعتصاب عمومی بود! شرکت نکردن انبوه مردم در این مراسم که صبح تا شب تلویزیون و رادیو و تمام دستگاه های حکومتی با تمام قوا مشغول به دعوت مردم برای حضور در آن بودند خفتیست بزرگ برای رژیم و نماینگر ضعف آن در سازماندهی مراسمی است که در گذشته با بوق و کرنا و حضور صدها هزار نفر برگزار میکرد!

  • تغییرات اساسی از راه سرپیچی و سرکشی به دست می آیند!
حکومت راه خود را سالها است که انتخاب کرده، ولی مردم ایران باید هوشیارانه تر عمل کنند. باید به وجود نظمی خلل ناپذیر در جهان پیرامون خود ایمان بیاوریم، نظمی که سبب می شود تا به این باور برسیم که خدا شیر یا خط نمی اندازد. خدا اخلالی در نظم جهان بوجود نمی آورد و همه چیز تابع این نظم است (ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم؛ خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود سرنوشت خود را تغییر دهند).
بر همین اساس باید دانست که ما با حکومتی مواجه هستیم که به هیچ چیز اعتقاد ندارد و تنها معبودش، دلارهای نفتی و درآمدهای نجومی نامشروع است و برای حفظ این منافع، تقلب و سرکوب و اعدام و شکنجه و تجاوز و زندان و شکنجه، بدیهی ترین ابزاری است که بکار می برد. چنین حکومتی که بر اساس غارت و چپاول ثروت ملی شکل گرفته، بر اساس نظم الهی موجود در جهان، صدها سال به عمر خود ادامه خواهد داد مگر اینکه مردم بر اساس "فرمول نظم" با آن مبارزه نموده و سرنگونش نمایند.
حکومتی که از وحشیگری بر علیه دختران و زنان این کشور نیز ابایی ندارد، حاضر است ننگین ترین روشهای سرکوبی که حتی سربازان اسرائیلی نیز حاضر به ارتکاب آن نیستند را بکار ببرد، حکومتی که اگر همین صحنه های جنایات خیابانی متعدد را اسرائیلی ها بر علیه فلسطینی ها انجام داده بودند، بیشتر مراجع تقلیدش از شدت ناراحتی غش می کردند و طلبه هایش کفن پوش با دهان های کف کرده به خیابانها می ریختند ولی امروز بی غیرت از سلاخی جوانان ایرانی عبور می کنند، چنین حکومتی نه قائل به روشهای دموکراسی و انتخابات و احترام به آراء است و نه اساساً ارزشی برای مردم قائل می باشد. حکومت در حال حاضر علاقمند است تا نسبت به مخالفین خود از موضع یک ارتش اشغالگر عمل نموده و بدون هیچ ترحمی آنها را نابود کند.

باید به نظم عالم باور داشت و احترام گذاشت و راه درست را انتخاب کرد. چاره کار دیکتاتوری، و راه مقابله با ارتش اشغالگر، نافرمانی مدنی گسترده و تبدیل آن به اعتصابات سراسری و فلج کننده است. شعارنویسی ها و روشنگریها باید شدت بگیرد و همه آحاد ملت، از زن و مرد و پیر و جوان، دانش آموز و دانشجو و آموزگار و استاد، شانه به شانه یکدیگر در این مبارزه وارد شوند.

نافرمانی مدنی بشدت مسری است و بسرعت در جامعه پخش می شود. مردمی که حاضرند به خیابانها بیایند و سخت ترین کار، یعنی ایستادن در برابر وحشی های ولایت فقیه را انجام دهند و تا این حد فداکاری و شجاعت دارند، بطور قطع، اراده و همت کارهای راحت تر را باید داشته باشند. تشویق آحاد مردم به نافرمانی مدنی و اعتصابات عمومی، جنبش سبز را روئین تن نموده و رژیم استبداد و فساد را قدم به قدم عقب برده و شکست می دهد. راه دیگری وجود ندارد.

حکومت از "فرمانبرداری مدنی" مردم استفاده کرده و قادر به غارت ثروت ملی همین مردم می گردد، در این چرخه، همه کارمندان و کارگران و حتی بخش خصوصی سهیم هستند، حکومت با همین ثروت غارت شده، شرافت عده ای را در سپاه و نیروی انتظامی می خرد و آنها را همچون سگهای وحشی بجان ملت می اندازد تا سرکوبشان نماید. افسری که رذیلانه در خیابان با باطوم به صورت آن دختر معصوم می کوبد و او را نقش بر زمین می کند، اگر با همین دختر در بازداشتگاه جمهوری اسلامی مواجه شود بدون لحظه ای درنگ به او تجاوز می کند. قاعده نظم ایجاب می کند تا زمانی که مردم سربراه و آرام، فرمانبرداری مدنی می کنند، حکومت هم به پول و ثروت برسد و با استفاده از آن زندان بسازد و باتوم بخرد و افسرانش را پست تر از سگ کند.

ما موقعی موفق می شویم نظم پدیدآورنده استبداد را مختل کنیم، که به نافرمانی مدنی و اعتصابات متوسل شویم. حکومت که پول نداشته باشد، افسران سگ صفتش دیگر پاچه نمی گیرند! حکومت که در مقابل نافرمانی مدنی قرار بگیرد، قدرت تامین مزدوران لباس شخصی خود، از چماق بدستان گرفته تا دوربین بدستان را نخواهد داشت. نمایندگان مجلسش منتقد حکومت خواهند شد و رگ غیرت خفته روحانیونش به طرز عجیبی درمان شده و جوانان وطن نیز برایشان ارزش پیدا خواهد کرد.

نافرمانی مدنی برنده ترین سلاح ضد استبدادی است. این نافرمانی مدنی شامل کم کاری در ادارات و ناراضی تراشی و اختلال در امور اداری در ادارات و بانکها و شهرداریها، کاهش تولید و از کار انداختن ابزار تولید و آسیب رسانیدن به شبکه های ارتباطات و انرژی می باشد.

چندین برابر کسانی که شهامت شرکت در تظاهرات خیابانی را دارند افرادی نیز هستند که بدلایلی توان مشارکت در تظاهرات را نداشته و شرایط پرداخت هزینه های آن را ندارند، ولی قلباً از اوضاع کنونی ناراضی و مایل به کمک به جنبش هستند. نافرمانی مدنی و مبارزه منفی بدلیل کم هزینه بودن، توده های بیشتری را جذب کرده و وارد صحنه می کند، این فعالیت حتی از شعارنویسی هم کم هزینه تر و کم خطرتر است. کافی است به عموم مردم یاد بدهید که چگونه می توانند در مبارزه منفی شرکت کنند. بطور مثال شاید کارمندان گمرک، در مقطع کنونی، جرأت اعتصاب عمومی را نداشته باشند، ولی با در پیش گرفتن نافرمانی مدنی و با اجرای مبارزه منفی، باندازه اعتصاب به شبکه عصبی رژیم ضربه خواهند زد. کافی است روند پرونده ها را کند کنند، کامپیوترها و پرینترها و دستگاههای کپی و فکس را از کار بیاندازند، قدمهایشان را آهسته تر بردارند و زمانهای استراحتشان را بیشتر کنند.

  • هیچ گاه در مبارزه منفی، نگران آسیب رسیدن به اموال عمومی نباشید!
دستگاه تبلیغاتی رژیم در برابر نافرمانی مدنی و مبارزه منفی بشدت واکنش نشان داده و تلاش خواهد نمود که وانمود کند اینکار به ضرر خود مردم است، در حالیکه آسیب اصلی را دولت می بیند و ناچار است برای جلوگیری از نارضایتی بیشتر و حکمفرمایی هرج و مرج، چهره ظاهری شهر و امکانات عمومی را با صرف هزینه و وقت مرتب نگاه دارد، از این راه متحمل خسارت مادی و خسارت عصبی می شود.

رژیم به مردم خواهد گفت که نافرمانی مدنی و کند کردن و اختلال در امور اداری در ادارات و بانکها و وزارتخانه ها و از بین بردن امکانات دولتی در این مراکز، موجب تعلل در کار مردم شده و باز هم دولت آسیبی نمی بیند، ولی در اینجا نیز بازنده اصلی حکومت است که با هزینه های کمرشکن و نارضایتی فزاینده روبرو می شود.

توقع حکومت استبدادی از مردم این است که همچون بردگانی سربراه و مطیع، چرخ امور جاری کشور را بچرخانند تا در نتیجه آن حکومت چاق تر و قوی تر شده و محکم تر بر صورت دختران این سرزمین بکوبد و به نوامیس بیشتری تجاوز کند.

همیشه به خاطر داشته باشید که خانه کلنگی را تا خراب نکنید نمی توانید برج جدیدی در محل آن احداث کنید! روسیه در جنگ دوم جهانی به هیچ وجه توان مقابله با ارتش مدرن و بسیار قوی آلمان را نداشت، آنها قادر نبودند که با قدرت نظامی، پیشروی ارتش آلمان را کند کنند، ولی با اتخاذ سیاست "زمین سوخته" توانستند آلمانیها را شکست بدهند. ارتش روسیه هنگام عقب نشینی از هر شهر و روستایی، همه پلها و جاده ها و چشمه ها را خراب می کرد و مزارع و جنگلها را می سوزانید، همه چیز را نابود می کرد و سپس آن منطقه را ترک می کرد. آلمانیها از ارتش روسیه شکست نخوردند، آنها از تاکتیک زمین سوخته روسها شکست خوردند. مردم بعد از آزاد شدن میهنشان، همه چیز را دوباره از نو ساختند!

اکنون که حکومت کاربرد خشونت عریان و نامحدود را سرلوحه خود قرار داده و حاضر است به عنوان کثیف ترین و رذل ترین حکومت دنیا شناخته شود ولی در قدرت باقی بماند، جنبش سبز یا باید رو به تشکیل هسته های مقاومت و توسل به کوکتل مولوتف و مبارزه مسلحانه بیاورد که موجب جا ماندن توده های مردم و خاموش شدن مبارزه عمومی خواهد شد، و یا اینکه با تکیه بر توده هایی که مشتاقانه چشم به آزادی و دموکراسی دارند، گسترده ترین مبارزه منفی و نافرمانی مدنی تاریخ ایران را سازماندهی کند. مردم ما بقدری مبتکر و خلاق هستند که خودشان راههای بسیاری برای عمق بخشیدن به مبارزه منفی پیدا خواهند کرد.

از یاد نبریم که خدا اهل شیر یا خط و دلخوش کردن به قضا و قدر نیست و همه چیز را تابع نظم قرار داده است، همین نظم به ما حکم می کند که بهترین، کم هزینه ترین و سریعترین راه به زانو درآوردن دیکتاتور، متوقف نمودن چرخ کشور است، تا زمانی که این چرخ بچرخد، عمر دیو استبداد را طولانی تر خواهد کرد.

  • نافرمانی مدنی كنشی است بدون خشونت و در حقیقت بر پایه اخلاق و فرهنگ یك جامعه است كه نقض قوانین كشور را توسط شهروندان در پی دارد.
  • نافرمانی مدنی مبارزه ای بدون خشونت است برای‌توجه قانونگزاران و حكومتگران كه تصمیم نو و تازه ای بگیرند، و نیز قدرتمندانی كه با گذراندن قوانینی می خواهند انسان ها را برای هدف ها و آزمندی های خود قربانی كنند، در برابر فشار افكار عمومی ناچار می شوند برای مصلحت خود هم شده تغییر رای و عقیده دهند.
  • مبارزه‏ منفی چون در سیستمی استبدادی انجام می‏پذیرد همه سیستم را به مبارزه می‏طلبد. یک نسیم در فضای سربسته استبدادی می‏تواند به توفانی تبدیل شود.
  • در شرق نیز "گاندی" از روش نافرمانی مدنی جهت مبارزه با استعمار انگلیس در هند استفاده کرد. در نظر وی، خشونت پرهیزی از خصوصیات بارز نافرمانی مدنی بود ولی وی اذعان می نمود که " پرهیز از خشونت در هر اقدامی تضمین شده نیست"، گاندی نقش مردم را در این امر نقش برجسته ای دانسته و اقدام به نافرمانی مدنی توسط گروهی کوچک و بدون پشتیبانی توده ی مردم را ماجراجویی صرف می دانست.

مثال 1: مبارزه منفی گاندی بر ضد مالیات نمک، ۱۲ مارس ۱۹۳۰
گاندی مبارزه منفی (اصطلاحا: نافرمانی مدنی، بی اعتنایی آرام و بدون خشونت نسبت به تصمیم مقامات دولتی) خود را بر ضد مالیات نمک که از سوی حکومت انگلیسی هند وضع شده بود در مارس ۱۹۳۰ آغاز کرد و پیشاپیش هزاران نفر از هندیان از منطقه احمد آباد پیاده عازم ساحل دریا در «دندی» شد تا خود دست به جمع آوری نمک از دریا بزنند و آنرا با مالیات خریداری نکنند. این پیاده روی ۴۸۰ کیلو متری 25 روز طول کشید و این جمعیت از ششم آوریل سرگرم جمع آوری نمک طعام از دریا شد که پلیس انگلیسی هند بسیاری از آنان از جمله «رام داس» پسر گاندی را دستگیر کرد و به زندان افکند.
حکومت انگلیسی هند بر هر ۴۰ کیلو گرم نمک طعام یک روپیه مالیات وضع کرده بود که وضع مالیات بر این کالا در هند سابقه نداشت و گاندی مبارزه منفی خود را بر ضد آن به آزمایش گذارد. این راهپیمایی نسبتا طولانی که در سر راه مردم گروه گروه به آن می پیوستند در عین حال کمک بزرگی به بیدار شدن ناسیونالیسم هندی از خواب طولانی خود بود.

مثال 2: مبارزه منفی پدربزرگ اينديرا گاندي
اينديرا گاندي، دختر جواهر لعل نهرو و نخست‌وزير هندوستان، در خاطرات خود از مبارزات مردم هند و سختي‌ها و مشقاتي كه اين مردم در عصر استعمار انگلستان كشيدند، داستان‌هايي نقل مي‌كند. از جمله مي‌گويد انگليسي‌ها ورود هنديان را به بعضي از مناطق ممنوع اعلام كرده بودند. در اين ميان بعضي از مردم آزاده به مقاومت در مقابل اين فرمان برخاستند. وي در اين باره مي‌نويسد:
«در اوتارپرادش منطقه‌اي كوهستاني به نام «نائني‌تال» وجود دارد كه درياچه زيبايي در آنجاست. هيچ هندي حق شنا يا قايقراني در اين درياچه را نداشت. پدربزرگم گفت: مي‌خواهم در اينجا قايقراني كنم.
چند روزي او را روزانه 50 روپيه جريمه كردند. باور كنيد كه در آن روزها 50 روپيه پول كمي نبود، اما او گفت: اگر اين كار به ورشكستگي من هم بيانجامد هر روز براي قايقراني به اينجا خواهم آمد تا اين كه مردم عادت كنند يك هندي را روي اين درياچه ببينند و بگويند چرا يك هندي در اينجا قايقراني نكند.
اين چيزي بود كه رخ داد. سراسر يك فصل، برنامه پدربزرگم اين بود كه هر روز جريمه بپردازد و پليس هم او را از محوطه درياچه دور كند. فصل بعد ناگزير پذيرفتند كه جلوگيري هندي‌ها از قايقراني بر درياچه كار پردردسري است. اگر اين مرد مي‌خواهد در اينجا قايقراني كند بگذاريد چنين كند و صد البته وقتي او توانست اين كار را انجام دهد، ساير مردم نيز مي‌توانستند.
اين موضوع، خيلي ناچيز به نظر مي‌رسد و اهميتي ندارد كه شما قايقراني بكنيد يا نكنيد؛ ولي اين داستان را به عنوان مثال تعريف كردم تا ببينيد چگونه بايد حتي براي مسائل ناچيز هم پيوسته مبارزه كنيد تا بتوانيد به هدف‌هاي بزرگ‌تري دست يابيد».

مثال 3:
در جنگ جهانی اول، دانمارک با وجود آن که رسماً با آلمان ها همکاری داشت، به شیوه مدنی اعتراض هایی را علیه نیروهای آن کشور اعمال می کرد. در بخش صنعت، کارگران سرعت تولید محصولاتی را که ممکن بود به ماشین جنگی آلمان کمک کند پایین آوردند و گاه به طور کامل متوقف ساختند. از نظر فرهنگی هم، مردم به عنوان مخالفت نمادین با حضور بیگانگان، به برگزاری جشن ها و بزرگداشت های گسترده تاریخی و سنت های خود پرداختند.

مثال 4:
در زمان اشغال چکسلواکی توسط روسیه در سال ۱۹۶۸، مردم آن کشور شیوه مبارزه منفی در پیش گرفتند؛ تابلوهای خیابان ها را رنگ می کردند، منابع آب مورد استفاده روس ها را قطع و ساختمان هایشان را با گل، پرچم و شعارهای مختلف تزئین می کردند.

مثال 5:
تجمع های مردمی و پرسروصدای راستی ها در اعتراض علیه سالوادور آلنده در شیلی در اوایل دهه ۱۹۷۰. سروصدای این تجمع ها نه از فریادهای مردم که از کوبیدن آنها روی دیگ و قابلمه های خود بود، که این شیوه اعتراض از آن پس به یکی از شیوه های رایج اعتراض مدنی در کشورهای امریکای لاتین تبدیل شده است.

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

نافرمانی مدنی چيست؟

نافرمانی مدنی: بهترین راه برای به زانو درآوردن رژيم هاي سرکوبگر و بي رحم است.
نافرمانی مدنی به معنای سر باز زدن فعالانه از پذیرش قوانین، تقاضاها یا دستورات معینی از سوی حکومت یا نیرویی اشغالگر تعریف شده است و یکی از روشهای مهم مقاومت غیرخشونت بار به شمار می آید. مردم از این شیوه برای مقاوم در مقابل قوانین ظالمانه استفاده می کنند. یکی از مهمترین تجلیات این شیوه مبارزاتی در هند در زمان مهاتما گاندی به اجرا درآمد. در انقلاب مخملی چکسلواکی و در آلمان شرقی برای برکناری دیکتاتورهای کمونیست نیز از این شیوه استفاده شد. همچنین مبارزان آفریقای جنوبی در مواجهه با رژیم آپارتاید از این شیوه استفاده کردند. مبارزان جنبش حقوق مدنی در امریکا و همچنین مبارزان جنبشی که اصطلاحا به جنبش آوازه خوانی شهرت یافت و کشورهای بالتیک را از اتحاد شوروی مستقل کرد این روش را پیشه خود ساختند. در انقلاب های دیگری مانند انقلاب نارنجی اوکراین و انقلاب گل رز در سال 2005 نیز این شیوه به کار برده شد.
نافرمانی مدنی از این ایده نشات می گیرد که انسان لازم نیست به لحاظ فیزیکی به مبارزه بپردازد، بلکه کافی است از آنچه که از او خواسته می شود تبعیت نکند. هنگامی که حکومت در مقابل خیل عظیم مردمانی قرار گیرد که ساکت بر جای خود نشسته اند ولی با کم کاری، عدم تبعیت از قوانین حکومت و ... دستگاه حکومتی را فلج می کنند، کاری برای واداشتن مردم به تبعیت از دستش برنمی آید.

نمونه هایی از نافرمانی مدنی
در سال 1971 رهبر ملی گرای بنگلادش، شیخ مجیب الرحمان، و حزب او، یعنی عوامی لیگ جنبش تاریخی «عدم همکاری» با دستگاه سیاسی و نظامی پاکستان شرقی را اعلام کردند تا دولت پاکستان را وادار کنند نتیجه انتخابات سال 1970 را که طی آن حزب عوامی لیگ برنده شده بود، بپذیرد. این جنبش باعث تعطیلی کامل تمامی ادارات دولتی و شبه دولتی، حمل ونقل عمومی، تجارت، مدارس، و دانشگاه ها شد. پاکستان شرقی (یا همان بنگلادش بعدی) از پرداخت مالیات به دولت پاکستان خودداری کرد و تمامي داد و ستدهای مالی بین پاکستان شرقی و غربی به طور کامل متوقف شد. تمامی ارتباطات به صورت تلفن و تلگراف با پاکستان غربی قطع شد. رهبری عوامی لیگ به مدت 18 روز به صورت حکومت واقعی در پاکستان شرقی درآمد و این امر مرکزیت دولت پاکستان را به لرزه انداخت.
نمونه دیگر نافرمانی مدنی در کوباست. در این کشور نیز جنبشی با عنوان «من با دیکتاتور همکاری نمی کنم» شکل گرفت. شعار اصلی این جنبش «من خواستار تغییر هستم» بود. در ذیل این شعار، شش شعار دیگر وجود داشت: «من سرپیچی می کنم، من کمک نمی کنم، من خبرچینی نمی کنم، من پیروی نمی کنم، من همکاری نمیکنم، من سرکوب نمی کنم». بعلاوه، اعضای این جنبش برای نشان دادن عدم همکاری خود با رژیم کوبا، دستان خود را به صورت صلیب بر روی سینه قرار می دادند.
هنرمندان بسیاری مانند لسته آلوارز، آموری گوتیرز، ویلی چیرینو، یون سکادا، پاکیتو، دریورا و بونکو کینونگو از این جنبش حمایت کردند.
بانوان سفیدپوش گروهی از همسران، مادران، و خواهران ناراضیان کوبایی بودند که برای آزادی خویشاوندانشان در این نافرمانی مدنی شرکت کردند.
نمونه دیگر انقلاب آوازه خوانان در بالتیک بود. این جنبش چهار سال طول کشید و طی آن اعتراضات مختلفی بروز کرد. دولت شوروی در سال 1991 کوشید با استفاده از تانک جلوی فعالیت این جنبش را که در صدد استقلال کشورهای این حوزه و بویژه استونی بود بگیرد. شورای عالی استونی به همراه کنگره استونی دولت مستقل استونی را اعلام کردند و از قوانین شوروی سرپیچی نمودند. مردم به صورت موانع و پناهگاههای انسانی در مقابل تانکهای شوروی ایستادند تا مانع از اشغال تلویزیون شوند. با این اقدامات، استونی توانست بدون خونریزی به استقلال دست یابد.
شیوه های عمل متعددی برای نافرمانی مدنی وجود دارد. مهمترین و اصلی ترین ویژگی که تمامی این شیوه ها را به هم پیوند می دهد، نافرمانی و سرپیچی از قوانین و دستورات حکومت است. این اقدام از انجام کار ساده در اداره تا دستور سرکوب امتداد می یابد. نافرمانی در انجام کارهای اداری باعث فلج شدن دستگاه دولتی می شود و مشکلات دولت را افزایش می دهد. عدم پرداخت هزینه های دولتی مانند آب، برق، تلفن، ایجاد راهبندان در خیابانها، اعتصاب و ... همگی نمونه هایی از نافرمانی مدنی هستند. ولی نمی توان موارد را به اینها ختم کرد. هر کس و هر گروه بنا به شرایط خود می تواند شیوه هایی ابتکاری برای فلج کردن حکومت بیندیشد و به اجرا درآورد.

ویژگی هاي نافرمانی مدنی
درباره تعریف نافرمانی مدنی و خصوصیات آن اتفاق نظر کاملی وجود ندارد، اما با این وجود ویژگی های مشترکی دربین تعاریف مختلف یافت می‏شود که می‏توان آنها را ذکر نمود. در ذیل با برشمردن این ویژگی ها تلاش در شناخت بیشتر و بهتر این روش اعتراض مدنی خواهیم نمود.

شرافت آمیز بودن (Conscientiousness):
این ویژگی به جدیت، صداقت و اعتقاد اخلاقی اشاره دارد که با توسل به آن، نافرمانان مدنی قانونی را نقض می کنند. برای بسیاری از اشخاص نافرمان، نقض قانون از سوی آنان، نه تنها خواسته ای ناشی از عزت نفس و استحکام اخلاقی آنهاست، بلکه از روی ادراک آنها از مصالح جامعه خود نیز می باشد.

ارتباط‏گیرانه بودن (Communication):
در نافرمانی مدنی از قانون، شخص معمولا دارای دو هدف موازی می باشد. او نه تنها می خواهد مخالفت و انکار خویش را در برابر یک قانون یا سیاست مشخص ابراز دارد، بلکه می خواهد توجه عمومی را به این مساله خاص معطوف سازد و بدین وسیله برای تغییر آن قانون یا سیاست آنها را برانگیزاند. در نافرمانی مدنی، در یک جامعه نسبتا عادلانه، نافرمانان مدنی اکثریت را مخاطب خود قرار می‏دهند تا نشان دهند که از نظر آنان، اصول عدالت که عامل همکاری بین انسانهای آزاد و برابر می‏باشد، توسط سیاستگذاران رعایت نشده است.

عدم‏خشونت یا مسالمت آمیز‏بودن (Non-violence):
یک موضوع مناقشه انگیز در مباحثه بر سر نافرمانی مدنی مساله عدم‏خشونت یا مسالمت آمیز بودن آن است. گفته می شود که عدم‏ خشونت اثرات منفی نقض قانون را تقلیل می دهد. بعضی از نظریه پردازان از این هم فراتر می روند و می گویند که اساسا نافرمانی مدنی بنابر تعریف آن عملی غیر خشونت آمیز است. بر طبق این نظر اعمال خشونت آمیزی که احتمال آسیب رساندن دارند، با نافرمانی مدنی به‏عنوان یک روش ارتباط با مخاطبان ناسازگار است. زیرا که هر نوع تعرضی به آزادی های مدنی دیگران، منجر به خدشه دار کردن اصالت عمل شخص نافرمان می‏گردد. علاوه ‏بر این، عدم‏خشونت باعث ریسک کمتر دشمن تراشی در بین متحدان و یا تشدید ناسازگاری مخالفان می شود. ضمنا عدم‏خشونت توجه عمومی را منحرف نمی سازد و شاید باعث گردد که بهانه مقامات جهت استفاده از اقدامات متقابل خشونت آمیز در برابر معترضان را از آنها بگیرد.

  • چکیده ای از نظریات هنری دیوید ثورو
هنری دیوید ثورو: "آیا شهروند می باید مجبور باشد وجدانش را حتی لحظه ای، یا ذره ای، به قانون‏گذاران بفروشد؟ پس وظیفه ی وجدان بشری چیست؟... فکر می کنم که قبل از هر چیز می باید انسان بمانیم و پس از آن شهروند. خردمندانه نیست که به قانون همان احترامی را بگذاریم که به حقیقت و راستی."
هنری دیوید ثورو (۱۸۶۲-۱۸۱۷) دیوید ثورو، طبیعی دان و فیلسوف آمریکایی را واضع نظریه نافرمانی مدنی می دانند. او در جزوه مشهور خود -نافرمانی مدنی-، نگاه خویش را درباره حکومت، قانون و سیاستهای دولت وقت آمریکا بیان می دارد و چرایی و چگونگی سرپیچی از قانون ناعادلانه را با ذکر مثال هایی در جامعه خویش شرح می دهد و خصوصیات آنرا برمی شمارد.

در جمع بندی نظرات ثورو می‏توان ویژگی‏های زیر را درباره نافرمانی مدنی در اندیشه وی برشمرد:
- وجدان انسانی، حقیقت و راستی مهمتر از قانون بشری؛
- پرداخت هزینه در راه پایبندی به اجرای عدالت؛
- اگر قرار باشد عامل بی‏عدالتی باشی، همانوقت قانون را زیر پا بگذار و منتظر متقاعد کردن اکثریت نباش؛
- وظیفه‏ی فردی و نه در انتظار جمع بودن؛
- نافرمانی مدنی، راه پیشگیری از خشونت؛
- انجام وظایف شهروندی جهت نشان دادن اختلاف نافرمانی مدنی با نافرمانی مجرمانه؛
- استفاده از ابزار خشونت علیه بی‏عدالتی به‏عنوان یک حق؛
- نیت پاک اهمیت دارد و نه وسیله رسیدن به آن؛

  • چکیده ای از نظریات لئو تولستوي
با توجه به نوشته‏های لئو تولستوی درباره‏ی سرپیچی در برابر دولت و قدرت، می‏توان او را یکی از پایه گذاران تفکر نافرمانی مسالمت‏آمیز دانست که تاثیر بسیار زیادی بر متفکران و مبارزان نافرمانی مدنی پس از خود و به‏خصوص مهاتما گاندی داشته است.
لئو تولستوی (۱۹۱۰-۱۸۲۸)
لئو تولستوی نویسنده‏ی شهیر روسی یکی از کسانیست که به تدوین نظریه‏ی عدم‏خشونت در نوشته‏های ادبی و اجتماعی خود می‏پردازد و بر پیروی از وجدان و مقاومت در برابر بدی با استفاده از تعالیم مسیح تاکید می‏ورزد.

در جمع بندی نظرات تولستوی، می‏توان ویژگی‏های زیر را درباره نافرمانی مدنی در اندیشه وی برشمرد:
- مقاومت و پایداری در برابر بدی؛
- عدم توسل به خشونت به طور مطلق؛
- پایبندی به عقل و وجدان و اطاعت از قانون ایزدی و سرپیچی از قانون ناعادلانه؛
- پنهان نکردن وجدان؛
- تحمل رنج و پرداخت هزینه برای مبارزه با بدی و بی‏عدالتی؛

  • چکیده ای از نظریات مهاتما گاندی (۱۹۴۸-۱۸۶۹)
بی‎تردید یکی از تاثیرگذارترین افرادی که نافرمانی مدنی را در نظر و عمل بکار برد و آنرا به‏عنوان الگویی موفق در مبارزه با بی‏عدالتی تثبیت نمود، رهبر بزرگ هند، مهاتما گاندی بوده است. او که با الهام از آموزه‏های معنوی هندوئیسم و فلسفه‏ی عدم‏خشونت، روش مبارزه خویش را بر مبنای مقاومت مسالمت‏آمیز و عدم‏همکاری فعالانه قرار داد، از نظرات ثورو و تولستوی برای مبارزه در راه استقلال هند از استعمار انگلیس بسیار بهره گرفت.

در جمع بندی نظرات گاندی می‏توان ویژگی‏های زیر را برای نافرمانی مدنی و عدم ‏همکاری در اندیشه و روش مبارزاتی وی برشمرد:
- مقاومت مسالمت‏آمیز از راه تحمل رنج شخصی؛
- مبارزه به شکل عمل مستقیم و اقدام فعالانه؛
- تاکید بسیار بر عدم بکارگیری خشونت؛
- بی‏عملی در برابر بدی، بدتر از خشونت؛
- پاک بودن ابزار مبارزه همانند اهداف؛
- نافرمانی مدنی، حق مسلم شهروندان؛
- نافرمانی از قوانین غیراخلاقی به شکل صمیمانه، احترام آمیز و توام با خویشتن‏داری؛
- پذیرش مجازات سرپیچی از قانون؛
- نافرمانی عمومی و جمعی، کانون و منبع قدرت؛
- وظیفه هر فرد، عدم‏همکاری با حکومت نادرست؛

  • چکیده ای از نظریات هانا آرنت (۱۹۷۵ - ۱۹۰۶)
هانا آرنت، فیلسوف و نظریه‏پرداز سیاسی آلمانی (- آمریکایی) در سال ۱۹۷۰، یعنی دو سال پس از ترور لوترکینگ، در مقاله‏ای با عنوان «نافرمانی مدنی» که بعد درکتابی با عنوان «بحرانهای جمهوری» در آمریکا به چاپ رسید، به بحث در باره این موضوع (و به‏طور ویژه در آمریکا) می‏پردازد.
از نظر آرنت نافرمانی مدنی - که آخرین شکل مشارکت داوطلبانه است - هنگامی روی می‏دهد که تعداد قابل توجهی از شهروندان، بدین نتیجه می‏رسند که راه های عادی تغییر، دیگر عمل نمی‏کنند... آرنت نافرمانی مدنی را یک اقدام علنی، غیر خشونت‏آمیز، وجدانی (شرافت آمیز) و البته سیاسی و برخلاف قانون می داند که معمولا با هدف ایجاد تغییری در قانون و یا سیاست های دولت انجام می‏گیرد.

در جمع بندی نظرات آرنت می‏توان ویژگی‏های زیر را برای نافرمانی مدنی در اندیشه وی برشمرد:
- تفاوت آشکار بین نافرمانی مدنی و نافرمانی مجرمانه؛
- علنی بودن نافرمانی مدنی؛
- الزام عدم‏خشونت در نافرمانی مدنی؛
- نافرمانی مدنی، زاده شده از مسئولیت اخلاقی شهروندان در جامعه‏ای مبتنی بر رضایت؛
- قبول داشتن ساختار کلی و مشروعیت نظام حقوقی توسط نافرمانان؛
- نافرمانی مدنی پذیرنده مجازات اما متمایز از مخالفت وجدانی؛
- الزام گروهی و جمعی بودن نافرمانی مدنی؛
- نافرمانی مدنی بر مبنای «توافق اجتماعی» و نه بر مبنای «قانون برتر» و یا «وجدان شخصی»؛
- نافرمانی مدنی، آخرین شکل اعتراض پس از بی‏نتیجه ماندن راههای عادی تغییر؛