‏نمایش پست‌ها با برچسب طراحی سیستم اداره کشور برای جمهوری ایرانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طراحی سیستم اداره کشور برای جمهوری ایرانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

طراحی سیستم برای جمهوری ایرانی: حذف استان ها در تقسیمات کشوری و جایگزین کردن تقسیمات "ایران شهر"ی به جای آن!

این ایده توسط یک مهندس طراح سیستم ها برای جمهوری ایرانی نگاشته می شود. در بحث طراحی سیستم ها 3 راه حل برای هر مسئله کاری وجود دارد:
1- هیچ کاری انجام ندهیم (ادامه استفاده از سیستم موجود).
2- تغییر و ارتقا سیستم موجود.
3- ایجاد یک سیستم جدید.
برای سیستم جمهوری ایرانی، از آنجایی که روش های 1 و 2 عملا بارها در ایران ما آزموده شده اند و نتیجه ای حاصل نشده است، و از طرفی هم آزموده را آزمودن خطاست، بنابراین راه حل سوم را در پیش می گیریم و سیستم جدیدی برای اداره ایران در جمهوری ایرانی طراحی می کنیم که با این سیستم جدید گرفتاری های قبلی برطرف شده و راه برای پیشرفته شدن و مدرن شدن ایران جدید به راحتی هموار شود. ادامه این ایده ها را در بخش طراحی سیستم اداره کشور برای جمهوری ایرانی در وبلاگ ارتش سبز دنبال کنید.
برای درک بهتر از زندگی و طراحی های جالب تر برای سیستم ها، سعی کنید تفکر خارج از جعبه را حتما بیاموزید و آشنا شوید! زندگی و کار کردن شما با این روش جهت فکر کردن از این رو به آن رو خواهد شد!

یکی از مهمترین اقدامات ما ایرانیان برای حفظ یکپارچگی کشورمان انجام تغییرات بنیادی و اساسی در سیستم اداره کشورمان در آینده آزاد آن پس از جمهوری اسلامی می باشد طوریکه بیشترین سطح رفاه و رضایت و آزادی را برای تک تک شهروندان فراهم آورد تا کسی بهشت موعود خود را در جدایی از ایران نجوید!
در این بین تجزیه طلبان و عمده قوم گرایان، پیشنهاد سیستم فدرالی مانند کشور ایالات متحده آمریکا را برای هر استان در ایران ارائه می دهند. اما در حقیقت سیستم فدرالی برای چند کشوری که قصد دارند با هم متحد شوند کارساز است، و برای کشوری چون ایران که یک کشور واحدی بوده است، در دراز مدت باعث فروپاشی کل ایران و تجزیه آن خواهد شد و مفید نخواهد بود.
 
اما ارتش سبز، نگهبان وفادار ایران زمین، طرحی را به شما ارائه می دهد که در آن جهت خدمت رسانی بیشتر به مردم، و گسترش رفاه و آبادانی در سراسر ایران آن هم به معنی واقعی کلمه، استان ها در تقسیمات کشوری حذف شده و به جای آن "ایران شهر"ها جایگزین می شوند که با این طرح بزرگ هم خدمات و رفاه بیشتری برای مردم کشور ما به ارمغان آورده می شود و همچنین خطر تکه شدن و جدا شدن استانهای ایران از یکدیگر در دراز مدت را به کلی حذف می گردد.
 
در حقیقت تغییر کردن با شرایط روز راز ماندگاری هر چیزی در این دنیای پر از تغییرات است. با ارتش سبز همراه باشید و به «"ایران شهر"های متحد ایران» خوش آمدید!
**********
پیش درآمد
ساختار تقسیمات کشوری در ایران زمان جمهوری اسلامی بدین شیوه‌ است:
    - کشور (وزیر کشور)
    - استان (استاندار)
    - شهرستان (فرماندار)
    - بخش (بخشدار)
    - دهستان (دهدار)
کشور ایران در زمان جمهوری اسلامی، به چندین استان و هر استان به چند شهرستان و هر شهرستان به تعدادی بخش و هر بخش به چند دهستان تقسیم می شود. مرکز کشور پایتخت نام دارد، مرکز هر استان: مرکز استان، مرکز هر شهرستان: مرکز شهرستان، مرکز هر بخش: مرکز بخش و مرکز هر دهستان: مرکز دهستان نام دارد. واحدهای اداری مربوط به مسئولان نامبرده در بالا به ترتیب وزارت کشور، استانداری، فرمانداری، بخشداری و دهداری نام دارند.
 
که این سیستم طراحی شده سبب تمرکز امکانات در نقاط مرکزی مخصوصا پایتخت و چند شهر بزرگ از مراکز برخی از استان ها شده است و شما در سفر به برخی از شهرهای غیر مرکز در ایران زمان جمهوری اسلامی گویی که در زمان ناصرالدین شاه وارد ایران شده باشید هیچ نوع امکانات مدرن زندگی شهری در قرن بیست و یکم را در این شهرها احساس نخواهید کرد!

برخی معایب بزرگ سیستم مرکزی فعلی در جمهوری اسلامی بدین قرار می باشد:
1- امکانات مدرن زندگی و خدمات و تسهیلات برای زندگی در قرن بیست و یکم در پایتخت کشور و همین طور برخی شهرهای مرکزی استان های ایران مهیا است و بقیه شهرهای ایران از بالاترین سطح امکانات رفاهی مدرن برای زندگی برخوردار نیستند. مهمترین عیب سیستم فعلی استانی در یکسان نبودن همه شهرها در برخورداری از امکانات برابر می باشد.
2- رواج القاب توهین آمیز یا تبعیض آمیز شهرستانی بودن در بین مردم مرکز نشین به دیگر شهروندان غیر مرکز نشین! فکرش را بکنید در این سیستم فعلی بیشترین امکانات به سمت پایتخت و مراکز استان ها رفته است و مردم آنها فربه و چاق شده اند و در عوض مردم شهرهایی که از امکانات مدرن بی بهره بودند را هم با القابی چون شهرستانی بودن تحقیر می کنند! در واقع ساکنان شهرهای غیر مرکزی استان ها هم خدمات کمتر دریافت می کنند و هم تحقیر شخصیتی می شوند! بنابراین با حذف مرکزیت برای شهرها، همه شهرها، شهر هستند و هیچ شهری از شهر دیگر برای دریافت خدمات و امکانات رفاهی برتری ندارد!
3- در سیستم استانی فعلی، امکان تجزیه استان های کشور در حمله قوای خارجی یا تحریک عوامل قوم گرا وجود دارد. و ما هم با تفکیک استانی کشورمان عملا نقشه مرزبندی جدایی استان های خویش را با دست خودمان برایشان کشیده ایم!

  • طراحی سیستم جدید تقسیمات کشوری برای جمهوری ایرانی:
در طرح جدیدی که برای تقسیمات کشوری در جمهوری پارلمانی ایرانی ارائه می گردد، استان ها از بین می روند و به جای آنها ناحیه های "ایران شهر" جایگزین می شوند و تقسیمات کشوری از ایران>استان>شهرستان>بخش>دهستان به ایران>شهر>روستا تبدیل خواهد شد. در واقع ما در جمهوری ایرانی محل سکونت جمعی را یا با عنوان شهر داریم یا با عنوان روستا!

تقسیمات کشوری در زمان جمهوری آزاد ایرانی:
- کشور (وزیر کشور)
- شهر (شهردار و شورای شهر)
- روستا (دهدار)
ایران فعلی در زمان جمهوری اسلامی از حدود 1200 شهر تشکیل شده است که در سیستم طراحی جدید هر شهر به طور مجزا از یک واحد شهرداری برای اداره امور تشکیل می شود. در این طرح پیشنهادی جدید به مجموعه یک شهر با روستاهای اطراف زیر مجموعه آن شهر یک "ایران شهر" گفته می شود (که معادل مفهوم واژه سوئدی kommun، گرفته شده از لاتین communis به معنای جوامع می باشد) که شورای "ایران شهر" در هر شهری مسئول خدمات رسانی محلی به شهروندان آن "ایران شهر" در زمینه مدرسه، خدمات اضطراری و اورژانس و برنامه ریزی شهری می باشد. در نتیجه ما 1200 "ایران شهر" (ناحیه شهری با شهرداری پیشرفته) در جمهوری ایرانی خواهیم داشت که شهرها و روستاهای اطراف آن شهرها را اداره می کنند (با افزایش تعداد شهرها، این "ایران شهر" ها هم به نسبت افزایش پیدا خواهند کرد). بالاترین مرجع تصمیم گیری در هر "ایران شهر"، شورای شهر بوده و مسئول اجرای تصمیمات آن «هیئت رئیسه شهرداری» است که از طرف شهرداری شهر تعیین می شود.
شورای شهر توسط رای مستقیم مردم هر "ایران شهر" (شهر+روستاهای زیر مجموعه اش) و به مدت 4 سال انتخاب می گردد. بدین شکل که اهالی ساکن در محدوده هر "ایران شهر" به حزب مورد نظر خود رای داده و حزبی که بیشترین آرا را به دست آورد قادر خواهد بود مهمترین پست ها از جمله ریاست شورای شهر (شهردار) و بیشترین اعضا را در اختیار بگیرد.
"ایران شهر" ها بجز در امور مربوط به سیاست های کلی کشور مانند قانونگذاری، امور دفاعی-نظامی، مسائل کلان آموزش و پرورش، قضایی و سیاست خارجی در بقیه مسائل به طور مستقل عمل می کنند.
درآمد "ایران شهر" ها از منابعی از قبیل مالیات بر درآمدها، سوبسیدهای پرداختی از سوی دولت مرکزی، منابع طبیعی و نفتی و جنگلی و معدنی و ارائه برخی خدمات بوده، و مخارج آنها شامل پرداخت حقوق کارکنان، پرداخت سوبسید و انجام فعالیت های فرهنگی می باشد.

بدین ترتیب تقسیمات کشوری ایران به واحد هایی چون: ایران شهر نیشابور (نیشابور و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر تبریز (تبریز و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر زاهدان (شهر زاهدان و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر تهران (تهران و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر ایلام (ایلام و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر خرمشهر (خرمشهر و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر بروجرد (بروجرد و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر سنندج (سنندج و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر مهاباد (مهاباد و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر لاهیجان (لاهیجان با روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر آمل (آمل با روستاهای زیر مجموعه اش) و .... تبدیل خواهد شد.
برای طراحی سیستم "ایران شهر" ها در جمهوری ایرانی از کومون ها در کشور سوئد الگو برداری شده است، کشور سوئد از 21 استان و هر استان از چند کمون (حکومت محلی با شهرداری) تشکیل شده است و در مجموع کشور سوئد دارای 290 کمون می باشد! اما در طرح جمهوری ایرانی که ارتش سبز ارائه می دهد، ما استان ها را حذف کرده ایم، در نتیجه هر شهر با مجموع روستاهای اطراف زیر مجموعه آن تشکیل یک "ایران شهر" معادل کومون در کشور سوئد را می دهند و مسئول همه امور شهروندان آن "ایران شهر" خواهند بود، که بدین ترتیب خدمات رسانی و رفاه گسترده ای را برای ایرانیان، همچون مردم کشور سوئد که اکنون مرفه ترین کشور جهان می باشد فراهم می آورد! کشور فرانسه باز به عنوان مثال از 36 هزار کومون برای خدمت رسانی به شهروندانش تشکیل شده است!
قانون 80-20 در اداره امور "ایران شهر"ها:
20 درصد درآمد هر "ایران شهر" از محل منابع طبیعی و معادن و جنگل ها و میدان های نفتی متعلق به خود آن "ایران شهر" بوده و باید در آن "ایران شهر" استفاده و سرمایه گذاری شود، و 80 درصد مابقی در آمد ها از این محل های ذکر شده، باید به حساب دولت مرکزی واریز شود تا خرج آبادانی شهرهای دیگر که منابع طبیعی آنچنانی ندارند بشود.

مزایای سیستم «"ایران شهر"های متحد ایران»:
1- همه شهرها، در جمهوری ایران، شهر هستند و چیزی به عنوان شهر مرکزی یا مرکز استان یا شهرستان یا مرکز شهرستان نخواهیم داشت. بنابراین همه شهرها باید به طور یکسان مورد توجه قرار بگیرند و امکانات رفاهی و خدماتی یکسان از دولت مرکزی ایران دریافت نمایند. سیستم حمل و نقل درون شهری و برون شهری، قطار بین شهری، سیستم مخابراتی پیشرفته، اینترنت پر سرعت ارزان، سیستم خدمات درمانی و بیمارستانی و درمانگاهی پیشرفته، سیستم مدرن تصفیه بهداشتی آب و فاضلاب، جاده و خیابان بدون دست انداز و چاله ....  باید برای همه شهرهایی که جزو ایران هستند به طور یکسان و مساوی فراهم گردد. در واقع امکانات رفاهی همانطور که در پایتخت و کلان شهرها برای شهروندان مهیا است باید برای هر شهری در ایران فراهم باشد! و بدین ترتیب هیچ کسی لازم نیست برای گرفتن خدمات رفاهی مدرن به شهرهای بزرگ مهاجرت کند تا تمرکز در نواحی مرکزی بالاتر برود و مرزبندی های طبقاتی ایجاد شود و نارضایتی بالا برود. تنها استثنا برای فرودگاه و مترو می توان قائل شد و این امکانات پر هزینه تر را برای شهرهایی در نظر گرفت که جمعیت بالاتری دارند. مثلا فرودگاه برای شهرهای بالای 100 هزار نفر جمعیت، و مترو برای شهرهای بالای 500 هزار نفر جمعیت.

2- با گسترش رفاه و خدمات مدرن شهری در سراسر شهرهای جمهوری ایران، شهروندان ایران قدرتمند تر و پولدار تر می شوند و متعاقب آنها عشق و علاقه آنها به میهنشان صدها و هزاران برابر می شود و همین ضامن حفظ یکپارچگی ایران ما در طول زمان خواهد بود.
 
3- امکان جدایی تکه بزرگی از ایران در حین جنگ ها یا منازعات بین المللی از بین می رود. چون ایران به هزاران "ایران شهر" کوچک اما متحد و پیوسته، به جای 30 استان بزرگ مرکز محور تقسیم شده است.
 
4- با بالا رفتن رضایت ایرانیان از زندگی و بالا رفتن سطح اقتصاد و درآمد آنها، و اینکه همه مردم از زندگی راحت برخوردارند و فرهنگ و سنت های خویش را حفظ و حراست کرده اند، زمینه را برای الحاق سرزمین های جدا شده از ایران چون جمهوری آذربایجان، بحرین، بخش هایی از عراق و ترکیه که هم اکنون مشکلات زیادی دارند، به ایران بزرگ فراهم می کند!

تلاش برای "ایران شهر" شدن روستاهای بزرگ در جمهوری ایرانی آزاد:
مدرنیته و دموکراسی و صنعتی شدن هر کشوری محصول شهرنشینی در دنیای امروز می باشد. از روستاها نهایت تولیداتی که بیرون می آید در زمینه دامپروری و کشاورزی است! اما رشد فرهنگ شهرنشینی بوده است که دموکراسی و مدرنیته و صنعت را برای دنیای امروز به ارمغان آورده است. عمده تلاش ما باید این باشد که بکوشیم به مرور زمان روستاهای بزرگتر ما هم به "ایران شهر" تبدیل شده و امکانات رفاهی زندگی مدرن را برای آنها نیز به ارمغان بیاوریم.
 
  • طراحی سیستم پایتخت فرهنگی چرخشی برای "ایران شهر"های ایران:
ما علاوه بر پایتخت ثابت سیاسی در جمهوری ایرانی، مقام دیگری را هم برای پایتختی شهرها خواهیم داشت با عنوان پایتخت فرهنگی، ولی این بار گردشی و نه ثابت! بدین ترتیب که:
شهرهایی که از نظر مراکز فرهنگی و هنری نظیر سالن تئاتر، سالن سینما، سالن برگذاری کنسرت، خیابان های سنگفرش شده، محل های نمایش خیابانی، پارک ها و کتباخانه ها و .... در سطح قابل قبول پیشرفت رسیده اند و مدرن شده اند و زیر ساخت های لازم را دارند، از طرف نهاد پادشاهی تشریفاتی در جمهوری پارلمانی ایران، به عنوان پایتخت فرهنگی ایران نامزد می شوند. سپس هر 2 سال یکبار 4 شهر از چهار گوشه جغرافیایی ایران به مدت دو سال با رای گیری از طرف مردم سراسر ایران، به عنوان پایتخت فرهنگی برگزیده می شوند و این شهرها و شهرداری هایشان موظفند تمام امکانات "ایران شهر" خود را در اختیار هنرمندان شهرهای دیگر از سراسر ایران برای برگزاری برنامه های هنری و فرهنگی قرار دهند!
انواع و اقسام جشن های باشکوه برای آغاز و پایان پایتختی این "ایران شهر"ها باید برگذار شود و نقش پادشاه تشریفاتی و نهاد پادشاهی تشریفاتی ایران در برگذاری این جشن های ملی باید بسیار پر رنگ باشد.
برنامه های منظم هفتگی و ماهیانه موسیقی و رقص و شادی باید با حضور هنرمندان "ایران شهر"های مختلف ایران در طی این دو سال در 4 پایتخت فرهنگی ایران با شکوه فراوان برگذار شود.
شرط برگذاری این گونه مراسم هم حضور هنرمندان از همه جهت های جغرافیایی شرق و غرب و جنوب و شمال ایران می باشد و هیچ گونه شرط مذهبی یا قومی یا جنسی برای حضور هنرمندان نباید وجود داشته باشد.
در واقع هدف از اجرای این طرح هم ایجاد پیوندهای قوی فرهنگی، هنری، بین "ایران شهر"های مختلف از 4 گوشه ایران است که باعث درآمدزایی هنرمندان و نویسندگان و فرهنگ سازان ایران و در نهایت جذب توریست و افزایش درآمد شهروندان می شود و همچنین به افزایش سطح شادمانی ایرانیان کمک می کند که در نهایت همین ها هستند که دوام یکپارچگی و زیبایی ایران ما را در دراز مدت ضمانت می کنند.

سیستم پارلمان در جمهوری پارلمانی ایران آزاد آینده:
اعضای پارلمان هرچه بیشتر باشند امکان دیکتاتوری کمتر می شود چون یک جمع 200 یا 300 نفری نماینده را می توان خرید و کنترل کرد (مانند مجلس شورای اسلامی در زمان جمهوری اسلامی)، ولی پارلمان 1600 نفری را نمی توان به این راحتی ها اعضایش را خرید و زیر بار حرف زور برد! پارلمان جمهوری آزاد ایران باید از هر 50 هزار نفر ایرانی، یک نماینده در درون خود داشته باشد. در نتیجه کشوری با جمعیت 80 میلیون نفر باید پارلمانی با تعداد 1600 نفر نماینده پارلمانی داشته باشد. در نتیجه شهری با 1 میلیون نفر جمعیت باید تعداد 20 نماینده در پارلمان داشته باشد و ... بنابراین هر "ایران شهر" در جمهوری پارلمانی ایران، بسته به تعداد جمعیتش به ازای هر 50 هزار نفر جمعیت یک نماینده باید در پارلمان ایران داشته باشد.

*********
جزییات ریز تر این موارد و اختلافات به وجود آمده در آینده، باید توسط کمیته های فنی قانونگذاری در زمان جمهوری ایرانی تدوین شود. ارتش سبز سعی در طراحی کلیات سیستم جمهوری ایرانی بر اساس خدمات دادن بیشتر به شهروندان و افزایش رفاه آنان و قطع دست دیکتاتورها و مستبدان برای همیشه از منابع حیاتی ایران و ایرانیان دارد.
پاینده ایران و ایرانیان و انسانیت در سراسر جهان

۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

طراحی سیستم برای جمهوری ایرانی: نهاد پادشاهی موقت تشریفاتی سالیانه برای نام آوران ایران در سیستم جمهوری پارلمانی ایران

این ایده توسط یک مهندس طراح سیستم ها برای جمهوری ایرانی نگاشته می شود. در بحث طراحی سیستم ها 3 راه حل برای هر مسئله کاری وجود دارد:
1- هیچ کاری انجام ندهیم (ادامه استفاده از سیستم موجود).
2- تغییر و ارتقا سیستم موجود.
3- ایجاد یک سیستم جدید.
برای سیستم جمهوری ایرانی، از آنجایی که روش های 1 و 2 عملا بارها در ایران ما آزموده شده اند و نتیجه ای حاصل نشده است، و از طرفی هم آزموده را آزمودن خطاست، بنابراین راه حل سوم را در پیش می گیریم و سیستم جدیدی برای اداره ایران در جمهوری ایرانی طراحی می کنیم که با این سیستم جدید گرفتاری های قبلی برطرف شده و راه برای پیشرفته شدن و مدرن شدن ایران جدید به راحتی هموار شود. ادامه این ایده ها را در بخش طراحی سیستم اداره کشور برای جمهوری ایرانی در وبلاگ ارتش سبز دنبال کنید.
توجه کنید! این طرح دارای ریزه کاری های فراوانی می باشد و باید آنرا کامل مطالعه کنید تا متوجه شوید که چه طرح بزرگی را برای آبادانی ایران در حال مطالعه هستید! در این طرح پادشاهی تشریفاتی به صورت سالیانه و چرخشی با انتخاب پادشاه به صورت متغیر سالیانه از بین نام آوران و قهرمانان و اندیشمندان و هنرمندان و نویسندگان برجسته از کشور ایران و همچنین مردم کشورهایی که قبلا جزو ایران بزرگ بوده اند در نظر گرفته شده است! آنرا قبل از هر گونه پیش داوری به دقت مطالعه نمایید!

گفتگو پیرامون سیستم حکومتی آینده ایران پس از جمهوری اسلامی، یکی از داغ ترین بحث های محافل سیاسی و غیر سیاسی امروز ماست. دو گروه عمده در این بین بیشترین طرفداران را به خود اختصاص می دهند:

گروه اول: جمهوری خواهان پارلمانی با مدلی مانند کشور سوئیس، آلمان، فنلاند و اطریش هستند
و
گروه دوم: طرفداران پادشاهی مشروطه با مدلی شبیه به سوئد، نروژ، انگلستان، هلند، دانمارک، استرالیا، نیوزیلند، کانادا و ژاپن.
 
مردم ما در تظاهرات های خیابانی بارها اعلام کرده اند خواستار سیستم جمهوری ایرانی هستند و در این بین بهترین نوع سیستم جمهوری، از نوع جمهوری پارلمانی به جای جمهوری ریاستی می باشد.
 دو نوع سیستم حکومتی جمهوری داریم. یکی جمهوری ریاستی و دیگری جمهوری پارلمانی. جمهوری پارلمانی اینگونه است که هر 4 سال یک انتخابات آزاد برگزار می شود و اگر مثلا 20 وزارت خانه داشته باشیم به ازای هر 5 درصد رای یک وزارت خانه به حزب مورد نظر می رسد. ریاست دولت و وزارت خانه های حساس نیز به حزب اکثریت می رسد. کرسی های مجلس نیز به میزان رای بین احزاب تقسیم می شود. یعنی یک نوع دولت وحدت ملی و همبستگی با ثبات و آرامش سیاسی به وجود می آید که هر رای ارزش و تاثیر خودش را دارد. چراکه اشتباه است که تمام دولت را فقط به یک حزبی بدهیم که فقط چند درصد رای بیشتر دارد و میلیون ها نفر از تصمیم گیری دور بمانند. برای همین جمهوری پارلمانی یکی از بهترین سیستم های اداره کشورهاست.
جمهوری پارلمانی یا جمهوری مشروطه پارلمانی نوعی از حکومت جمهوری است که در آن حکومت با نظام پارلمانی عمل می‌کند. این به این معناست که بین قوه مجریه (دولت) و قوه مقننه (مجلس) جدایی مشخصی وجود ندارد ولی بین رئیس حکومت و رئیس دولت تفاوت مشخصی وجود دارد. در عمل رئیس دولت قدرت را در اختیار دارد. جمهوری پارلمانی در مقابل جمهوری ریاستی قرار می‌گیرد که در آن قوه مجریه (دولت) از قوه مقننه (مجلس) جداست و ریاست حکومت جمهوری ریاستی در اختیار رئیس قوه مجریه (دولت) است.
 
در این بین طرفداران جمهوری خواه مدام طرفداران پادشاهی مشروطه را می کوبند که بازگشت پادشاه به ایران باعث شکل گیری نوع دیگری از حکومت فردی خواهد شد و سیستم دیکتاتوری دیگری با زد و بند های زیر زمینی شکل خواهد گرفت، و به شدت با آن مخالفت می کنند و همیشه بین این دو گروه درگیری است!
 
اما در عوض طرفداران پادشاهی مشروطه هم بر این عقیده هستند که کشوری چون ایران با قدمت زیاد تاریخی و فرهنگی، به یک پادشاه مشروط برای پاسداری از این ارزش های قدیمی نیاز دارد، و عمده تاکید آنها هم بر این است که پادشاه قدرت اجرایی چندانی ندارد و در سیاست به آن صورت دخالت نمی کند، و امور کشور به دست پارلمان و با انتخاب نخست وزیر و تشکیل کابینه اداره می شود و پادشاه صرفا تشریفاتی و سمبلیک است همچنین استناد می کنند که بنا بر آمار سازمان ملل متحد، ۷ کشور از ۱۰ کشوری که دارای بهترین شرایط زندگی در دنیا هستند با حکومت سلطنت مشروطه اداره می‌شوند.
فرمانروایی پادشاهی یا به صورت سلطنت مطلقه به معنای حکومت بی‌مهار شاه است، یا به صورت سلطنت مشروطه به معنای حکومتی که در آن رئیس کشور پادشاه است می باشد. اما پادشاهی مشروط که در عین داشتن نقش‌های مهم رسمی و تشریفاتی، تنها در موارد محدود و معین نقشی در حکومت دارد. در بسیاری از حکومت‌های مشروطه مجلس نقش اصلی در نظارت امور را دارد و نخست‌وزیر که با تأئید پادشاه انتخاب می‌شود، امور اجرایی و تصمیمات اصلی را اخذ می‌کند. شکل خاص این نوع حکومت را در بریتانیا می‌توان دید که سلطنت نقش نسبتاً تشریفاتی در ادارهٔ امور دارد.
معمولاً جانشینی ارثی را صفت ویژهٔ نظام پادشاهی می‌دانند، اما پادشاه ممکن است انتخابی باشد یا روا باشد که شاه جانشین خود را آزادانه تعیین کند یا با فال‌زنی یا قرعه شاه را انتخاب کنند.
 
پس از ماه ها زیر نظر گرفتن خواسته های طرفداران جمهوری خواه پارلمانی و پادشاهی مشروطه، ارتش سبز طرحی جدید را به شما ارائه می دهد که در این طرح جدید برای سیستم اداره کشور ایران آزاد، سیستم جمهوری پارلمانی با پادشاهی مشروط تشریفاتی ترکیب می گردد و به شکلی که در زیر توضیح خواهم داد، شما با یکی از زیباترین روش های اداره کشور در قرن بیست و یکم آشنا خواهید شد!

بزرگترین ویژگی این طرح که در ادامه مشاهده می کنید در این است که دیگر لازم نیست انبوه جمهوری خواهان و طرفداران پادشاهی در مقابل هم قرار بگیرند و انرژی خود تلف کنند، بلکه با اتحاد آنها در این طرح، نیروی خود را صرف مبارزه با حکومت غارتگر جمهوری  اسلامی و در فردای آزادی هم صرف آبادی ایران خواهند کرد و این دعوا یکبار برای همیشه خاتمه پیدا خواهد کرد!

در این طراحی جدید، از سه الگو برای گنجاندن سیستم پادشاهی تشریفاتی در جمهوری پارلمانی ایران آینده استفاده کرده ام:
1- سیستم پادشاهی چرخشی در کشور مالزی. 2- مسابقات جهانی انتخاب دختر شایسته. 3- جایزه نوبل.

در ابتدا به شرح این الگوها می پردازم.
 
1- سیستم پادشاهی چرخشی در کشور مالزی:
در کشور مالزی، 9 ایالت مالایایی وجود دارد که هر ایالت برای خودش یک پادشاه دارد و این پادشاهان ایالتی هر 5 سال یکبار به صورت چرخشی پادشاه کل کشور می شوند! به طوریکه هم اکنون پادشاه 42 سال پیش مالزی دوباره بعد از 9 گردش 5 ساله در سن 84 سالگی پادشاه کل مالزی شد. بنابراین در این سیستم، پادشاهی کل کشور به صورت گردشی بین پادشاهان ایالت های مالزی می چرخد. از این سیستم چرخشی بودن پادشاهی بین افراد مختلف برای طراحی جدید سیستم پادشاهی تشریفاتی در جمهوری پارلمانی ایران آینده الگو گرفته شده است.
 
2- مسابقات دختر شایسته جهان:
دوشیزه دنیا (به انگلیسی: Miss World) یک مسابقه بین‌المللی زیبایی است که هر سال توسط سازمانی به همین نام برگزار می‌شود. شعار این مسابقات زیبایی هدفمند است و در آزمون‌های این مسابقه علاوه بر زیبایی جسمی، معیارهایی چون شخصیت، هوش، روابط اجتماعی، حضور ذهن و حاضر جوابی، توانایی‌های ورزشی، معلومات عمومی و همچنین مهارت‌ها و استعدادهای ویژه هر یک از شرکت‌کنندگان توجه می‌شود. دوشیزه دنیا علاوه بر دریافت تاج دوشیزه دنیا و جوایز نقدی می‌بایست به مدت یک سال از محل اقامت خود در لندن به کشورهای مختلف دنیا سفر کرده و برای سازمان دوشیزه دنیا فعالیت کند. این مسابقات قدیمی‌ترین جشنواره زیبایی است که هنوز برگزار می‌شود و با شرکت بیش از ۱۴۰ کشور و پخش تلویزیونی در بیش از دویست کشور دنیا بزرگترین و پر بیننده‌ترین آن‌ها نیز هست. نوع انتخاب و مراسم تاجگذاری این عنوان به قدری هیجان انگیز و پر زرق و برق است که بالاترین سطح توجهات را به خود در جهان اختصاص می دهد. از نوع برگذاری جشن های این تاجگذاری برای طراحی سیستم پادشاهی تشریفاتی جدید در جمهوری پارلمانی ایران الگو گیری شده است.

3- جایزه نوبل:
کمیته های متخصص جایزه نوبل در کشور سوئد، متشکل از بهترین کارشناسان و دانش آموختگان رشته های پزشکی، شیمی، فیزیک و اقتصاد است که هر ساله تشکیل جلسه می دهند و در رشته های پزشکی، فیزیک و شیمی و ادبیات و اقتصاد و ... فعال ترین و پیشرو ترین افراد دانشمند در سطح جهان را به عنوان برنده نهایی جایزه نوبل در نظر می گیرند و  بدون اعلام قبلی به فرد برنده، نام او را به عنوان برنده امسال جایزه نوبل اعلام می کنند و طی یک مراسم با شکوه، جایزه های نفیس به این افراد اهدا می شود، که با استقبال شدید رسانه های مختلف کشورهای جهان مواجه می شود و برای کشور سوئد و مردمانش کسب اعتبار بین المللی می کند. از سیستم انتخابی کمیته نوبل برای طراحی سیستم جدید پادشاهی تشریفاتی در جمهوری پارلمانی ایران استفاده شده است.

چرا در کنار سیستم جمهوری پارلمانی ایران به نهاد پادشاهی تشریفاتی و نمادین نیز نیاز داریم؟
1- چون کشور ما قدمت تاریخی بالایی دارد و بیش از 2500 سال تاریخ ثبت شده پادشاهی داشته است و پادشاه باید نماد و سمبل فرهنگی و تاریخی گذشته ایران در دنیای مدرن امروز باشد و چهره ای شیک و پر از تجملات از ایران ما به جهانیان ارائه دهد.
2- چون ما در جشن ها و روزهای ملی نظیر نوروز، مهرگان، یلدا و ... نیازمند افتتاح این مراسمات و جشن های باشکوه با حضور پادشاه شیک و تجملاتی ایران هستیم.
3- چون ما نیازمند جلب توجهات بین المللی به کشور خودمان هستیم و دنیای امروز دنیایی است که تجملات را به خوبی دنبال می کند. نگاهی به مراسم عروسی ملکه و نوه های ملکه انگلستان و سوئد به ما نشان می دهد که چقدر اینگونه مراسم پر از تجمل سلطنتی می تواند در نشان دادن چهره مثبت از کشور ما در بین جهانیان مفید واقع شود.
4- چون ما نیازمند جذب میلیونی توریست ها از سراسر دنیا در مراسم با شکوه تاجگذاری پادشاه جدید در هر سال هستیم.
5- چون ما در رشته های دانشگاهی هنری، فرهنگی و ادبیاتی نیازمند آکادمی های سلطنتی هستیم که توسط نهاد پادشاهی در کشور ما پشتیبانی معنوی شود و قدمت تاریخی ایران پشتوانه این رشته های تحصیلی و دانش آموختگان آن باشد. اصولا اسم آکادمی رویال ایران، یا آکادمی سلطنتی ایران غرور و عظمت دو چندانی به کار فرهنگی و هنری و ادبیاتی این رشته ها اضافه خواهد کرد.
6- چون ما در زمینه تقدیر از هنرمندان، فرهیختگان، نویسندگان، قهرمانان ملی، فداکاران و ایثارگران نیازمند نهاد تجملی پادشاهی هستیم که در مراسم مجلل از این افراد تجلیل به عمل بیاورد و مدال های هنری، شجاعت و قهرمانی ملی درجه 1 و 2 و 3 اعطا کنند و کارهایی از این قبیل.
********
طرح اصلی: 
طراحی سیستم جهت گنجاندن "نهاد پادشاهی تشریفاتی" در جمهوری پارلمانی ایران آینده:
طرحی که برای گنجاندن نهاد پادشاهی تشریفاتی در سیستم جمهوری پارلمانی ایران قصد ارائه آن را دارم بدین شرح است:
ما ایرانیان در فردای آزادی ایران، یک کمیته 400 نفری مرکزی مستقل به نام "نهاد پادشاهی تشریفاتی" در جمهوری پارلمانی ایران تاسیس می کنیم که مانند کمیته تخصصی جایزه نوبل عمل می کند و از برترین استادان دانشگاه، پزشکان معروف، نویسندگان مطرح، شاعران بسیار برجسته، نوازنده های چیره دست صاحب نام، خوانندگان و هنرپیشه ها و نقاشان و خطاطان و مجسمه سازها و قهرمان های ورزشی بسیار برجسته و پر آوازه ایرانی الاصل تشکیل شده است.
 
کمیته مرکزی مستقل "نهاد پادشاهی تشریفاتی" در جمهوری پارلمانی ایران، کارش این است که هر سال بگردد و بهترین شخصیت تاثیرگذار و نام آور سال قبل را که باعث بالا رفتن جایگاه فرهنگی-هنری-علمی ایران و ایرانیان در سطح داخل یا خارج کشور شده است را بدون اعلام قبلی به خود وی، به عنوان پادشاه کل ایران زمین در سال آینده انتخاب کند و طی مراسمی بسیار با شکوه در قصر سلطنتی مجللی که برای این کار ساخته می شود به جهانیان به عنوان پادشاه ایران اعلام کند و مراسم تاجگذاری پادشاه جدید را با پوشش رسانه ای قدرتمند در بین جهانیان به نمایش بگذارد. پادشاه انتخابی به هیچ وجه نباید از اعضای کمیته مرکزی مستقل نهاد پادشاهی ایران باشد.
 
(برای روشن تر شدن این موضوع که مثلا پادشاه چه کسی می تواند باشد چند مثال می آورم. به عنوان مثال استاد شجریان هنگام دریافت جایزه پیکاسو از سازمان یونسکو می توانست گزینه سال آینده سیستم پادشاهی تشریفاتی ایران باشد. یا شخصیت فداکاری مثل ریزعلی خواجوی  که با به خطر انداختن جان خویش جان صدها نفر را نجات داد می توانست گزینه سال آینده برای پادشاهی ایران باشد، یا بازیگران پرآوازه همچون لیلی حاتمی یا گلشیفته فراهانی که در یکسال اخیر در محافل بین المللی در ارتقای نام ایرانیان کوشیده اند می توانستند پادشاه سال آینده ایران زمین باشند، یا یکی از اعضای گروه موسیقی کامکارها که به حق در اعتلای موسیقی ایرانی کوشیده اند یا شاعران توانمندی چون اخوان ثالث یا سیمین بهبهانی و نمونه هایی فراوان از پزشکان نام آور ایرانی همچون پرفسور مجید سمیعی و مهندسان برجسته نظیر دکتر فیروز نادری می توانستند پادشاه یکسال ایران باشند. یا رفتگری که کیف 1 میلیارد تومانی پیدا کرده را به صاحبش بر می گرداند و .... البته این مثال ها در زمان گذشته هستند و مشمول آینده نمی شوند، و این مثال ها آورده می شود فقط برای اینکه متوجه شوید منظور از پادشاه در آینده ایران آزاد چیست.)

نکات مهم در طرح گنجاندن نهاد پادشاهی تشریفاتی برای جمهوری پارلمانی ایرانی:
1- پادشاه ایران فقط به مدت یکسال و تنها برای یکبار در عمر خودش به این سمت تشریفاتی انتخاب می شود (مانند دختر شایسته جهان) و این مراسم هر سال برای انتخاب پادشاه جدید تکرار می شود (سیستم چرخشی پادشاهی نظیر کشور مالزی).
2- پادشاه ایران می تواند مرد یا زن باشد و نوع جنسیت در انتخاب او برای این سمت نقشی ندارد. همچنین می تواند مجرد هم باشد وضعیت تاهل یا مجرد بودن نقشی در انتخاب او برای پادشاهی ندارد. همچنین نوع گویش و تبار و قومیت فردی هم هیچ گونه نقشی در این انتخاب ندارد. تنها ملاک انتخاب، نوع خدمتی است که شخص منتخب به بالا بردن اعتبار و ارزش جامعه ایرانیان کرده است.
3- زیباترین کاخ سلطنتی جهان برای این منظور باید در ایران ساخته شود که از همه کاخ ها و قصرهای برجسته دنیا باید بزرگتر و سرآمد تر و زیبا تر باشد و انواع سالن های موسیقی و رقص و تئاتر و نمایش و آکادمی های سلطنتی هنر و موسیقی و ادبیات و تاریخ به علاوه موزه های گوناگون جواهرات و مردم شناسی و صنایع دستی و آثار باستانی در این مجموعه بسیار بزرگ و مجلل سلطنتی گنجانده شود.
4- پادشاه انتخابی موظف است در مجموعه کاخ بزرگ نهاد پادشاهی سلطنتی به مدت یکسال با خانواده خود زندگی مجللی داشته باشد و به خدمت معنوی به جامعه ایران بپردازد، و مطلقا در امور سیاسی دخالتی ندارد و تنها اگر حقوق شهروندی از مردمی سلب شود می تواند صدای مردم سرکوب شده یا حق ضایع شده باشد.
5- به غیر از منزل شخصی پادشاه در مجموعه مجلل کاخ سلطنتی، کلیه ساختمان ها و موزه ها و پارک ها و سالن های این مجموعه باشکوه برای عموم مردم و توریست ها در همه زمان ها به طور رایگان قابل بازدید می باشد.
6- پادشاه انتخاب شده پادشاه کل ملت ایران می باشد و به هیچ وجه حق جانبداری از قومیت خاصی از مردم ایران را ندارد.
7- پادشاه انتخابی سال جدید مبلغ هنگفتی پول در اختیارش قرار می گیرد که موظف است زیر نظر کمیته اصلی نهاد پادشاهی آن را خرج اعطای جایزه ها، بورسیه های تحصیلی، حرکت های بشر دوستانه و کارهای نیک و نمادین نماید. نهاد پادشاهی هم موظف است لیست کلیه هزینه ها را به طور شفاف به عموم مردم اعلام و انتشار رسمی دهد.
8- دایره انتخاب پادشاه تشریفاتی سال ایران می تواند تنها منحصر به قلمروی فعلی کشور ایران نباشد و شامل مردم کشورهایی که قبلا هم جزو ایران بزرگ بوده اند باشد! به عنوان مثال بزرگان ایران دوست کشورهایی چون تاجیکستان، افغانستان، بحرین، عراق، ترکیه و آذربایجان نیز می توانند برای پادشاهی تشریفاتی ایران انتخاب شوند و بدین ترتیب زمینه نگاه مثبت مردم آن کشورها به سرزمین مادری خود (ایران) معطوف شده و زمینه اتحاد ایران بزرگ را در آینده فراهم می آورد! (این مورد ارزش بالای بسیاری برای ایران آینده در طراحی سیستم پادشاهی تشریفاتی دارد)
9- در موارد نادر پادشاه ایران می تواند یک شخصیت بین المللی بسیار محبوب غیر ایرانی هم باشد! به عنوان مثال شخصیتی جهانی مانند آنجلینا جولی (برای مثال!)، نلسون ماندلا، بیل گیتس و ... اگر اقدامی معنوی در حمایت از ایرانیان یا حل مشکلات آنها انجام داده اند که مورد توجه جهانیان قرار گرفته و باعث بالا رفتن جایگاه ایرانیان شده است، می تواند از طرف کمیته نهاد پادشاهی در ایران به عنوان پادشاه تشریفاتی ایران قرار بگیرد و به ایران دعوت شده و یکسال پادشاه ایرانیان باشد و زیر نظر کمیته در قصر مخصوص مافوق مجلل پادشاهی به فعالیت های پادشاهی و انسان دوستانه خود بپردازد. البته این موردی نادر است و فقط درباره شخصیت های بسیار جنجالی جهانی که باعث بالا رفتن جایگاه و جلب توجه جهانی به ایران شده اند قابل اعمال است. در حقیقت اقدامات جنجالی و پر سر و صدا از این دست موجب بالاتر رفتن نگاه های مثبت مردم جهان به کشور ماست.
10- کلیه جواهرات و هدایایی که به پادشاه سال از طرف دولت ها، نهادهای بین المللی، مردم و اشخاص حقیقی و حقوقی اعطا می شود، متعلق به نهاد پادشاهی است و در موزه سلطنتی ایران نگهداری و حراست می شود.
11- پادشاه سال ایران دارای یکسال حقوق و پاداش بسیار بالایی برای شخص خودش می باشد (100 هزار دلار در ماه) که در پایان مدت ماموریت پادشاهی اش قطع می شود. حقوق و مزایای بالای یکسال پادشاهی هم مزد زحمتی است که در سال قبل برای ارتقای نام و عظمت ایرانیان در بین جهانیان کشیده است و از طرف مالیات مردم به او اعطا می شود.
12- نهاد سلطنتی ایران می تواند جایزه های بین المللی گران قیمتی برای پیشبرد اهداف انسانی، بشردوستانه و همین طور علمی به دانشمندان و بشر دوستان نام آور جهان اعطا کند و از این امکان می توان برای بالا بردن اعتبار و آبروی ایرانیان در سطح جهان بهره فراوان برد. مراسم انتخاب این افراد برجسته و همین طور اعطای جوایز هنگفت به آنها باید بسیار جنجالی و با شکوه و جلال خاص برگزار شود تا همیشه خبرساز شوند و تیتر درشت روزنامه های جهان قرار گیرد و باعث پرآوازه تر شدن نام کشور ما در بین جهانیان شود.
13- پذیرش سفرای خارجی و دریافت استوارنامه آنها، و همچنین امضای استوارنامه سفیرهای ایران بر عهده پادشاه تشریفاتی می باشد.
14- پادشاه موظف است در مراسم تغییر دولت حضور پیدا کند و همچنین مراسم افتتاح پارلمان را نیز او بر عهده می گیرد.
********
 
پرسش های متداول:

1- سیستم اصلی حکومت و دولت در این طرح چیست؟
همان طور که در بالا گفته شد، سیستمی که مردم ما در خیابان ها فریاد می زدند و می زنند و خواستارش هستند جمهوری ایرانی است که در بین جمهوری ها سیستم جمهوری پارلمانی از همه عادلانه تر و وحدت بخش تر است. اما در کنارش نهاد تشریفاتی پادشاهی را هم داریم با اختیاراتی فرهنگی و بشر دوستانه و تجملاتی. به این ترتیب اتحاد بزرگی بین جمهوری خواهان و طرفداران پادشاهی مشروطه به وجود می آید و انرژی آنها به جای دعوا کردن و رو در روی هم قرار گرفتن، صرف مبارزه با حکومت غارتگر و ویرانگر جمهوری اسلامی شده و در فردای آزادی میهن هم، نیروی اتحاد آنها صرف آبادانی و سازندگی ایران خواهد شد.

2- چرا ما باید هزینه هایی صرف مسائل تجملی پادشاهی کنیم؟
پاسخ ساده است! به دو دلیل:
الف) جذب کسب اعتبار و آبرو در سطح بین المللی برای ایرانیان از طریق نمایش تجملات و هنرها و قدمت فرهنگی تاریخی ایران، که این اعتبار و آبرو سرمایه زندگی هر ایرانی در دنیای مدرن و یکپارچه امروز می باشد. بدون داشتن اعتبار و آبرو هر کجای دنیا که مسافرت بروید یا بخواهید با کسی تجارت کنید اگر از کشور بی آبرویی آمده باشید کسی توجه زیادی به شما نمی کند و احترام نمی گذارد! این را به دفعات مختلف در دوران سیاه جمهوری اسلامی شاهد بوده ایم.
ب) از محل جذب توریست های زیاد به کشورمان در حین برگزاری روزها و جشن های ملی و همچنین مراسم تاجگذاری سلطنتی سالیانه، هزینه های این تجملات پوشش داده خواهد شد و برگشت پذیر است و همچنین شغل های بسیار زیادی برای خدمات دادن به توریست ها در کشور ما ایجاد خواهد شد. همچنین در بحث جایزه دادن بین المللی به دانشمندان و فعالان بشردوست برتر، شما نگاه کنید ببینید که کشور سوئد با جایزه نوبل هر سال چیزی کمتر از 10 میلیون دلار هزینه می کند و چه آبرو و اعتباری  برای کشور و ملت خویش در سطح دنیا خریداری کرده است، اما در عوض جمهوری اسلامی سالانه میلیاردها دلار خرج گروه های تروریستی می کند و چه آبرو و حیثیتی از ما مردم ایران نزد جهانیان برده است!
 
3- چرا مقام پادشاه چرخشی باشد؟ آیا بهتر نیست یک نفر مادام العمر پادشاه کل کشور باشد و این مقام به فرزندانش هم منتقل شود؟!
پادشاهی مادام العمر نوعی توهین به بشریت است و دیگر اینکه یادآور دوران استنبداد شاهان ستمگر است. اما پادشاهی چرخشی فرصت را برای همه نخبگان ایجاد می کند که با تلاش و شایستگی و خدمت به بشریت به این مقام تشریفاتی مهم دست پیدا کنند. در واقع ما وراثت سالاری در پادشاهی قدیمی را جایگزین شایسته سالاری در سیستم پادشاهی تشریفاتی چرخشی خواهیم کرد.

 4- آیا ممکن است تقلب یا ساخت و پاختی در مورد انتخاب پادشاه صورت بگیرد؟!
اعضای 400 نفری کمیته مرکزی مستقل نهاد پادشاهی که بر کل مجموعه پادشاهی نظارت می کنند از برجسته ترین و نامدارترین افراد فرهیخته و تحصیل کرده و خوش نام ایران باید باشند که در این صورت چنین کمیته ای زیر بار خفت و خواری نخواهد رفت! محال است چنین شود. در ضمن این کمیته مرکزی مستقل نمی تواند پادشاه جدید را از بین اعضای خود انتخاب نماید.

۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

طراحی سیستم برای جمهوری ایرانی: حل مسائل زبان مادری در بین اقوام ایرانی

همان طور که می دانید کشور ما از اقوام گوناگون ایرانی تشکیل شده است که برخی از آنها زبان مادری به غیر از زبان ملی پارسی دارند. در این میان جمهوری اسلامی از آنجایی که با قدرت های بزرگ و جهانی بی خود و بی جهت ما را درگیر کرده و به جای آنکه مانند کره جنوبی و ژاپن و سنگاپور و مالزی و امارات و قطر و ... از پستانهای پر شیر این قدرتهای بزرگ آویزان شده و شیر به نفع ملتش بدوشد، با شاخ های آنها سر به سر شده است و به ضرر مردمش و در جهت منافع روسیه و چین کار می کند، و طبیعی است که کشورهای قدرتمند جهان به دنبال سیاستی باشند که برای شوروی سابق جواب داد و آن هم تجزیه کشور باشد تا دیگر خطری از سوی جمهوری اسلامی که هر روز به آنها بد و بیراه می گوید، نداشته باشند. در این بین گروه های تجزیه طلبی هم در ایران ما بوجود آمده اند که عمده تلاش آنها و تمرکز آنها بر روی زبان مادریست و اینکه اقوام ایرانی به زبان مادری درس نمی خوانند را بهانه جدایی از ایران دنبال می کنند و تا بدانجا تبلیغ می کنند که گویی اگر مردم کشور ما زبانی به غیر از پارسی صحبت می کردند همه مشکلاتشان حل بود، و ما باید با بها دادن هرچه بیشتر به ارزشهای تنوع قومی کشور خودمان آنها را خلع سلاح نماییم!

در این بخش از طراحی سیستم برای جمهوری ایرانی، به ارائه راهکارهایی برای حل مسئله زبان مادری در کشور ایران می پردازیم، که می تواند سیاستمداران و سیاست گذاران جمهوری ایرانی آزاد آینده را در حل این مشکلات کمک نماید.

پیش در آمد:
امروزه کشورهای اروپایی و آمریکایی با جدیت تمام در حال چند فرهنگه کردن پایتخت ها و شهرهای بزرگ خود هستند و از طریق جذب مهاجرین و پناهندگان از سراسر دنیا می خواهند که کشوری چند فرهنگه با نژادهای مختلف داشته باشند. اما در خاورمیانه همه چیز برعکس است و گروه های بی بهره از زندگی در دنیای مدرن مدام در حال کوبیدن بر طبل داشتن کشوری تک قومی-نژادی به جای کشوری چند قومی و نژادی و فرهنگی هستند.
درست همان طور که در اروپا استفاده از اتومبیل را در حال کاهش شدید می باشد و دوچرخه را جایگزین آن کرده اند، در خاورمیانه ما، همه به دنبال ماشین سواری و سرکوفت زدن و تحقیر کردن دوچرخه سواران می باشند!
و ما نباید در دام جاهلانی که دنبال کشورسازی تک قومی-نژادی هستند بیافتیم و کشور بزرگ خودمان را که از ابتدا چند قومی و چند فرهنگی و چند مذهبه بوده است را اجازه بدهیم تکه و پاره بکنند. بلکه با استفاده از یک سری اصلاحات که به نفع همگان تمام می شود برخی مسایل مطرح شده در زمینه اقوام گوناگون را برطرف نماییم تا به زندگی اصلی که همان تلاش برای مدرن شدن و صنعتی شدن کشور بزرگ ایران می باشد برسیم.

معایب درس خواندن همگان به زبان مادری شان در کشوری که از اقوام گوناگون با گویش های مختلف تشکیل شده است:
1- افراد گوناگون ساکن در کشور ایران نمی توانند با یکدیگر ارتباط زبانی و کلامی و نوشتاری برقرار کنند و خود به خود کشور بلوکه بندی شده و در نهایت همه از هم غریبه می شوند و با گذشت زمان رو در روی هم قرار خواهند گرفت.
2- یک ایرانی برای گشت و گذار در شهرهای مختلف ایران باید ده ها مترجم گوناگون با خود به همراه ببرد!
3- دانش های نوین و علوم جدید که باید هر روز سریع ترجمه شوند و به دست اقوام مختلف برسند تا سطح علمی آنها مطابق با دانش روز باشد، با افت شدید همراه می شود چراکه امکان ترجمه علوم روز به ده ها زبان در آن واحد کار بسیار زمانبر و هزینه بر و پر از دردسر می باشد. 
 4- آمار بازدید وب سایت های اینترنتی در کشور ایران به شدت کاهش می یابد چون هر وبلاگ نویسی به زبان محلی یا مادر خودش مطلب می نویسد و مشتریانش محدود به محل زندگی خودش می شود و بنابراین وب سایت های اینترنتی ایران از رونق می افتند و با کاهش شدید بازدید کننده روبرو می شوند.

اما همه اینها دلیل نمی شوند که ما زبان مادری اقوام مختلف را نادیده بگیریم. بلکه سیستم آموزشی را باید طوری طراحی مجدد بکنیم که همه در نهایت رضایت داشته باشند و کسی یا قومی در این بین آسیب نبیند و یکپارچگی کشور هم حفظ شود. تنوع قومی و فرهنگی و مذهبی اصلی ترین ویژگی کشور ایران است که باید تمام شهروندان خود را موظف به حفاظت و حراست از آن بکنند.
 
 چند پیشنهاد برای حل مشکلات زبان مادری اقوام گوناگون در جمهوری ایرانی:
1- در کشور ما در حال حاضر جمهوری اسلامی، سه زبان در مدارس آموزش اجباری داده می شود:
الف) زبان ملی پارسی. ب) زبان عربی. ج) زبان بین المللی انگلیسی.
 
در زمان جمهوری ایرانی هم ما سه زبان آموزشی را در مدارس خواهیم داشت اما با این ترتیب:
الف) زبان ملی پارسی. ب) زبان مادری-محلی. ج) زبان بین المللی انگلیسی. د) زبان انتخابی (برای آنهایی که زبان مادری شان همان زبان ملی است).
 
بدین ترتیب تدریس زبان مادری به صورت اختیاری جایگزین زبان عربی فعلی می شود و هر کس می تواند در صورت اختیار در مدارس دوره های زبان محلی یا مادری را به خوبی فرا بگیرد و در مورد حذف زبان عربی هم فقط آنهایی که زبان مادریشان عربی است این زبان زیبا را آموزش می بینند.
با این حساب کودکان اقوام مختلف ایران، در صورت خواستن، زبان مادریشان را هم در مدرسه می آموزند و در حق کسی اجحاف نمی شود.

2- در کشورهای اروپایی (مثلا ایتالیا، سوئد، نروژ) رسم است که شاگردان علاوه بر زبان ملی و زبان انگلیسی، می بایست یک زبان اروپایی دیگر را هم به اختیار آموزش مقدماتی ببینند، حال از این شیوه موفق می توان الگو گرفت و دانش آموزانی که زبان مادری شان همان زبان ملی کشور ماست را وادار کرد که علاوه بر زبان ملی و زبان انگلیسی، از بین دیگر زبان های مادری رایج در ایران مانند آذری، کردی یکی را به دلخواه انتخاب کرده و آموزش مقدماتی ببینند.
 
3- در تمام دانشگاه های کشور باید برای زبان های اقوام مختلف در مقاطع فوق لیسانس و دکترا رشته دانشگاهی ارائه دهند و دانشکده زبان مادری داشته باشند.
 
4- فرهنگستان زبان ملی باید سعی کند واژه های عربی و انگلیسی را از زبان ملی پارسی پاکسازی کرده و جایگزین هایی از واژگان مورد استفاده در زبان های مادری اقوام گوناگون ایران را برای استفاده همگان در زبان ملی پارسی پیشنهاد بدهد. بیش از 40 درصد زبان پارسی امروز آمیخته با واژگان زبان عربی شده است که این کاملا ناعادلانه است. در صورتیکه اگر ما در زبان ملی پارسی از واژگان آذری-کردی-بلوچی و ... به جای واژگان انگلیسی و عربی وام گیری می کردیم حساسیت ها نسبت به زبان ملی در برخی نواحی به صفر می رسید و امروز مورد سوء استفاده مغرضان قرار نمی گرفت. پس با پیگیری فرهنگستان زبان ملی در فردای جمهوری ایرانی، می توان واژگان عربی و انگلیسی را از زبان پارسی کم کرد و جایگزین های آذری-کردی-بلوچی و ... را برای واژگان مورد نظر در زبان پارسی وام گیری کرد و در رسانه ها استفاده کرد. بدین ترتیب کسی با زبان ملی که دارای واژگان زبان های مادری هم هست و مدام در رسانه ها هم به کار می رود احساس غریبی نخواهد داشت که مورد سواستفاده گروهک های خائن به مام میهن واقع شود.  
 
5- تمسخر اقوام ایرانی، جوک قومی گفتن و پخش آن توسط موبایل و اینترنت و در کل هر گونه اقدام اهانت آمیز درباره اقوام ایرانی جرم اعلام شود و افرادی که این جرم های اجتماعی را انجام می دهند با جریمه ها و گاه مجازات روبرو شوند.
 
6- تلاش برای بهبود روابط با همه کشورهای پیشرفته جهان و همچنین دخالت نکردن در امور دیگر کشورها باعث می شود نام کشور ما از دستور کار قدرت های بزرگ برای از هم پاشیده شدن بیرون بیاید و مردم ما مثل مردم سوئیس و نروژ و سوئد بدون آزار رساندن به کسی یا مورد آزار قرار گرفتن از طرف کسی، زندگی سالم و مرفهی داشته باشند.

اما سخنی با همه ایرانیان؛
هیچ گونه احساس برتری نسبت به زبان مادری یا نژاد خود نداشته باشید و به همه زبان های مادری و نژادهای انسانی دیگر احترام بگذارید. مسئله زبان مادری و نوع نژاد به هیچ وجه موردی از برتری در کسی ایجاد نمی کند. پس به زبان های مادری و تنوع نژادی یکدیگر مهر بورزید تا کشور ما مورد استفاده ناکسان قرار نگیرد. در واقع طوری به زبانهای دیگر احترام بگذارید که گویی در زندگی بعدی تان از مادری با زبان دیگر به غیر از زبان فعلی خود متولد خواهید شد!
در پایان تنها برتری افراد در یک کشور چند گونه، می تواند فقط و فقط به سطح دانش علمی و آکادمیک آنها باشد. در این راستا در کشور خود بکوشید و از یکدیگر سبقت بگیرید!

۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه

طراحی سیستم انتخابات برای جمهوری ایرانی: روش وزن دهی بر حسب سطح سواد افراد، جهت شرکت در رای گیری ها

جمهوری اسلامی رفتنیست؛ جمهوری ایرانی را دریابید!
این ایده توسط یک مهندس طراح سیستم ها برای جمهوری ایرانی نگاشته می شود. در بحث طراحی سیستم ها 3 راه حل برای هر مسئله کاری وجود دارد:
1- هیچ کاری انجام ندهیم (ادامه استفاده از سیستم موجود).
2- تغییر و ارتقا سیستم موجود.
3- ایجاد یک سیستم جدید.
برای سیستم جمهوری ایرانی، از آنجایی که روش های 1 و 2 عملا بارها در ایران ما آزموده شده اند و نتیجه ای حاصل نشده است، و از طرفی هم آزموده را آزمودن خطاست، بنابراین راه حل سوم را در پیش می گیریم و سیستم جدیدی برای اداره ایران در جمهوری ایرانی طراحی می کنیم که با این سیستم جدید گرفتاری های قبلی برطرف شده و راه برای پیشرفته شدن و مدرن شدن ایران جدید به راحتی هموار شود. ادامه این ایده ها را در بخش طراحی سیستم اداره کشور برای جمهوری ایرانی در وبلاگ ارتش سبز دنبال کنید.

در جامعه ای که درصد افراد تحصیل نکرده و بی سواد و کم سواد خیلی زیاد است حق رای برابر برای همه مردم یک سم مهلک و کشنده برای آن جامعه محسوب می شود. چراکه هرآنچه نخبگان برای اداره بهتر کشور می اندیشند و صلاح می دانند را بی سوادان اصلا درک نمی کنند و دغدغه های نخبگان محلی از اعراب در زندگی بی سوادان ندارد! از طرفی هم تنها این اندیشه و کار عملی افراد تحصیل کرده جامعه است که آینده مدرن یک کشور در قرن بیست و یکم را می سازد و سطح زندگی مردم عادی و کم سواد را هم ارتقا می دهد!
از آنجایی که رای بالای بی سوادان می تواند آرای جامعه تحصیل کرده را بپوشاند، لذا در طراحی سیستم برای رای گیری در جمهوری ایرانی ما باید طوری سیستم را طراحی کنیم که:
الف) نظر نخبگان و تحصیل کرده های جامعه ارزش اجرایی بالاتری کسب کند.
ب) جلوی کسی را از حق رای دادن نگیرد و همه افراد بتوانند رای بدهند.
ج) در ضمن مشکلات دیگری از کشور را نیز حل بکند. مثلا طراحی این سیستم رای گیری جدید، بتواند سیستم آموزش و پرورش ما را هم دگرگون سازد!

طراحی جدید سیستم رای گیری در انتخابات برای جمهوری ایرانی:
در دوران مدرن جمهوری ایرانی در ایران، افراد بر اساس میزان تحصیلاتشان دارای وزن در رای گیری می شوند بدین صورت که:
- افراد بی سواد مطلق ضریب 0.5
- افراد با سواد خواندن و نوشتن تا دیپلم ضریب 1
- افراد تحصیل کرده تا فوق دیپلم ضریب 1.5
- افراد تحصیل کرده لیسانس ضریب 2
- افراد تحصیل کرده در مقطع فوق لیسانس ضریب 3
- و در نهایت افراد تحصیل کرده در مقطع دکترا به بالا ضریب 4 را در سیستم رای گیری وزنی دریافت می کنند.
بدین ترتیب ارزش آرای افراد بی سواد مطلق با ضریب 0.5 نصف شده و آرای افراد تحصیل کرده بسته به سطح تحصیل آنها 1.5 یا 2 یا 3 یا 4 برابر می شود. بدین معنا که اگر دو نفر بی سواد مطلق در این سیستم جدید رای بدهند گویا فقط یک نفر در سیستم قدیم رای داده است! و اگر یک نفر لیسانسه در این سیستم رای گیری جدید رای بدهد انگار 2 نفر در سیستم رای گیری قدیم رای داده اند!

بنابراین سیستم رای گیری جدید از آرای تعداد افراد رای داده به (آرای افراد رای داده ضرب در ضریب های وزنی هر فرد) تغییر پیدا می کند.
 
سیستم قدیمی:
مجموع کل آرای یک نامزد انتخاباتی = تعداد کل افراد رای داده به آن نامزد

سیستم جدید:
مجموع کل آرای یک نامزد انتخاباتی = (تعداد افراد بی سواد رای دهنده به آن نامزد* 0.5) + (تعداد افراد دیپلمه رای دهنده به آن نامزد * 1) +  (تعداد افراد فوق دیپلم رای دهنده به آن نامزد * 1.5) +  (تعداد افراد لیسانسه رای دهنده به آن نامزد * 2) +  (تعداد افراد فوق لیسانس دار رای دهنده به آن نامزد * 3) + (تعداد افراد دکتر رای دهنده به آن نامزد * 4)

بدین ترتیب اثر مخرب حضور افراد کم سواد در تصمیم گیری های کلان کشوری که سرنوشت و آینده کشور را رقم می زند کاسته می شود و در عوض اثر مطبوع حضور افراد تحصیل کرده در تصمیم گیری های کلان کشوری چند برابر می شود.

با این طراحی جدید برای سیستم انتخاباتی جمهوری ایرانی اهداف زیر به دست می آید:
1- سرنوشت پست های کلیدی اجرایی کشور از چنگال جهل و نادانی طبقه کم سواد تا حد بسیار زیادی رهایی پیدا می کند! در واقع با کم کردن اثر رای این افراد، جهل و نادانی در کشور ما به بند کشیده می شود.
2- طبقه کم سواد مجبور می شوند برای مشارکت بیشتر در جامعه درس بخوانند تا ضریب بالاتری از مشارکت در جامعه را دریافت کنند. همزمان گروه های سیاسی هم مجبورند برای بالا بردن سطح سواد در بین مردم عامه تلاش کنند تا ضریب آنها در رای گیری بالاتر رود.
3- گروه های سیاسی برای برنده شدن در انتخابات به جای اینکه در روستاها مشغول آبگوشت و سیب زمینی مجانی دادن به مردم عامی برای رای گیری باشند مجبور می شوند پولها و توجهاتشان را صرف ارتقای سیستم مدارس روستاها و شهرها بکنند تا مردم بیشتری درس خوانده و با سواد شوند تا ضرایب بالاتری را جهت رای گیری دریافت کنند. همچنین گروه های سیاسی بیشتر سعی می کنند نگاه های خود را به سمت دانشگاه ها و رفع مشکلات تحصیل کردگان اجتماع بیاندازند تا نظر افراد تحصیل کرده را به خود جلب کنند تا آرای آنها را که وزن بیشتری دارد جذب کنند، بنابراین این حرکت موجب رشد بسیار بالای بخش های دانشگاهی و سیستم آموزش و پرورش جمهوری ایرانی شده و رشد چند صد درصدی علوم و فن آوری ها در جامعه که تنها لازمه پیشرفت یک کشور در قرن بیست و یکم می باشد را فراهم می کند!
4- تصمیمات کلان کشور ما به دست نخبگان جامعه گرفته می شود علاوه بر اینکه زمینه حضور همه افراد جامعه برای مشارکت فراهم است و کسی از سیستم حذف نمی شود. بلکه تنها ضریب آرای افراد کم سواد کمتر شده و ضریب آرای افراد با سواد بیشتر می گردد.

این ایده کلی برای جمهوری ایرانی است. جزییات ریز تر این طرح باید توسط کارشناسان تحصیل کرده در آینده جمهوری ایران تکمیل تر شود.

شما نیز می توانید در بخش نظرات، نظر خود را بگویید و اگر ایده ای دارید که می تواند این طرح را بهبود ببخشد بیان کنید تا مورد بحث قرار بگیرد.