‏نمایش پست‌ها با برچسب فوايد مردمسالاري (دموکراسي). نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فوايد مردمسالاري (دموکراسي). نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

راهنمای سریع و آسان تشخیص کشورهای پیشرفته از کشورهای عقب مانده

امروزه سران کشورهای زیادی ادعای پیشرفته بودن خود را دارند و حتی برخی از آنها ادعا می کنند که آنقدر پیشرفته شده اند که می توانند دنیا را هم مدیریت کنند! اما از آنجایی که عصر ما دوران ظهور دجالان و دروغگویان بزرگ است، در اینجا روش بسیار ساده ای را معرفی خواهیم کرد تا زمانیکه قدم به یک کشور فرضی گذاشتید بدون اینکه تحت تاثیر پروپاگاندای دولت آن کشور قرار بگیرید، متوجه شوید که آیا آن کشور، کشورِ پیشرفته ایست یا همه حرف های سیاست مداران آنها تماما یک بلوف سیاسیست و آن کشور، کشور عقب مانده ایست، اما سیاست مدارانش می کوشند با جوسازی و تبلیغات دروغین کشورشان را نزد مردم آن کشور و مردم جهان پیشرفته نشان دهند.
پروپاگاندا در لغت به معنای تبلیغات است و در معنای اصطلاحی عبارت است از: كوشش برای ترویج نظرات خاص سیاسی از طریق بیان گزارش‌های غیر واقعی به قصد تأثیرگذاشتن بر ذهن مخاطب و ترغیب به رفتار خاص. این عمل بوسیله دولت‌ها و احزاب و گروه‌ها صورت می‌گیرد و هدف اصلی آن جهت‌دهی افكار عمومی و القاء اندیشه‌ها و افكار خاص و مقبولیت بخشی عملكردها در نزد توده‌های مردم و افكار جهانیان است.
کلید راهنمای سریع شناخت کشورهای پیشرفته در یک نگاه:
انگورداران موقع آبیاری باغ انگور خود، همیشه برای آنکه بفهمند آیا کارگر باغ همه کرت های انگور را به اندازه کافی آب داده است یا نه، تماما به انتهای کرت های انگور و میزان ارتفاع آب در انتهای کرت ها توجه می کنند. توجیهشان هم این هست که اگر ارتفاع آب در انتهای هر کرت تا سطح کرت بالا آمده و خیس شده باشد، نتیجه آن است که همه قسمتهای ابتدایی و وسط آن کرت کاملا سیراب شده است!
چقدر این توجیه برای یافتن سریع اینکه یک کشور پیشرفته است یا خیر، به کار ما می آید!
با توجه به مثال بالا، امروزه کشورهایی پیشرفته هستند که در آنها بودجه های زیادی خرج مسائل به ظاهر بی اهمیت و ناچیز شده باشد. آن هم مواردی که همیشه در انتهای لیست توجه قرار می گیرند. امروزه در تمامی کشورهای پیش رفته جهان بی اهمیت ترین چیزها هم با بودجه های کلان آبیاری شده و سیراب شده اند.

چرا توجه به موارد پیش پا افتاده برای تشخیص پیشرفته بودن یک کشور مورد حائز اهمیت ویژه هست؟
چون زمانی که بودجه برای کارهای ابتدایی و در ظاهر بی ارزش، فراوان رسیده باشد و آن کارها به نحو احسنت اجرا شده باشند، نتیجه می توان گرفت در آن کشور کارها و امورات بزرگ و پایه ای و حیاتی دیگر نیز به درستی انجام شده است که کار به موارد بی اهمیت هم رسیده است.
در نتیجه در چنین مملکتی بنیان بسیاری از امور بر درستی چیده شده و همه چیز سر جای خودش به صورت مرتب مشغول خدمت رسانی به شهروندان در راستای لذت بردن آنها از زندگی است.

در زیر برای نمونه به چند تست آسان برای شناسایی سریع کشورهای پیشرفته اشاره می کنیم:

1- در تمامی کشورهای پیشرفته دنیا توالت های عمومی با بهترین امکانات ساخته می شوند.
مخصوصا توالت های عمومی در جاده های بین شهری. کشوری که بودجه هایش آنقدر زیاد بوده که مدرن ترین توالت های عمومی را برای مردمش ساخته صد درصد بهترین پل ها و تونل ها و مترو ها و جاده ها و فرودگاه ها و امکانات رفاهی دیگر را هم برای مردمانش تامین کرده است که بودجه برای ساخت چنین توالت های عمومی مدرنی به اندازه کافی آورده است.
توالت مردانه در پارک دانشجوی تهران:
سرویس توالت یک مسجد:
سرویس غیر بهداشتی دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی اهواز:
این توالت های ایرانی که در بالا می بینید را مقایسه کنید با یک توالت عمومی در سوئیس:
و همچنین یک توالت عمومی باشکوه! در لندن:
پس اگر در کشوری قدم گذاشتید که در آن توالت های عمومی شیک و مدرن و زیبا، بدور از بوی تعفن و کثافت به وفور دیده می شد بدانید که آن کشور کاملا مدرن و پیشرفته است که کار به ساخت چنین توالت هایی در آن رسیده است.

2- در تمامی کشورهای پیشرفته دنیا جوی آب خیابان ها کاملا تمییز و بدور از کثافات و لجن و بوی بد هستند.
جوی آب کنار خیابان از آن مواردیست که در کشورهای عقب افتاده توجه به آنها اصلا محلی از اعراب ندارد اما در کشورهای پیشرفته کاملا به آنها توجه می شود، چون محل گذر روزانه تمام شهروندان است و اگر بوی کثافت و تعفن از آنها بیرون بزند با سلامت جسمی و روانی شهروندان بازی می کند.
پس اگر در خیابان های کشوری قدم گذاشتید و جوی آب کنار خیابان های آن کثیف و متعفن نبود بدانید آن کشور دارای سیستم پیشرفته ای بوده است که کار به ساخت چنین جوی آب های تمییز و روان و بدور از بوی گند رسیده است!

این مثال آنقدر عالی است که عکس آن هم کاملا صدق می کند:
اگر در کشوری قدم می زدید که بوی گند و تعفن از بیشتر جوی آب های کنار خیابان های آن بیرون می آمد، بدانید که این بوی تعفن از سیاست و فرهنگ و مذهب و هر چیز دیگر آن کشور نیز به مشام می رسد!

3- در کشورهای پیشرفته دنیا حیوانات دارای راحت ترین زندگی هستند.
مملکتی که در آن حیوانات آرامش دارند، دولت مردانش آنقدر آسایش برای انسان ها فراهم کرده اند که نوبت به حیوانات آن دیار هم رسیده است!
در کشور ما برای ختنه سوران بچه، ازدواج، به دنیا آمدن فرزند، خرید ماشین، خرید خانه، شکستن طلسم، عید قربان، مکه رفتن، عمره رفتن، زیارت کربلا و مشهد رفتن و ... گوسفندان را بیخود و بی جهت قربانی کرده و حیف و میل می کنند:


دردناک تر آنکه در کشور ما بیشترین گوسفند برای دفع بلا قربانی می شود، در صورتی بیشترین حوادث ناگوار در کشور ما اتفاق می افتد و هیچ کدام از آن گوسفند ها هم نمی توانند با کشته شدن جلوی این حوادث را بگیرند!

تازه این عمل را هم در مدارس با نام فرهنگ اشاعه می دهند!:
به گزارش روابط عمومی آموزش و پرورش برای اولین بار طی مراسمی دانش آموزان و معلمان مدرسه راهنمایی دخترانه شهید خدادادیان شهر بابک با ذبح گوسفندان و قرائت دعا به استقبال عید سعید قربان رفتند:
در این مراسم که مدیر آموزش و پرورش، رئیس اداره ارشاد اسلامی و اعضاء شورای آموزش و پرورش و دبیران آموزشگاه حضور داشتند. حجت الاسلام مؤمنی مدیر آموزش و پرورش هدف از برگزاری این مراسم را آشنایی دانش آموزان با مراسم و مناسک حج ابراهیمی، سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان(عج) و ترویج فرهنگ خیرات ذکر کرد و پیرامون فلسفه حج و عید قربان مطالبی ایراد نمود!
علاوه بر این در سیاست هم از قربانی کردن گوسفندان برای کوباندن مشت محکم به دهان دشمنان استفاده می کنند:
عکس: قربانی گوسفند برای سلامتی احمدی نژاد از شر دشمنان داخلی و خارجی!
و با آن چهره خیابان ها را تبدیل به مناطق جنگ زده می کنیم:
تصاویری از کثافت کاری مردم ما در ملا عام!:
انتقال فرهنگ حیوان آزاری از نسلی به نسل دیگر:ترکمن صحرا:
به هر کسی هم که این موضوع را گوشزد کنیم می گوید نگاهی به آبگوشت ناهارت بیانداز!واقعیت این است که کشتار در کشتارگاه ها با قربانی کردن این گوسفندها برای مقاصدی نظیر عروسی و ختنه سوران و حاجی خوران به هیچ وجه متوقف نمی شود و سر جای خودش برقرار است. و تنها اتفاقی که می افتد این است که این حیوانات قربانی رسوم مزخرف و خرافات قرون وسطایی برخی مردم ما می شوند. نوعی حیوان آزاری مقدس!
به خنده کثیف این پیرزن نگاه کنید چگونه از آزردن این حیوان دارد لذت می برد!:

انجمن حمایت از حیوانات استرالیا: ارسال دام زنده برای عید قربان ظلم به حیوانات است.
انجمن حمایت از حیوانات ارسال دام زنده (گوسفند) را به کشورهای خاورمیانه برای عید قربان را عملی ضد انسانی دانست و گفت بسیاری از این حیوانات در شرایط بسیار سختی روزهای متوالی در سفرند و به صورت بسیار وحشیانه و درحالیکه کاملا هوشیارند گردنشان بریده میشود. این کار نه تنها عملی کاملا ضداخلاقی است بلکه هیچ سودی نیز به همراه ندارد.
موارد نقض حقوق حیوانات در کشور ما بی شمار است:

- گربه ایرانی معروف ترین نوع گربه در دنیاست و با قیمت های گزافی در دنیا خرید و فروش می شوند. اما وضعیت گربه های ساکن ایران بسیار اسفناک است و اگر زیر ضربات دمپایی و سنگ و تفنگ بادی بچه محل ها نمیرند حتما ماشین ها آنها را زیر خواهند گرفت تا بمیرند:

- یوزپلنگ های ایرانی شاید تعدادشان به سختی به 100 عدد برسد. اما روز نیست که آمار تلف شدن این حیوانات ساکن ایران را در اخبار روزنامه ها نخوانیم:

مادر دو توله یوزپلنگ کشته شده در توران که بر اثر حادثه رانندگی در جاده تهران - مشهد کشته شده بودند یک روز پس از مرگ آنها در همان منطقه و در حالی که در جستجوی فرزندانش سرگردان بود در حادثه ای مشابه کشته شد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دبیرخانه پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ، این یوزپلنگ ماده یک روز پس از کشته شدن توله هایش در شب جمعه هفته گذشته در منطقه عباس آباد توران در جاده تهران – مشهد، خود را به محل حادثه رساند تا توله های سه ماهه اش را بیابد، اما این جستجوی بی حاصل نتیجه ای نداشت و او نیز خود به سرنوشت توله هایش دچار شد.بیشتر بخوانید 1 ... بیشتر بخوانید 2 ... بیشتر بخوانید 3

تصویری از یک یوزپلنگ ایرانی کشته شده که چند ایرانی غیور دست و پایش را لابد به قصد خنده و تفریح بریده اند!!!:
قتل فجیع دو قلاده خرس قهوه ای در سفیدکوه
خرم آباد - خبرگزاری مهر: مرگ فجیع دو قلاده خرس قهوه ای در لرستان در حالیکه روند انقراض خرسها در زاگرس به نقطه هشدار رسیده در روزهای اخیر دوستداران محیط زیست را در شوک فرو برده است. به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، شکار گونه های منحصر به فرد حیات وحش در زیستگاههای بی نظیر زاگرس متاسفانه با روند افزایشی رو به رو است که مقابله با این روند نیازمند همکاری همه دستگاهها با محیط زیست می باشد. انتشار فیلم و تصاویری از قتل و کشتار دو قلاده خرس قهوه ای به طرز تاسف باری در منطقه حفاظت شده سفید کوه خرم آباد موجب جریحه دار شدن احساسات دوستدارن محیط زیست شده است.
شکارچیان زبان حیوانات بی پناه را بریدند!
در فیلم هایی که شکارچیان از عمل خشونت بار خود تهیه کرده اند پس از قتل این دو قلاده خرس آنها اقدام به بریدن زبان خرس ماده و توله آن می کنند که انتشار این فیلم ها در قالب بلوتوث در سطح جامعه موجب نگرانی دوستداران حیات وحش شده است.
قضیه بسیار وحشتناک تر از آن چیزیست که فکرش را بکنید:
وضعیت زندگی دردناک گنجشک های ایرانی در تصاویر بالا را با زندگی شیک و مدرن گنجشک ها در کشورهای اروپایی مقایسه کنید!!!:

می بینید چه جالب زندگی حیوانات در ایران هم شبیه زندگی انسان ها در ایران است و همیشه با تلفات شدید همراه است!پس هرگاه دیدید در کشوری به حیوانات ارزش می گذارند و آنها را به عناوین مذهبی و سرگرمی و غیره آزار نمی دهند و محل پرورش آرام و بی سر و صدایی برای زندگی آنها هست، بدانید آن کشور، کشوریست که مردمان در آن لذت بی نهایت از زندگی خویش می برند که کار به آسایش حیوانات هم رسیده است. مملکتی که حیوانات در آن آرامش ندارند محال است که انسانهایش در آرامش باشند و متعاقب آن، آن کشور، کشورِ پیشرفته ای باشد! محال است.

4- در کشورهای پیشرفته دنیا، عامه مردم پای ثابت سینما و کنسرت و تئاتر رفتن هستند.
اصولا عامه مردم زمانی وقت برای سینما رفتن و کنسرت دیدن و تماشای تئاتر دارند که زندگی مادی شان مرفه باشد! (امیدوارم یاد جمله ای معروف از دهان شخصی منحوس نیافتاده باشید!)
پس در هر کشوری که دیدید مردم عادی صف های طویل را به جای صف شیر و گوشت و پنیر، در سینماها و تئاترها و کنسرت های موسیقی بسته بودند، بدانید آنجا مملکت پیشرفته و آبادیست که کار مردمانش به اینجا رسیده است.

5- مردم کشورهای پیشرفته در خیابان آب دهان و بینی خود را پرت نمی کنند.
این مورد بالاترین سطح شعور و فرهنگ سازی در یک کشور را می رساند. کشوری که در آن مردمان به این سطح از شعور و فرهنگ رسیده اند که خیابان و پیاده روی محل عبور دیگران، جای انداختن آب دهان و بینی نیست مسلما بسیاری از ناهنجاری های فرهنگی دیگر را برای خود حل کرده که به اینجا رسیده است. و صد البته دولتشان برای رسیدن به این درجه از شعور و آگاهی بین مردمان، هزینه های هنگفتی را برای این فرهنگ سازی خرج کرده است.
پس اگر در خیابان های کشوری قدم می زدید و به هیچ وجه در آن آب بینی و دهان انسانی پیدا نکردید، بدانید شما در حال قدم زدن در خیابان یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا هستید!

6- زنان کشورهای پیشرفته لباس های با رنگ شاد می پوشند و رنگ های تیره در آنها کمتر دیده می شود.
در اینباره من حرفی نمی زنم و قضاوت را بر عهده خود شما می گذارم:
رد خور ندارد شما کشور پیشرفته ای را در دنیا پیدا کنید که بالای 80 درصد زنان آن کشور لباس های مشکی بپوشند! محال است.
پس اگر کشوری را دیدید که در آن زن ها لباس های شاد و رنگارنگ پوشیده و آراسته و مرتب هستند بدانید آنقدر برای فرهنگ آن کشور برنامه ریزی شده و پول خرج کرده اند تا به این مرحله رسیده اند. پس 100 درصد در موارد حیاتی و زیر بنایی دیگر هم به چنین موفقیت هایی رسیده اند و آن کشور پیشرفته و آبادی است.

7- وجود تیر برق در خیابان و کوچه ها!
اصولا وجود تیرهای سیم کشی برق در خیابان ها و کوچه ها یکی از نشانه های بارز آن است که شما به یک کشور عقب افتاده وارد شده اید! چرا که شما در کشورهای پیشرفته چنین صحنه هایی که سیم های برق در خیابان درون هم پیچیده باشند را ملاحظه نمی کنید چون سیمهای برق از زیر زمین کشیده شده اند و نیازی به هوا کردن صدها هزار تیر برق در خیابان ها و کوچه های کشورهای پیشرفته نیست!


موارد این چنینی برای بررسی صحت ادعای سران یک کشور در پیشرفته بودن آن کشور بسیار زیادند.

مواردی نظیر:
- درصد افرادی که به اینترنت پر سرعت بالای 1 مگ دسترسی دارند،
- تعداد کتابخانه های عمومی در شهرها،
- تعداد پارک های مخصوص کودکان در شهرها،
- متوسط تعداد صندلی های کنار هر خیابان برای استراحت،

یا این پرسش ها که:
- آیا دسترسی رایگان به اینترنت بی سیم پر سرعت در همه خیابان های شهرها مقدور است؟
- آیا مجتمع های مسکونی در آن کشور همگی دارای استخر، سالن بدن سازی، زمین تنیس و سالن مطالعه در درون خود هستند؟!
- آیا دیوارهای شهرهای آن کشور تمییزند یا مملو از کاغذ های تبلیغاتی پاره ای هستند که بر روی آنها چسبانده شده اند؟
و ...

این موارد در کشورهای عقب مانده موارد کاملا بی اهمیتی هستند که در کشورهای پیشرفته بی نهایت حائز اهمیت هستند و می توان از این تست های آسان برای بررسی سریع اینکه بفهمیم آیا واقعا یک کشور پیشرفته است یا خیر، به کار ببریم و گول حرف های مفت سیاست مداران دغل باز دروغگوی دجال بی شرف را نخوریم!

۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

ارتش پناه ملت!

تصویر زیر نمایشی انسانی از ارتش ژاپن است که به معنی واقعی کلمه در سخت ترین شرایط پناه ملت خود می باشد! در این تصویر آرامش را در چهره مردم مصیبت زده که در پناه این ارتش می باشند می توانید ملاحظه کنید. به راستی که ارتش به این با غیرتی هرگز ندیده ملتی!
اکنون تصویر بالا از این ارتش را مقابل ارتش دیگری بگذارید که با آویزان شدن از دامن خدا و پیغمبر و ده ها امام برای خود تقدس می آفریند و هنگامیکه مردم کشورش در خیابانها کتک و باتوم می خورند مثل بز توی چشم مردمش نگاه می کند و برای خودنمایی کشتی جنگی به آبهای دریای مدیترانه می فرستد!

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

چرا نظام های سلطنتی، ولایی و کلا شخص محور، سم مهلکی برای جوامع خاورمیانه و جهان سوم هستند؟!

نگاهی به ایران پهلوی، ایران ولایت فقیه، لیبی قذافی، عراق صدام، سوریه حافظ اسد و بشار اسد، مصر مبارک، تونس بن علی، بحرین آل خلیفه، یمن عبداله صالح و عربستان سعودی ها پاسخ به این پرسش را بسیار ساده می کند:

الف- وجود مافیاهای هزار فامیل در این نظام ها
حدود 60 سال است که مدیریت کلان کشور ما در بین سران باندهای مافیایی واردات و صادرات نفت، سیگار، شکر، لاستیک، مواد مخدر و غیره دست به دست گشته است. یک روز کراوتی دور گردن و دیگر روز عمامه بر سر، هر دو گروه به این کار کثیف مشغول بوده اند! تعداد افراد حاضر در جریان 30 ساله مدیریتی کشور در هر دو دوره پهلوی و ولایی به 300 تا 400 نفر منتهی شده که هر کدام از آنها هم با اقوام و خویشاوندانشان در مجموع این مافیای هزار فامیل را رقم زده اند که به هیچ وجه برکنار نشده اند و مدام از پست و مقامی به پست و مقام بهتری رفته اند.

ب- کنترل اوضاع از طریق نیروهای امنیتی و اطلاعاتی
حدود 60 سال است که در ایران ما، کثیف ترین جنایت ها، ترور ها، آدم کشی ها، ناخن کشی ها، فحشاها را ساواکی ها و واواکی برای حفظ باندهای مافیایی نظامشان انجام داده اند.

ج- بیشتر بودن نسبت جمعیت کم سواد و عامی به جمعیت افراد تحصیل کرده و آشنا به علوم روز
اصولا انسان های کم سواد انسان های مفعولی هستند که همواره به دنبال فاعلی می گردند تا آنها را مورد فعل قرار دهد! انبوه جمعیت کم سواد پای منبر یک آخوند در مسجد شاهد خوبی برای این مدعاست! ولی انسان های تحصیل کرده و آشنا به علوم روز و تکنولوژی های نوین به هیچ وجه تن به چنین خفت و خواری نمی دهند. در تمام کشوهای جهان سوم و خاورمیانه جمعیت کم سواد بیشتر از جمعیت باسواد است.

وضعیت لیبی قذافی، عراق صدام، سوریه حافظ اسد و بشار اسد، مصر مبارک، تونس بن علی، بحرین آل خلیفه، یمن عبداله صالح و عربستان سعودی ها هم دقیقا به همین منوال بوده است.

1-
از آنجایی که در خاورمیانه درصد افراد عوام و کم سواد چند برابر دانش آموختگان و تحصیل کردگان علوم روز و نوین است، لذا شرایط پرورش هرگونه درخت دیکتاتوری (مورد فعل واقع شدن مردمان) در این کشورها تمام و کمال مهیا و آماده است. امروزه در تمام کشورهای دیکتاتور زده میانگین افراد کم سواد و عامی بیشتر از میانگین افراد تحصیل کرده می باشد.

2-
یک نگاه گذرا به شهدای جنبش سبز ایران نشان می دهد که 98 درصد این شهدا از افراد تحصیل کرده دانشگاهی و همچنین کاملا خوش تیپ و خوش لباس جامعه ما بوده اند. لذا خیلی باید مراقب بود که این انقلاب به دست توده مردم که سطح سواد زیر دیپلم در آنها خیلی زیاد است نیافتد!

3-
امروز زمزه هایی برای بازگشت نظام پادشاهی در کشور ما به راه افتاده است. آن هم نسخه جدید به نام پادشاهی مشروط! مثال هم می آورند به اینکه نگاه کنید کشور سوئد را که پادشاهی است و اکنون بهترین و مرفه ترین کشور دنیا! و به به و چه چه!
بله! کشور سوئد تنها 9 میلیون نفر جمعیت دارد که بالای 90 درصد مردم آن کشور دارای مدرک لیسانس، فوق لیسانس و دکترا از بهترین دانشگاه های دنیا هستند! یعنی در این کشور اساسا مردم کم سواد عامی وجود ندارد که بخواهند به صورت میلیونی تن به خفت و خواری و توسری خوردن از پادشاه یا ملا بدهند! بیش از 200 سال هم هست که در این کشور هیچ جنگی رخ نداده است! یعنی نزدیک به 10 نسل از مردم این کشور اصلا رنگ جنگ و خونریزی را ندیده اند! بنابراین مقایسه ایران دارای انبوه جمعیت کم سواد و عامی با کشوری مثل سوئد با انبوه تحصیل کرده، یک عوام فریبی و دغل بازی بیشتر نیست.

4-
امروز کشور ما می رود که زمام امور را از دست بی سوادان گرفته و به دست تحصیل کردگان بسپارد. یک نظام شخص محور پادشاهی یا ولایی یا هر چیز دیگر به غیر از نظام مردمی که هر 4 سال یکبار اشخاص اول مملکت در آن به کل عوض شود، می تواند با گذشت زمان و تشکیل هسته اولیه حکومت با بسیج نیروهای کم سواد جامعه و مسلح کردن آنها به چوب و چماق و تفنگ بار دیگر بر جمعیت جوان و تحصیل کرده انقلابی ما پیروز شده و کشور ما را به تاراج دهد.

همه اینها را گفتم که در نهایت به این گفته برسم که:
به هیچ وجه،
به هیچ عنوان،
اجازه نخواهیم داد دیگر بار،
نظام پادشاهی/ولایی/شخص محور (چه مشروط، چه مطلقه)،
در این کشور برقرار شود،
تا با تشکیل باندهای زیرزمینی و بسیج توده های کم سواد،
خون جوانان تحصیل کرده آزادی خواه وطن را،
بر کف خیابانها و زندان ها بریزد!


در سرزمین سبز ایران، ممه شاه و ولی فقیه را دیگر لولو برد!

تمام.

۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه

تنها یک تغییر مثبت در سیاست ایران، زندگی تک تک ایرانیان را بلافاصله بهبود می دهد!

در حالیکه ایرانیان در داخل کشور توسط حکومت اسلامی به شدیدترین نحو ممکن شکنجه و سرکوب و تحقیر می شوند، نخبگان ایرانی در خارج از کشور که از جنس همین مردمند، بالاترین پست های مدیریتی شرکتهای بزرگ و غول پیکر را از آن خود می کنند! شاهد این ادعا لیست بلندبالای ایرانیان شاغل در سمت های عالی در شرکت عظیم گوگل و همچنین سازمان فضایی ناسا در آمریکا می باشد.

درست به مانند دو کشور کره شمالی و کره جنوبی که هر دو یک ملت بودند ولی با دو سیاست مختلف یکی مهد تکنولوژی و پیشرفت در دنیا شد و دیگری خوار و ذلیل و مایه ننگ بشریت، ایرانیان خارج از کشور هم از جنس همان مردم داخل هستند ولی زندگی آنها در یک کشور دارای سیاست باز و آزاد باعث می شود که بالاترین جایگاه های مدیریتی در جهان را صاحب شوند. و این نشان می دهد که چقدر تغییر مثبت سیاست در داخل ایران می تواند بلافاصله و به راحتی، زندگی تک تک ما ایرانیان را غرق در پیشرفت نماید!

در جدیدترین دستاورد ایرانیان خارج از کشور، یک ایرانی مدیر عامل سایت بزرگ Youtube در شرکت گوگل شده است. چاد هورلی یکی از بنیانگذاران سایت مشهور Youtube که بعد از خرید یوتیوب توسط گوگل به قیمت ۱٫۶۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ همچنان مدیرعامل یوتیوب باقی مانده بود سرانجام از کار خود کناره گیری و ترجیح داد زین پس به عنوان مشاور در کنار این سایت باشد. اما جایگزین وی و مدیرعامل جدید Youtube یک ایرانی-آمریکایی مشهور، به نام سالار کمانگر است.
سالار کمانگر پیش از این معاون بخش برنامه های تحت وب گوگل (جیمیل، تقویم، بلاگر و …) بوده است. سالار کمانگر متولد سال ۱۹۷۷ در ایران، یک ایرانی–آمریکایی فارغ‌التحصیل در رشته بیولوژی از دانشگاه استفورد آمریکا است. وی در ۲۲ سالگی به گوگل پیوست و بعد از ۷ سال به یکی از کارمندان کلیدی و اصل این شرکت بزرگ تبدیل شد. یکی از مهم ترین موفقیت های وی ابداع سیستم تبلیغات گوگل یا همان Google Adwords است که سهم عمده ای در پیشرفت و موفقیت وی و همچنین توسعه گوگل داشت.

ایرانیان گوگل که همگی از مدیران رده بالا هستند عبارتند از:
امید کردستانی Omid Kordestani
سالار کمانگر Salar Kamangar
ترانه رضوی Taraneh Razavi
پدرام کیانی Pedram Keyani
رضا بهفروز Reza Behforooz
مایک جزایری Mike Jazayeri
شیرین اسکوئی Shirin Oskooi
شمیم صمدی Shamim Samadi
مریم کامور Maryam Kamvar

وجود این افراد و موفقیت های بزرگ آنها سند مهمیست که نشان می دهد آنچه باعث و بانی آن شده است که ایرانیان امروز در جهان مورد تحقیر واقع شوند و در کشور خود هم مورد ستم قرار بگیرند و از کاروان پیشرفت جهانی عقب بیافتند، حکومتیست که در آن جاهلان بی تخصص به اسم اسلام بر این کشور حکومت می کنند و به جای برقراری روابط سالم با تمام کشورهای دنیا، در زمین فساد می کنند و به ترویج امور پست و خرافه گری مشغولند.
امید آنکه سرزمین ما روزی از چنگال این اهریمن سیاه خودکامه رهایی یابد.

۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

گنجینه ای بی همتا از نقل قول های ارزشمند درباره دموکراسی، آزادی و عدالت جهت تکثیر انبوه

يک ضرب المثل فرانسوي مي گويد: "اين کتب قطور نيستند که باعث انقلاب ها مي شوند بلکه بايد از جزوه هاي کوچک چند خطي ترسيد!"
در این راستا تعدادی از نقل قول های کوتاه ولی بسیار ارزشمند برای دموکراسی و آزادی و عدالت را که در وب سایت توانا (آموزشکده الکترونیکی برای جامعه‌ مدنی ایران) نمایش داده می شود، در کنار هم جمع آوری کردیم. این نقل قول ها می توانند ذهن های همگان را درگیر تامل و اندیشیدن درباره دموکراسی و آزادی و فواید آنها کنند.
شما می توانید در فرصت های مناسب برای پخش این نقل قول های ارزشمند بین دوستانتان از طریق اس ام اس، یاهو مسنجر، فیس بوک، توئیتر، فرندفید، ایمیل و ... اقدام نمایید. لزومی ندارد که همه این نقل قول ها را یکجا برای دوستانتان ارسال کنید. بلکه تک تک و به مرور زمان پخش کردن آنها می تواند اثر بهتر و موثرتری داشته باشد. در ضمن استفاده از این نقل قول ها در تهیه شب نامه ها هم توصیه می شود.

درباره وب سایت توانا:
"توانا" فضای آموزشی الکترونیکی به زبان‌های انگلیسی و فارسی برای فعالان مدنی ایرانی است. "توانا" از طریق همکاری با دانشگاه‌های بین المللی و سازمان‌های آموزش مدنی و ارتباط نزدیک با محققان و دانشگاهیان و رهبران مدنی پیشگام ایرانی از اینترنت برای تقویت جامعه مدنی ایران بهره می گیرد. "توانا" دروس آموزشی الکترونیکی و نیز مطالعات موردی مربوط به مبارزات مدنی جهانی (تجربه ها)، مصاحبه‌های ویدیویی با رهبران مدنی، یک کتابخانه‌ شامل منابع مربوطه، مواد عرضه شده در رسانه‌ها در حوزه تحولات جامعه مدنی ایران و نیز خبرنامه الکترونیکی با منابع مربوط به فعالیت مدنی و مطالبی دیگر را عرضه می کند. چشم اندازی که "توانا" دنبال می کند یک جامعه‌ باز و آزاد در ایران است که هر ایرانی در آن از برابری، عدالت، و گستره‌ کاملی از آزادی‌های مدنی و سیاسی برخوردار است.

نقل قول های ارزشمند درباره دموکراسی، آزادی و عدالت جهت تکثیر انبوه:


گوهر 1:
بی عدالتی در هر کجا که باشد تهدیدی برای عدالت در جاهای دیگر است. هر کسی مسئولیت اخلاقی دارد که قوانین نا عادلانه را رعایت نکند.
دکتر مارتین لوترکینگ


گوهر 2:
دولتی که حقوقِ پایه‌ایِ شهروندان‌اش را پایمال کند٬ برای همسایگان‌اش نیز خطرناک است: فرمانرواییِ خودسرانه در داخل در روابطِ خارجی نیز بازتابِ خودسرانه دارد. بستنِ زبانِ مردم٬ بستنِ راه‌هایِ رقابتِ همگانی بر سرِ قدرت و به میدان آمدنِ همگانیِ بر سرِ آن٬ سبب می شود که قدرتِ دولتی هر سلاحی را که لازم بداند به کار بَرَد... دولتی که از دروغ‌ گفتن به مردمِ خود پروا نداشته باشد٬ از دروغ گفتن به دولت‌های دیگر پروا نخواهد داشت.
واتسلاف هاول


گوهر 3:
در آستانه‌یِ قرنِ بیست و یکم وظیفه‌یِ ما این است: همبستگی با ناتوانان، آزُردگان، تنهایان، بیماران، و نومیدان. راهِ این کار دادنِ معنایی شریف و انسانی به جماعتی ست که تمامیِ هموندانِ آن خود را نه با نامِ خود بلکه با نامِ دیگران می‌شناسانند.
الی وایزل


گوهر 4:

آزادی واژه‌ای ست یکپارچه. اگر بخواهیم از آن بهره ور باشیم٬ باید همه را در برگیرد٬ خواه توانگر باشد خواه تهیدست٬ با ما همرای باشد یا نباشد٬ از هر نژاد٬ با هر رنگِ پوست‌.
وندل ویلکی


گوهر 5:

زندگیِ بی‌آزادی مانندِ تنِ بی‌جان است.
جبران خلیل جبران


گوهر 6:

شکلِ دموکراتیکِ دولت٬ شیوه‌ دموکراتیکِ زندگی٬ آموزش و پرورشِ همگانیِ رایگانِ درازمدت می‌طلبد؛ همچنین آموزشِ مسئولیت‌پذیریِ شخصی٬ که چه‌بسا از یاد برده ایم.
النور روزولت


گوهر 7:

رأی از تیر بُرّاتر است.
آبراهام لینکلن


گوهر 8:

عدالت باید دایم از وضعِ خود بپرسد، همچنان که جامعه تنها با کاری که روی خود و نهادهای‌اش انجام می‌دهد برقرار می‌ماند.
میشل فوکو


گوهر 9:

پایمال کردنِ امروزیِ حقوقِ بشر علتِ جنگ‌هایِ فردا ست.
مری رابینسون


گوهر 10:

دموکراسی انتخابات به دستِ بسیارانِ ناتوان را جانشینِ انتصابات به دستِ اندک‌شمارانِ تباهکار می کند.
جُرج برنارد شاو


گوهر 11:

نظام آموزش و پرورش... همچون دموکراسی همواره در ساخته و پرداخته شدن است و همیشه ناتمام٬ و وابسته به امکانات.
ماکزین گرین


گوهر 12:

تنها برای این این جا نیامده ای که یک زندگی بر پا کنی. برای این آمده ای که مردم بهتر زندگی کنند، با رؤیاهایِ بزرگ‌تر، با روحی عالی‌تر برای امیدوار بودن و دست‌آورد داشتن. این جا آمده ای که عالم را غنی‌تر کنی، اما خود را فقیرتر خواهی کرد اگر فراموش کنی که برایِ چه آمده ای.
وودی ویلسون


گوهر 13:
به راستی مایه‌ی شگفتی ست که همه‌یِ آرمان‌های‌ام را زمین نگذاشته ام، که این‌همه بیهوده به نظر می‌آیند و به هیچ جا نمی رسند. با این‌همه نگهِ‌شان می‌دارم، زیرا هنوز باور دارم که آدم‌ها در ته دل خوب اند.
آنه فرانک


گوهر 14:
دموکراسی رأی دادن نیست٬ رأی شمردن است.
تام استوپارد


گوهر 15:

سکوت در برابرِ بیداد همدستی با بیدادگر است.
جینتا سانگ


گوهر 16:

همین که مرزهایِ خود را پذیرفتیم، از آن گذشته ایم.
البرت اينشتاين


گوهر 17:
ضامنِ امنیتِ اجتماعی جز رعایتِ حقوقِ بشر و قانون‌روایی نیست. حقوقِ بشر پایه‌یِ ایجادِ دولتِ نیرومندِ پاسخگو ست که بی آن نه پایداریِ سیاسی در کار خواهد بود نه پیشرفتِ اجتماعی.
آيرين خان


گوهر 18:
در میانِ آدمیان یک نژادگیِ (آریستوکراسی) طبیعی هست که بنیادش بر فضیلتِ اخلاقی است و استعداد.
تامس جفرسن


گوهر 19:

چه عالی ست که برای دست به کار شدن برای بهتر کردنِ جهان هیچ‌کس نیازی ندارد دَمی درنگ کند.
آنه فرانک


گوهر 20:

من هم با سروریِ سفیدان جنگیده ام هم با سروریِ سیاهان. من آرمانِ جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک را پرورده ام که همگان در آن با یکدیگر با هماهنگی و فرصت های برابر زندگی کنند. این آن آرمانی ست که امیدوارم برای دست یافتن به آن زنده باشم. اما آرمانی ست که در راهِ آن٬ اگر بنا باشد٬ آماده ام نیز که بمیرم.
نلسُن ماندلا


گوهر 21:

چه بسیار شکل‌های حکومت که در این جهانِ گناه‌آلوده‌ی بلازده آزموده شده اند و همچنان می‌شوند. هیچ کسی هرگز ‌نگفته است که دموکراسی کامل و بی‌عیب است. اما٬ به‌راستی٬ گفته اند که دموکراسی بدترین شکل حکومت است٬ بجز همه‌ی آن شکل‌های دیگری که هر از چند گاه امتحانِ خود را پس داده اند.
وینستُن چرچیل


گوهر 22:

قوانین به‌تنهایی نمی‌توانند آزادیِ بیان را در امان دارند. برای آن که هر کس بتواند بی‌کیفر نظرهای خود را بیان کند می باید در میانِ تمامیِ جمعیت روحِ رواداری (تولرانس) در کار باشد.
آلبرت اینشتاین


گوهر 23:

در اساس، باور دارم که تاریخ درسِ بی‌چون و چرایی به ما می‌دهد، و آن این که، هیچ‌چیز نمی‌تواند جلودارِ مردمی بشود که تصمیم گرفته اند آزاد باشند.
دزموند توتو


گوهر 24:
تا زمانی که مردم قیصرها و ناپلئون‌ها را می‌پرستند٬ قیصرها و ناپلئون‌ها از راه می‌رسند و آنان را به خاکِ سیاه می‌نشانند.
آلدوس هاکسلی


گوهر 25:

تاریخ شاهدی از هیچ جامعه‌ای سراغ ندارد که آزادی‌هایِ اقتصادیِ فرد را گرفته باشد و دل‌نگرانِ آزادی‌هایِ دیگرش باشد.
ایروینگ کریستول


گوهر 26:

چیزی که شما زنان هنوز باید بیاموزید آن است که کسی قدرت را به شما وانمی‌گذارد. باید آن را به چنگ آورید.
رزن بار


گوهر 27:

به دستِ ارباب نمی‌شود خانه‌یِ اربابی را خراب کرد. شاید بگذارند در بازی‌ای که به راه انداخته اند، دستی از ایشان ببریم، اما هرگز نخواهند گذاشت چیزی را درست جا به جا کنیم.
آدری لورد


گوهر 28:

واژه‌هایی مانند "آزادی"٬ "عدالت"٬ "دموکراسی"٬ نه همه جا٬ بلکه کمتر جایی یافت می‌شوند. آدمیان به دنیا نیامده اند که بدانند معنای این‌ها چیست. برای رسیدن به مرتبه‌ی ارج نهادن به دیگر مردمانی که وجودشان چنین واژه‌هایی را معنادار می‌کند٬ باید کوششی گران و بالاتر از همه٬ کوششی شخصی کرد.
جیمز بالدوین


گوهر 29:
در سراسرِ تاریخِ بشر٬ هوادارانِ پاکیِ ناب٬ یعنی کسانی که ادعا دارند برای تمامِ ‌مسائل ‌پاسخی دارند٬ در میانِ آدمیانی که آمیزه‌ای هستند [از پاکی و ناپاکی]٬ مصیبت به بار آورده اند.
سلمان رُشدی


گوهر 30:

اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو


گوهر 31:
تنها راهِ اطمینان از این که بدانید آیا مردمانی که با آن‌ها همرأی هستید حقِ حرف زدن دارند، آن است که از حقِ کسانی دفاع کنید که با آن‌ها همرأی نیستید.
الينور هولمز نورتن


گوهر 32:

سرآغازِ هر شکلی از فرمانبری‌طلبی (authoritarianism)٬ هر اندازه خوش رنگ و لعاب و گُنگ٬ آن می باید باور به حقِ بیشترِ یک گروه به قدرتمداری باشد٬ خواه این حق به دلیلِ جنسیّت باشد یا نژاد یا طبقه یا دین٬ یا هر چهار.
گلوریا استاینم


گوهر 33:

اگرچه چنین بنماید که انسان برده به دنیا می‌آید و بردگی وضعِ طبیعیِ اوست٬ از سویِ دیگر٬ هیچ چیزی در دنیا نمی تواند جلوی این احساس را بگیرد که انسان آزاد به دنیا می‌آید. هر طور که باشد٬ انسان نمی‌تواند تن به بردگی بدهد٬ زیرا که وجودیست اندیشنده.
سیمون ویل


گوهر 34:
چیزی به نامِ تاریخِ بشریّت در کار نیست. آنچه در کار است تاریخ‌هایِ همه‌گونه جنبه‌هایِ زندگانیِ بشری ست و بس. از آن‌ میان یکی هم تاریخِ قدرتِ سیاسیست، که در جایگاهِ تاریخِ جهان نشسته است.
کارل پوپر


گوهر 35:

نخستین اصلِ کُنشِ بی‌خشونت ایستادگی در برابرِ هر تو سَریست.
سزار چاوز


گوهر 36:
جنایت واگیردار است. حکومتِ قانون‌شکن درسِ قانون‌شکنی می دهد و به هر کس میدان می دهد که اراده‌ خود را قانون بداند. چنین دولتی آشوب به پا می‌کند.
لوئیس د. براندایز


گوهر 37:
دین‌هایی که زنان را سرکوب می‌کنند، دشمنِ دموکراسی اند و حقوقِ بشر و آزادیِ بیان‌.
تسلیمه نسرین


گوهر 38:

این که نمی‌توانیم برای همه‌کس همه‌کار بکنیم، دلیلِ آن نمی‌شود که هیچ کاری برای هیچ کسی نکنیم.
بیل کیلینتون


گوهر 39:

این حقوقِ بشر که این جا، در وین، در باره‌اش بحث می‌کنیم، جانمایه‌یِ آن ارزش‌هاییست که از راهِ آن همگی تصدیق می‌کنیم که ما [حاضران] هم یک جماعتِ انسانیِ تک ایم.
رضیقه كوماراسوامى


گوهر 40:

با آزاد کردنِ هر زنی مردی را آزاد می‌کنیم.
مارگارت مید


گوهر 41:

این تمدن هنوز چنان که باید از تکانِ زایشِ خویش به خود نیامده است. یعنی، گذار از «جامعه‌یِ بسته‌یِ قبیله‌ایِ اسیرِ چنگالِ نیروهایِ جادویی» به «جامعه‌یِ باز»، که قدرت‌هایِ سنجشگرانه را در انسان آزاد می‌کند.
کارل پوپر


گوهر 42:

دموکراسی چندان شکلی از حکومت نیست که دسته‌ای از اصول است.
وودرو ویلسن


گوهر 43:
لطفا از آزادی‌تان به سودِ آزادیِ ما هم استفاده کنید.
آن سوان سوچی


گوهر 44:

هرگز گمان نکنید که تنها مشتی مردمِ خیراندیش و شهروندانِ باوجدان می‌توانند دنیا را دگرگون کنند.
مارگارت مید


گوهر 45:

هر چیزی را که گمان می‌کنیم اوّل باید آموخت تا بتوانیم انجامش دهیم، با انجام دادنش می‌آموزیم.
هانا آرنت


گوهر 46:
یکی شدنِ دین و دولت هم دولت را ویران می‌کند هم دین را پَست. داستانِ دینی که بنیادِ آن بر دولت باشد٬ چه در انگلستان چه در این کشور [ایالاتِ متحده آمریکا]٬ نشان داده است که هرگاه که دولت دست در دستِ شکلِ ویژه‌ای از دین داشته است٬ ناگزیر نفرت به بار آورده است و کسانی را که باورهای خلافِ این داشته اند بی‌ارج و حتا خوار کرده است. همین داستان نشان داده است که هرگاه دینی خواسته است به پشتیبانیِ دولت ایمانِ خود را بپراکند٬ از چشمِ بسیاری از مردم افتاده است.
هوگو ل. بلک


گوهر 47:

آزاد کسیست که بداند قدرتِ تصمیم‌گیری درباره‌یِ مسیرِ زندگی را در هر گام چگونه در کف خود داشته باشد و در جامعه‌ای زندگی کند که جلویِ به کار گرفتنِ آن قدرت را نگیرد.
سالوادور دوماداریاگا


گوهر 48:

عدالت وجدان است٬ اما نه یک وجدانِ فردی. وجدانِ تمامیِ بشریت است. کسانی که به‌روشنی ندایِ وجدانِ خویش را می‌شنوند٬ چه بسا ندایِ عدالت نیز به گوشش‌شان می‌رسد.
آلکساندر سولژنیتسین


گوهر 49:

از دستِ هر کسی کارَکی برمی‌آید؛ و با همین مردم با هم فرق می‌کنند. کارَکِ من درختکاریست. (راستی کارَکِ شما چیست؟!)
وانگاری موتا ماثائی


گوهر 50:

به خلافِ [دروغ‌پردازی‌هایِ] توتالیتاریسم٬ دموکراسی می‌تواند با واقعیتِ خود رو به‌ رو شود و با آن سَر کند.
سیدنی هوک


گوهر 51:

فردیت‌ها جماعت‌ها را شکل می دهند٬ اما آنچه ملت‌ می‌آفریند نهادها هستند و بس.
بنجامین دیزرائلی


گوهر 52:

دموکراسی را نه با کارهایِ شگرفِ رهبرانش می‌سنجند٬ بلکه با شهروندانش که چه شگرف کار می‌کنند.
جان گاردنر


گوهر 53:

صلح یعنی رعایتِ همه‌ی حقوق. نمی‌شود حقی را رعایت کرد و دیگری را زیرِ پا گذاشت. جامعه‌ای که حقوقِ شهروندان‌اش را رعایت نکند، اساسِ صلح را بر هم می‌زند و آن را به حالتِ ستیزه‌جویی باز می‌گرداند.
ماریا جولی هرناندز


گوهر 54:
زندان رفتن برایِ من مایه یِ سربلندی ست. اتاقِ زندان در یک دیکتاتوری جایِ سربلندی ست.
مریم سانتیاگو.


گوهر 55:
توانِ انسان برای دادگری زمینه‌‌سازِ دموکراسی ست٬ اما آنچه دموکراسی را ضروری می‌کند گرایشِ انسان است به بیدادگری.
رینولد نیبور


گوهر 56:
آموزشی که به تو چیزی در باره‌ی جهان بفهماند و بس، هنوز نیمه‌کاره است. نیمه‌یِ دیگر آن است که به تو بیاموزد برای بهتر شدنِ جهان کاری بکنی.
ژانتا کوول


گوهر 57:
دانشِ اندکی که کاری از آن برمی‌آید هزار بار بهتر است از دانشِ بسیاری که به کاری نمی آید.
خلیل جبران


گوهر 58:

مهم‌ترین ماموریتِ سیاسی در خدمتِ هر شهروند بودن است.
لوییس دی براندیس


گوهر 59:

برای راه یافتن به رازِ دل و ذهنِ هر کس به آنچه تاکنون کرده است نباید نگریست، بلکه باید دید که در چه آرزویی ست.
جبران خلیل جبران


گوهر 60:

دانشِ ما ناگزیر کرانمند است و نادانیِ ما ناگزیر بی‌کران.
کارل پوپر


گوهر 61:
تنها نه برایِ امنیت که برایِ آزادی باید برنامه بریزیم. و به این دلیل و بس، که تنها آزادیست که امنیت را ایمن نگاه می‌دارد.
کارل پوپر


گوهر 62:
از آزادی‌های خود در این جهان آنگاه دفاع می‌توانی کرد که از آزادی‌های دیگران دفاع کنی. تو هنگامی آزاد خواهی بود که من آزاد باشم.
کلارنس دارو


گوهر 63:

غایتِ کوشش‌هایِ بشری رسیدن به سعادت است؛ سعادت به معنایِ خوب زیستن، که همه آرزو دارند. همه‌یِ کار‌ها وسیله‌هایی هستند که برایِ رسیدن به این هدف برگزیده ایم.
هانا آرنت


گوهر 64:

نخستین شرطِ کارِ سیاسی نه خردورزی ست نه جان سختی٬ بلکه شکیبایی ست. درگیریِ سیاسی بازیِ بسیار دور و درازی ست که در آن چه بسا سرانجام لاک‌پُشت خرگوش را پشتِ سر می‌گذارد.
جان میجر


گوهر 65:

دموکراسی نمی‌گوید که٬ "من به خوبیِ تو هستم"، بلکه می‌گوید٬ "تو به خوبیِ من هستی".
تیودُر پارکر


گوهر 66:

غایتِ دولت تبدیلِ باشندگانِ خردورز (Rational beings) به عروسک نیست٬ بلکه بخشیدنِ توانِ پرورشِ ذهن‌ها و بدن‌هاشان با آسودگیِ خاطر است و به کارگرفتنِ بی‌مهارِ خردِ خویش... غایتِ راستینِ دولت آزادی ست.
اسپینوزا


گوهر 67:

هرچه دولت بیشتر "برنامه‌ریزی" کند٬ مردم دشوارتر می‌توانند برنامه‌ریزی کنند.
فریدریش هایک


گوهر 68:

دموکراسی اگرچه باید سامان و قیدهایِ خود را داشته باشد٬ در هوای آزادیِ فردی ست که ماندگار می‌تواند بود.
چارلز ایوانز هیوز


گوهر 69:
بدونِ یک اوپوزیسیونِ نیرومند هیچ حکومتی برای مدتِ دراز برقرار نمی ماند.
بنجامین دیزرائلی


گوهر 70:

سیاستمداریِ اصیل، سیاستمداری‌ای که شایسته‌ی این نام باشد، یعنی تنها شکلی از سیاستمداری که خوش دارم خود را وقفِ آن کنم همانا خدمت کردن به مردم است و بس: خدمت کردن به جامعه و همه‌ی کسانی که پس از ما می‌آیند. ریشه‌ی این اصل در اخلاق است، زیرا به گردن گرفتنِ مسئولیتی ست که خود را در عمل نمودار می‌کند؛ عمل به خاطرِ همگان و به سودِ ایشان.
واسلاو هاول


گوهر 71:

چه قدر تکرار کنم که [دموکراسی] کلمه‌ای ست که٬ با همه طنینی که تاکنون داشته و توفان‌هایِ خروشانی که هر هجای آن از دلِ آن برآمده است٬ جانِ کلامِ آن هنوز در خواب است٬ خوابِ خواب...واژه بزرگی ست که٬ به گمانِ من٬ تاریخِ آن هنوز نوشته نشده است٬ زیرا که آن تاریخ هنوز پا به صحنه نگذاشته است.
والت ویتمن


گوهر 72:

اگر کسی به تو دموکراسی پیشکش کند و کسی دیگر یک کیسه گندم٬ چه اندازه باید گرسنگی کشیده باشی که حقِ رأی را بگذاری و کیسه‌ی گندم را برداری؟
برتراند راسل


گوهر 73:

باید دانست که «رزق» یعنی هوسِ خورد و خوراک داشتن و به دنبالِ آن گشتن.
ابن خلدون


گوهر 74:

کسانی که می‌خواهند بدانند دموکراسی چیست٬ باید کمتر در کتابخانه با ارسطو سر و کله بزنند و بیشتر در اتوبوس و مترو وقت بگذرانند.
سیمون استرانسکی


گوهر 75:
جامعه‌یِ باز آن است که به هموندانِ خود بالاترین درجه‌یِ آزادی را برای دنبال کردنِ دل‌بستگی‌هایِ خود، سازگار با دل‌بستگی‌هایِ دیگران، می‌دهد.
جورج سوروس


گوهر 76:

دو زنده باد برای دموکراسی: یکی برای این که گوناگونی را روا می‌دارد٬ و دوم برای این که به نقدگر (criticism) امکان می‌دهد.
ای.‌ ام. فارستر


گوهر 77:

جوش و خروش و جُنب و جوش ذاتیِ جمهوری‌هایِ دموکراتیک است٬ همچنان که قانونِ یکّه‌سالاریِ مطلق سکون و خوابناکی ست.
آلکسی دو توکویل


گوهر 78:

ما یک دموکراسی هستیم٬ و برای بر سرِ پا نگاه داشتنِ یک دموکراسی، -چه از جهتِ فردی٬ اجتماعی٬ زندگانیِ شهری٬ دستگاهِ دولت٬ رهبریِ ملت- کاری که باید کرد آن است که مردم را در جریانِ امور گذاشت.
جوزف پولیتسر


گوهر 79:

هر کسی را یک تن شمردن و هیچ‌کس را بیش از یک تن نشمردن...به نظر می رسد که٬ بیش از هر فرمولِ دیگری٬ برای آرمانِ برابری پایه‌ای‌ترین اصلی باشد که از آن پایه‌ای‌تر نباشد.
آیزایا برلین


گوهر 80:

به گمانم٬ یک قاعده کلی و همیشگی آن است که با افزون‌تر شدنِ برابریِ اجتماعی شورِ جنگاوری در میانِ ملت‌های متمدن کم و کمتر می‌شود.
آلکسی دو توکویل


گوهر 81:

ما نه موجوداتِ افسانه‌ایِ عهدِ قدیم ایم، نه ویرانه‌هایِ تویِ جنگل، نه جانورانِ باغِ وحش. ما آدمی‌زاد ایم و می‌خواهیم که ارج داشته باشیم و قربانیِ نارَواداری و نژادپرستی نباشیم.
ریگوبرتا منچو


گوهر 82:

در یک قانونِ اساسیِ محدود٬ استقلالِ‌ کاملِ دستگاهِ دادگستری چیزی ست بی‌نهایت اساسی.
الکساندر همیلتُن


گوهر 83:

آزادیِ مطبوعات یکی از سنگرهایِ بزرگِ آزادی ست و حکومتی جز حکومتِ استبدادی هرگز آن را محدود نمی‌کند.
جُرج میسن


گوهر 84:

دفاع کردن از دموکراسی به‌تنهایی کافی نیست. با دفاع کردن از آن چه‌بسا آن را از دست بدهیم. راهِ نیرومند کردن‌اش دامنه‌دار کردنِ آن است. دموکراسی نه یک دارایی بلکه یک ایده است.
هیوبرت ه. هامفری


گوهر 85:

جامعه‌‌ای آزاد که نتواند انبوهِ تهی‌دستان را یاری کند٬ مُشتی توانگر را در امان نگاه نتواند داشت.
جان اف. کندی


گوهر 86:

صلح تنها در جایی پایدار می‌ماند که حقوقِ بشر در آن محترم داشته شود، هیچ‌کس در آن گرسنه نماند، و افراد و ملت‌ها آزاد باشند.
چهاردهمین دالایی لاما


گوهر 87:

«هر شهروندی که بخواهد از حقوق و برخورداری‌های مردم از آزادی پشتیبانی کند٬ می‌باید نیمی از وقتِ خود را صرفِ کارِ سیاسی کند.»
دوایت د. آیزنهاور


سخن پایانی:

قوسِ عالمِ اخلاقی بلند است، اما خمِ آن به سویِ عدالت است.
دکتر مارتین لوتر کینگ

۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه

آقای هاشمی رفسنجانی، مرهم دردهای امروز شما تنها دموکراسی بود که خودتان آن را از بیخ و بن کندید!

جناب آقای هاشمی رفسنجانی،
با سلام
دلنوشته شما به مناسبت سالگرد حادثه 7 تیر را در سایت کلمه خواندم. به جرات می توانم بگویم تنها رژیم غذایی که امروز می توانست از این سرطان پیشرفته دل در وجود شما پیشگیری کند دموکراسی بود که خود شما و رهبر کبیر انقلابتان درخت آن را از بیخ و بن کندید و به دور انداختید. و آن زمانی بود که قلم ها را شکستید، چوبه های دار در زندان ها علم کردید، مخالفانتان را به فجیع ترین شکل ممکن سلاخی کردید و ...
شما و دیگر سران این نظام فکر می کردید وقتی قریب به اتفاق جامعه شناسان و سیاست مداران و متفکرین برجسته در سراسر دنیا، اجرای قوانین حقوق بشر و برقراری دموکراسی را تنها راه جلوگیری از چنین سرطان های پیشرفته ای در جوامع انسانی بر می شمارند حرف مفتیست که از دهان مشتی خدانشناس بیرون آمده که پشیزی ارزش ندارد. و بنابراین با تمام قوا به آن تاختید و آنرا شیطانی معرفی کردید.
حال آنکه بزرگترین منفعتی که در دموکراسی بوده و هست و دیکتاتورها به کل آن را فراموش می کنند این است که دموکراسی قبل از اینکه رفاه و آسایش را برای مردمان یک کشور به وجود بیاورد، در درجه اول آسایش و رضایت خاطر را برای شخص حاکم به ارمغان می آورد!
نگاه کنید به زندگی هم دوره ای های خودتان در کشورهای آزاد دنیا.
مثلا شخص "بیل کلینتون"! اصلا چرا شما را با یک غیر مسلمان مقایسه کنم، مثلا "ماهاتیر محمد" نخست وزیر فقید مالزی، را ببینید که چگونه پس از اتمام مدت معین ماموریتش، محبوبیتش نه تنها بین مردم کشور خودش 100 برابر قبل شد، بلکه در کشورهای دیگر هم برای او سر و دست میشکنند که در یک سخنرانی یا گردهمایی بیاید و لحظاتی ولو اندک را سخنرانی کند و حضار را به وجد آورد.
او امروز علاوه بر اینکه برای مردم کشورش آسایش و رفاه را به ارمغان آورده است، آسایش و راحتی زندگی خودش را هم تضمین کرده است.
اما شما و معمار انقلابتان و دیگر یارانتان، 31 سال پیش فکر می کردید خیلی زرنگید و می توانید اکنون انقلابی که بر اثر غفلت لحظه ای یک ملت صاحب شده اید را ببلعید و یک جرعه آب گوارا هم روی آن بنوشید.

حاصل تفکر شما این شد که بعد از 31 سال داشتن بالاترین پست های اجرایی این مملکت اکنون نه تنها در کشورهای دیگر تره ای هم برای شما خورد نمی کنند، بلکه در کشور خود مضحکه بوزینه دست تو دماغی شده اید که هر وقت میکروفون یا دوربینی می بیند از آن برای پریدن به خانواده شما و تخریب شخصیت شخص شما استفاده می کند.

من هم پس از خواندن این دل نوشته شما، یاد شعری از فردوسی افتادم:
درختی که پَروردی آمد به بار، ببینی بَرش را کنون در کنار
گرش بار خارست خود کِشته یی، وگر پرنیانست خود رِشته یی!

آری خودکرده را تدبیر نیست. این سیستمی بود که با حذف تمام مخالفین، شکستن قلم ها و تخریب شخصیت ها به وجود آوردید و امروز از الطاف لطیف آن بهره مندید.
شما که از سران قدرتمند این نظامید اینگونه درد دل می کنید. وای به حال ملت بدبختی چون من که زیر سلطه 31 ساله شما و یارانتان، خون دل خوردند و دندان بر جگر فشردند.
در پایان آرزو می کنم در این مملکت روزی فرا برسد که هم مردم و هم سیاست مداران در رفاه مادی و آسایش فکری مطلق زندگی کنند. انشاءالله.

با عرض پوزش از اینکه به دلیل زندگی در آزادترین کشور دنیا (به فرموده رئیس جمهورک 24 میلیونی) نمی توانم نام خودم را در زیر این نامه بیاورم!

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

ژاپنِ دوم شدن پیشکشمان، مراقب باشیم کره شمالی دوم نشویم!

بارها و بارها از زبان مسئولان اون رژیم و این رژیم شنیده ایم که می خواهند ایران را به ژاپن دوم در خاورمیانه تبدیل کنند. اما با این اوضاع و احوالی که امروز مملکت ما دارد باید گفت که: ژاپنِ دوم شدن پیشکشمان، مراقب باشیم کره شمالی دوم نشویم! ایرانِ امروز در جمهوری اسلامی روز به روز با سرعت بیشتری در حال تبدیل شدن به مدلی از سیستم کره شمالی در خاورمیانه می باشد. شاید با دانستن حقایقی درباره مردم کره شمالی و نوع حکومتشان و جهان بینی آنها، بتوانیم خودمان را از گرفتار شدن در این مرداب تباهی رهایی بخشیم.

کره شمالی: جهنم سرخ و نکبتی به نام کمونیسم
کره شمالی (جمهوری دموکراتیک خلق کره!) و کوبا تنها نقاطی از جهان هستند که همچنان آلوده به کمونیسم یا همان طاعون سرخ قرن بیستم باقی مانده اند. کوبا به واسطه نزدیکی اش به آمریکا و روابط خارجی اش با بسیاری از کشورهای دنیا، سرزمین نسبتا شناخته شده ای هست. اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون کره شمالی که با سیستمی استالینی اداره میشود، خبر چندانی ندارند.
رهبر کنونی کره شمالی کیم چونگ ایل هست. پدر وی هم رهبر سابق این کشور بود و کیم ایل سونگ نام داشت. البته مردم بدبخت کره شمالی رهبر حکومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا که به فرموده مقامات آن کشور، کیم ایل سونگ نمرده است بلکه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می کند! در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است.
هر بازدید کننده ای که به این مکان می آید، باید یک دقیقه سکوت کرده و سپس در مقابل مجسمه رهبر بزرگ ادای احترام کرده و شاخه گلی را نثار کند.

در کره شمالی تنها کسی که حق فکر کردن دارد رهبر حکومت است که فرمانده بزرگ نامیده میشود. وقتی فرمانده بزرگ درباره مسئله ای حرفی زد دیگر هیچکس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر کند. از نظر حکومت کمونیستی آن کشور، مردم کره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن کشور وظیفه ای جز کشف حقیقت در افکار و سخنان رهبر نظام کمونیستی را ندارند.
چندی پیش رهبر حکومت کره شمالی (کیم چونگ ایل) در حال بازدید از جایی به خانمی که کت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی کره ای زیباتر به نظر می رسید. همان شب تلویزیون کره شمالی با قطع برنامه های عادی اش اعلام کرد از این لحظه به بعد همه زنان شاغل در کشورمان موظف هستند که با لباس سنتی کره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود!
کره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این کشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند. در واقع همه در همان جایی که زندگی می کنند زندانی هستند. برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حکومت اجازه بگیرند. در کره شمالی کسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور. یعنی دختر و پسری که عاشق هم شده اند باید گزارش کاملی از نحوه عاشق شدنشان، دلیل عاشق شدنشان، میزان علاقه و احساسی که نسبت به یکدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود. قبل از مصاحبه، سیستمهای امنیتی و نظامی کره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می کنند و نهایتا اگر مورد مشکوکی دیده نشد، برای ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می کنند.

مردم کره شمالی همیشه فقیر و قحطی زده هستند و سالیانه چندین هزار نفر از آنها به دلیل گرسنگی می میرند. دولت کره شمالی معمولا کمکهای غذایی خارجی را نمی پذیرد چرا که معتقد است این غذا ها ممکن است روی افکار مردم اثرات نامطلوب بگذارد و باعث تهاجم فرهنگی علیه نظام کمونیستی شود.
سفر مردم کره شمالی به خارج از کشور مطلقا ممنوع است و هر کس مایل به دیدن خارج باشد به عنوان یک ضد انقلاب و عامل دشمن دستگیر می شود. حتی تلفن زدن به خارج از کشور هم می تواند منجر به تیرباران شخص تلفن کننده شود. سفر خارجی ها نیز به داخل کره شمالی مطلقا ممنوع هست، بجز کمونیستها و سوسیالیستهای ضد آمریکایی که از برخی از کشورهای دنیا به شکل گروهی و به صورت تورهای همبستگی! و برای شرکت در جشنهای دولتی به این کشور سفر می کنند. به ازای هر توریست هم یک نفر برای مراقبت و بطور شبانه روزی در کنارش هست تا مبادا با کسی حرفی بزند. در کره شمالی حتی خواب دیدن مردم هم کنترل میشود و دانش آموزان موظف هستند آخرین خوابهای سیاسی خود و والدینشان را به نماینده وزارت اطلاعات و امنیت در کلاسشان! گزارش کنند.

انتشار هر نوع خبر ناخوشایند سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره که مربوط به کره شمالی باشد ممنوع است. هر گونه انتقاد از نظام کمونیستی و مقامات آن نیز جرم تلقی میشود. دوازده روزنامه در این کشور منتشر می شوند اما خبرنگار ندارند! این روزنامه ها موظف هستند که هر روز خبرهایی که از وزارت اطلاعات و امنیت دریافت می کنند را عینا منتشر کننند. فقط برخی از مقالات آنها با هم فرق می کند.
پخش و نمایش هر نوع فیلم و حتی کارتون خارجی در تلوزیون کره شمالی مطلقا ممنوع است. پدیده اینترنت در کره شمالی وجود ندارد و داشتن رادیوهایی که قادر به دریافت امواج خارجی باشند و یا گیرنده های تلوزیونهای ماهواره ای و دستگاه فاکس جرم است. حتی موبایل و دوربین فیلمبرداری نیز جزو ابزار جاسوسی برای دشمن محسوب میشوند و دارنده اش می تواند با مجازات تیرباران در ملا عام روبرو شود.
کمونیستهایی هم که به عنوان مهمان دولت کره شمالی و به منظور شرکت در جشنهای دولتی به آن کشور سفر می کنند باید به محض ورود، دوربین فیلمبرداری و موبایل خود را تحویل بدهند و در وقت خروج از آن کشور تحویل بگیرند. حرف زدن با اتباع کره شمالی برای خارجی ها مطلقا ممنوع است و حتی اگر قیمت کالایی را هم بخواهند بپرسند این کار را باید از طریق فردی که مراقب توریست است و او را قدم به قدم همراهی می کند، پرسیده شود.

تصویری از یک کتابخانه عمومی در کره شمالی

مردم کره شمالی هیچ خبری از دنیای بیرون از کشورشان ندارند و تاکنون هیچ فیلم خارجی را در تلوزیونشان یا سینماهایشان ندیده اند. آنها نمی دانند که واقعا در دنیا چه می گذرد؟ چند سال پیش در دانشگاه پیونگ یانگ کره شمالی فیلم اولیور توئیست که داستانش متعلق به دویست سال پیش است را برای دانشجویان نمایش داده بودند و گفته بودند حالا خودتان خیابانهای لندن را ببینید و قضاوت کنید که ما پیشرفته تریم یا اروپایی ها؟
مقامات کره شمالی می گویند تماشای فیلمهای خارجی و بخصوص فیلمهای آمریکایی باعث تهاجم فرهنگی دشمن می شود. اصولا مقامات کره شمالی به تمام دنیا (بجز چین، روسیه، کوبا، لیبی، سوریه و ونزوئلا) می گویند دشمن. در کره شمالی آموزش و پرورش رایگان است اما نود درصد از مطالب کتابها در وصف مقام رهبری کره شمالی و پدرش و نیز دستاوردهای حکومت کمونیستی است.
بهداشت و درمان هم رایگان است اما در بیمارستانهایش هیچ نوع دارو و امکاناتی وجود ندارد و بیماران صرفا برای مرگ و راحت شدن از دست زجر کشیدنهایشان به آنجا می روند. مردم کره شمالی به ظاهر در مسکن های رایگان زندگی می کنند اما خانه هایشان به سلول انفرادی بیشتر شبیه هستند تا منزل و مسکن یک انسان. هیچ کس حق داشتن ماشین شخصی را ندارد و هفتاد درصد مردم برای مسافرتهایشان از دوچرخه استفاده می کنند. همه مردم کره شمالی موظف هستند که با یونیفرم رسمی از منزل خارج شوند و یا آنکه علامت خاصی را روی پیراهنهایشان نصب کنند تا به این ترتیب وزارت اطلاعات و امنیت کشورشان بداند چه کسانی و با چه شغلها و موقعیتهایی در حال عبور و مرور در کوچه ها و خیابانها هستند.
در کره شمالی دو نوع پول رایج وجود دارد. یکی پولی که مردم آن کشور استفاده می کنند و یکی هم پولی که خارجی های مقیم آن کشور موظفند خرج کنند. سیستمهای امنیتی کره شمالی معتقدند که به این شکل می توان فهمید که چه کسی از دشمن و یا توریستهای خارجی پول گرفته یا با او معامله کرده است.
مردم کره شمالی موظف هستند که هر روز و قبل از شروع کار ابتدا در مقابل مجسمه های رهبر حکومتشان و پدر او تعظیم کنند و سپس به مدت ده دقیقه به سخنرانی های ضد آمریکایی رئیس یا مدیر یا معلمشان گوش کنند و بعد هم به مدت پنج دقیقه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر دشمن بدهند و آنگاه کارشان یا درسشان را آغاز نمایند.

این برنامه پنجاه سال است که هر روز صبح در سراسر کره شمالی اجرا می شود. درآمد همه مردم در کره شمالی یکسان است و هر نفر معادل ۴۸ هزارتومان به پول ما در ماه حقوق می گیرد. ورزشکاران کره شمالی قبل از اعزام به خارج از کشور و حضور در مسابقات خارجی، ابتدا در کلاسهای عقیدتی و سیاسی شرکت می کنند و بعد خانواده هایشان به گروگان گرفته میشوند تا فرزند ورزشکارشان به کره برگردد. اگر کسی برنگشت، همه عزیزانش را یکجا تیرباران می کنند.
وقتی هم برگشت اجازه دیدن هیچ کس را ندارد و برای مدتی طولانی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کره شمالی بررسی میشود تا مشخص گردد که در چند روزی که در کشورش نبوده آیا مورد تهاجم فرهنگی دشمن قرار گرفته است یا نه؟

در کره شمالی جشنوارهایی پر هزینه به نام بازیهای توده در تجلیل از رهبر این کشور برگزار میشود که به مدت شش شب پیاپی در هفته و به مدت دو ماه برگزار می‌شود. در این نمایشها صد هزار شرکت کننده از جمله رقاصها و ژیمناست‌ها به اجرای نمایش می‌پردازند.

کشور کره شمالی تنها یک وبسایت دارد! (http://www.korea-dpr.com) من بعدا درباره این وبسایت و مطالبش (که به انگلیسی هم هستند) نکات جالبی را خواهم نوشت. مردم کره شمالی معتقد هستند که به دلیل اعتقادشان به کمونیسم و زندگی در یک کشور کمونیستی، خوشبخت ترین انسانهای روی زمین هستند.
از نظر عموم مردم بدبخت و مفلوک و بی خبر کره شمالی، مارکس و انگلس و لنین و استالین سازندگان تاریخ و تمدن بشری هستند. آنها تحت تاثیر بمبارانهای تبلیغاتی حکومتشان بر این باور هستند که رهبر سابقشان (کیم ایل سونگ) بعد از مرگش به خورشید پیوسته و کار خوبی هم البته کرده است اما اگر رهبری کنونی شان بمیرد نه تنها کره زمین بلکه منظومه شمسی نیز متلاشی خواهد شد!
تنها سایت کره شمالی که توسط وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور اداره میشود صراحتا به زبان انگلیسی نوشته است که طبق کشف جدیدی که شده، کیم ایل سونگ از همان ابتدا بخشی از خورشید بوده! وقتی کیم ایل سونگ مرد، مرکز هواشناسی کره شمالی اعلام کرد به دلیل پیوستن رهبر بزرگ و بنیانگذار کبیر انقلاب کمونیستی کره شمالی به خورشید، درجه حرارت خورشید و طبیعتا گرمای جهان بطور ناگهانی بالا رفته است!
سازمان حفاظت محیط زیست کره شمالی نیز اعلام کرد گروهها و دسته های انبوه و بی شماری از پرندگان به طرز شگفت انگیزی برای بنیانگذار انقلاب شکوهمند کمونیستی ادای احترام کرده اند. در آن زمان روزنامه اطلاعات چاپ تهران این خبرها را عینا و به نقل از خبرگزاری ها منتشر کرد.

کمونیستهای ایرانی که در نوع خود عجیب و غریب ترین کمونیستهای جهان محسوب میشوند با رحل اقامت افکندن در کشورهای اروپای غربی و نیز کانادا و آمریکا، از بام تا شام علیه همین کشورهای غربی، کانادا و آمریکا در وبسایتها و وبلاگها و فیس بوکهایشان مطلب می نویسند اما حاضر نیستند برای یک شب در عمرشان هم که شده است این کشورهای غربی و پادشاهی اروپایی را ول کنند و بروند در کره شمالی یا کوبا زندگی کنند تا طعم زندگی در زیر سایه یک حکومت کمونیستی و کمونیسم واقعی را بچشند.
کره شمالی جهنم سرخی هست که درباره اش بیشتر خواهم نوشت تا چهره واقعی تفکر نکبت بار و ضد انسانی کمونیسم را بیشترنشان داده باشم. عکس اول بالا یکی از پوسترهای تبلیغاتی حکومت کره شمالی است که تصویر کیم ایل سونگ را به شکل خورشید تابان نشان می دهد.
عکس میانی جمعی از خانمهای کارمند کره شمالی را قبل از شروع کارشان، در حال تعظیم صبحگاهی به مجسمه غول پیکر کیم ایل سونگ نشان می دهد. عکس پایینی هم صحنه تعظیم عده ای دیگر از کارمندان در مقابل مجسمه کیم ایل سونگ است. اگر به لباس خانمهای کارمند دقت کنید متوجه می شوید که نوع پوششان از بلوز و دامن به لباس سنتی تغییر کرده است. برای دیدن عکسها در اندازه هایی بزرگتر، روی آنها کلیک کنید.
منبع: روزنامه نگار آزاد، با اندکی اضافات

مشکلات روحی دیپلمات های خارجی مقیم کره شمالی!
وضعیت رسانه ها در کره شمالی به عنوان یکی از معدود کشورهای کاملا کمونیستی جهان در همه جهان بی سابقه است، تلویزیون دولتی کره شمالی در شبانه روز فقط 4 ساعت برنامه دارد که این برنامه ها غالبا به پخش رژه های نظامی و اخبار دولتی، دیدار از کارخانه ها، برنامه های مستند در مورد کیم جونگ ایل و پدرش کیم ایل سونگ یا سخنرانی های حزبی مربوط می شود، پخش هرگونه آگهی تبلیغاتی نیز در تلویزیون دولتی کره شمالی ممنوع شده است تا فرهنگ مصرف گرایی امپریالیستی میان توده ها ترویج نشود.
نکته جالب تر این است که تمام برنامه های تلویزیونی کره شمالی پس از تایید رسمی دفتر "کیم جونگ ایل" رهبر کره شمالی اجازه پخش دارد.
گفتنی است در پی سیلهای متعدد و بروز قحطی و خشکسالی در دهه نود میلادی در کره شمالی حدود "ششصد هزار نفر" جان خود را از دست دادند، شهروندان کره شمالی اجازه عبور و مرور آزاد چه در داخل و چه سفر به خارج از کشور را ندارند و کلیه این امور باید با نظارت شدید پلیس امنیتی این کشور باشد.
تا کنون بین ۷۰۰ هزار تا سه میلیون و پانصد هزار نفر در این کشور در دوره حکومت کمونیست ها اعدام شده‌اند. اعدام می تواند حتی به دلیل یک تماس تلفنی ساده با خارج از کشور یا احتکار مواد غذایی صورت گیرد. این اعدام‌ها بعضا در استادیوم‌های ورزشی در حضور هزاران تماشاگر انجام می شود.
اختلاف طبقاتی تقریبا در کره شمالی بطور کامل منقرض شده است و وضعیت اقتصادی شهروندان کم و بیش شبیه یکدیگر است. وضعیت خاص و عجیب کره شمالی به گونه ای است که هیات های دیپلماتیک خارجی مقیم این کشور بعد از چند ماه اقامت در این کشور، به مشکلات روحی دچار می شوند!
منبع: پارسینه