‏نمایش پست‌ها با برچسب فرهنگ سازي براي ايران جديد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فرهنگ سازي براي ايران جديد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

ده پیشنهاد ساده و عملی که تعطیلات عید نوروز را به فرصتی مناسب برای برپایی جمهوری مدرن ایرانی تبدیل می کند!

تعطیلات عید نوروز فرصت بی نظیری است تا بتوانیم در حین دید و بازدید های نوروز، با صحبت کردن و همچنین اقدامات عملی خود در بین خویشاوندان، گام بلندی در مدرن تر کردن جامعه ایران جهت رسیدن بهتر به جمهوری ایرانی مدرن و پیشرفته برداریم، چون دموکراسی واقعی در سیاست نیازمند شهروندان مدرن و پیشرفته در اجتماع می باشد! بدون جامعه و شهروندان مدرن، دموکراسی در سیاست سرابی بیش نیست! و برای رسیدن به این هدف بزرگ ما نیاز شدید به انبوه مردم آموزش دیده با علوم و فن آوری ها و اندیشه های روز جهان پیشرفته داریم! و باید برای دسترسی مردم همه شهرها و روستاهای ایران به ابزارهای مدرن آموزشی، جهت مدرن سازی سریع تر کشورمان، بیش از پیش به فکر بوده و بکوشیم.

در اینجا 10 راهکار بسیار ساده و عملی را به شما پیشنهاد می کنیم که با انجام آنها می توانید در مدرن سازی جامعه ایران بکوشید و پایه های جمهوری ایرانی مدرن و پیشرفته را از هم اکنون در دید و بازدید های نوروزتان محکم و استوار بچینید.
 
برخی از این پیشنهادات سعی در بهینه سازی و مدرن تر کردن عادات و آداب و رسوم شما دارند و هزینه اضافی بر دوش شما قرار نمی دهند. هر کسی که هستید و در هر کجای ایران یا جهان که زندگی می کنید با ارتش سبز مدرن سازی ایران همراه باشید در ترویج جمهوری مدرن ایرانی:

1- در همه دید و بازدید های نوروزی سعی کنید به روش های گوناگون عبارت "جمهوری ایرانی" را در صحبت هایتان مرتب به کار ببرید تا پذیرفته همگان شود. صحبت های روشنگرانه درباره اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان الگو برای نوشتن قانون اساسی جمهوری ایرانی در اینگونه بحث ها به شدت توصیه می شود. همچنین کشورهای پیشرفته غیر جنگ طلب و صلح دوست و بی طرف نظیر: سوئد، نروژ، سوئیس، کره جنوبی و ژاپن را به عنوان الگوی ما برای فردای جمهوری ایرانی معرفی کنید.

2- عادت اسکناس شادباش دادن در نوروز به دوستان و خویشاوندان را بهینه سازی و مدرن نمایید!
به جای اسکناس عیدی دادن (که در حال حاضر آراسته به عکس ایران ستیز بزرگ -خمینی- است) به خویشاوندان در نوروز، کالای فرهنگی یا هنری مدرن شادباش بدهید. به عنوان مثال به جای یک اسکناس برای شادباش دادن در نوروز می توانید یک کاست یا سی دی از آثار موسیقایی شاد و دلنشین ایران یا جهان را هدیه بدهید (کلا به کالاهایی برای هدیه دادن فکر کنید که شادی آفرین هستند).

همچنین کتاب یا ترجمه پارسی کتاب هایی که از آثار بزرگان ادبیات نوین و مدرن ایران یا جهان هستند و در فهرست برترین های فروش در صدر ایران یا جهان قرار دارند می توانید به عنوان هدیه سال جدید در نوروز به جای اسکناس بدهید (کلا دنبال کتاب های حاوی تفکرات جدید و مدرن برای هدیه دادن باشید و از نشر و پخش تفکرات قدیمی به شدت بپرهیزید).
همچنین شادباش دادن نشان های ملی ایران نظیر نشان فروهر یا سمبل های ملی نظیر سربازان تخت جمشید یا سمبل های طبیعی مانند کوه دماوند به جای اسکناس در جشن نوروز توصیه می شود. در کل خلاقیت به خرج دهید و هر کالایی که به نوعی به فرهنگ و هنر و ادبیات نوین و مدرن ایران یا جهان مرتبط است را جایگزین سیستم قدیمی اسکناس شادباش دادن نمایید!
 با این کار هم فرهنگ و هنر و ادبیات مدرن ایران و جهان را ترویج کرده اید و هم از فرهنگ سازان ایرانی که صد درصد با مشکلات مالی به دلیل عدم حمایت های دولتی دست به گریبانند پشتیبانی کرده اید. در سرزمین ایران تا مادامی که جیب های مراجع تقلید و مروجین مذهبی و همچنین وطن فروشان و تروریست های ایدئولوژیکی چون مجاهدین خلق پر از پول باشد، ولی جیب های نویسندگان و هنرمندان و نوازندگان و دلسوزان فرهنگ ایران خالی از پولهای کلان باشد، مدرن شدن و آزاد و رها شدن ایران سرابی بیش نیست! پس با تغییر رویه قدیمی و کهنه اسکناس شادباش دادن در نوروز، به هدیه دادن کالای ادبی-هنری-فرهنگی، می توان این خلا مصیبت بار را پر کرد!
 

3- عادات هدیه دادن در نوروز و دیگر روزها در بین خویشاوندان و دوستان را بهینه سازی کرده و مدرن نمایید! 
- در کل همیشه برای هدیه دادن به کودکان و نوجوانان 3 تا 15 سال در بین دوستان و خویشاوندان، سازهای ایرانی یا خارجی نظیر سه تار، تنبک، سنتور یا ویولن و گیتار و غیره بهترین هدیه هستند (هدیه تولد یا هر مناسبت دیگر)، زیرا بهترین سن دست گرفتن سازهای موسیقی در دوران کودکی و نوجوانیست. بدین ترتیب با اصلاح عادت قدیمی خریدن یک عروسک یا اسباب بازی برای بچه ها و نوجوانان، می توان رویکرد هدیه دادن ساز موسیقی را به کودکان و نوجوانان گسترش داد و بدین ترتیب با بهینه سازی این عادت اجتماعی ما ایرانیان شخص شما یا خانواده تان می توانید هنرمندان و موسیقی دانان بزرگی را در آینده به ایران و جمهوری مدرن ایرانی که بنیان اصلی آن بر شادی و نشاط و رقص می باشد تقدیم کنید! با این کار بزرگ، افرادی که در صنعت موسیقی کار می کنند و هسته محرک شادی آفرینی در جامعه هستند را نیز تقویت مالی می کنید. کمی بیشتر به این موارد در زندگی خود فکر کنید و بها بدهید!

- برای هدیه دادن به خویشاوندان هم بهترین هدیه به جای وسایل آشپزخانه یا سکه و طلا و غیره، خرید یک دستگاه دریافت امواج ماهواره می باشد! سعی کنید با تغییر روش هدیه دادن قدیمی به هدیه دادن ابزارهای مدرن ارتباط اجتماعی نظیر گیرنده ماهواره در بین اطرافیان خود، تلویزیون جمهوری اسلامی و مبانی خرافی و اهریمنی آن را از خانه دوستان و آشنایان خود بیرون کنید.

 - در صورتی که می خواهید ثروتی را ببخشید و خرج نیکوکاری کنید، یا شخص ثروتمندی را می شناسید که می خواهد ثروتی را ببخشد و خرج کار نیک بکند، خود را موظف کنید تا این کار صرف خرید لپ تاپ یا تبلت رایگان یا تلسکوپ قدرتمند برای دانش آموزان مدارس روستاها یا شهرهای ایران شود. با سماجت و پیگیری و صحبت کردن با ثروتمندان در حین دید و بازدیدهای نوروزی می توانید آنان را به انجام این حرکت های بزرگ انقلابی در صنعت آموزش نوین ایران ترغیب نمایید.
 

4- ده ها برچسب صفحه کلید پارسی ارزان قیمت خریده و همراه خود داشته باشید و در دید و بازدیدهای نوروزی به دوستان خود رایگان هدیه دهید، و آنها را ترغیب به نوشتن حروف پارسی در محیط اینترنت مخصوصا در فیس بوک و هنگام چت کردن یاهو مسنجر نمایید. قیمت این برچسب ها عموما 50 تا 100 تومان ناقابل می باشند ولی اثری شگرف برای پارسی نویسی در محیط وب خواهد داشت!

5- روش کار با سایت های شبکه های اجتماعی و اطلاع رسانی بزرگ چون فیس بوک و فرندفید و یوتیوب و غیره را به دوستان و خویشاوندان که با آنها آشنایی ندارند در حین دید و بازدیدهای نوروزی به صورت حضوری در منزلشان یا در منزل خودتان آموزش بدهید. آموزش حضوری روشهای عبور از فیلترینگ اینترنت به دوستان ناواردتان هم بزرگترین خدمتیست که شما به برپایی جمهوری ایرانی می توانید بکنید. چراکه اینترنت تنها ابزار ما برای سازماندهی گروه های مردمی بزرگ جهت تغییر در راستای مدرن سازی ایران آینده است و مردم ما که همان دوستان و آشنایان شما هستند هرچه بیشتر با شبکه های اجتماعی در اینترنت بتوانند ارتباط برقرار کنند بهتر می توان حرکت های اجتماعی مدرن را سازماندهی کرد و به نتیجه دلخواه رساند. و این همه میسر نمی شود مگر با دلسوزی شما برای آموزش حضوری کار با اینترنت و فیلترشکن در منزل خود یا دوستانتان.

6- در دید و بازدید های نوروز، دوستان نزدیک خود، جوان های فامیل، نوعروسان و تازه داماد ها را مدام دعوت و تشویق به رفتن به سفرهای خارجی به کشورهای پیشرفته یا در حال پیشرفت به جای سفرهای داخلی نمایید! آشنایی هرچه بیشتر ایرانیان با دنیای خارج گامی بزرگ در برپایی هرچه مدرن تر جمهوری ایرانی محسوب می شود. عمده ما ایرانیان به اشتباه فکر می کنیم که سفر خارجی رفتن گران و پر هزینه است. اما ارتش سبز با تدوین راهنمای سفر کم خرج و بسیار کم هزینه به کشورهای خارجی به شما نشان می دهد که اساس و بنیان این تفکر بسیار غلط است و شما می توانید امروزه با هزینه بسیار ناچیزی که فکرش را هم نمی کنید، به سفر خارجی به شهرها و کشورهای مهم جهان بروید و از نزدیک با مردمان مختلف ارتباط برقرار کرده و ذهنیت خود را نسبت به مردم دنیا و فرهنگ های  گوناگون آنها تغییر دهید. این راهنما را مطالعه کنید و مدام دوستان خود را تشویق به انجام سفر خارجی با آن نمایید!

7- به هر بهانه ای با اقوام و دوستان خود دور هم جمع شده مجالس رقص و پایکوبی را به بهترین شکل ترجیحا با اجرای زنده توسط موسیقیدان های جوان برگذار کنید.
8- در هر جمع دور همی که برگزار می کنید یا حتی مجالس عروسی، سرود میهنی "ای ایران"، را به صورت دسته جمعی با صدای بلند دور هم بخوانید و متن این سروده گرانبهای ملی را به دیگران هم یاد بدهید.

9- لباس های زیبا و رنگارنگ شاد و دلپذیر با نقش های اصیل یا مدرن ایرانی بر تن کنید و ظاهر خود را با نمادهایی از فرهنگ ایرانی (مانند گردن بند فروهر) آراسته کنید یا مثلا تی شرت هایی با طرح اشعار خوشنویسی شده، یا مزین به اسامی ملی چون خلیج پارس و کوه های سر به فلک کشیده دماوند و سهند و سبلان و غیره بر تن کنید. لباس شیک پوشیدن ارزان ترین وسیله مدرن کردن ظاهر جامعه است. آنرا از خود دریغ نکنید. امروزه شیک ترین لباس ها را با قیمت ارزان می توان خریداری کرد. در لباس پوشیدن خود نهایت دقت را به کار ببرید و همه جا لباس های زیبا و دلپذیر با رنگ های شاد بر تن داشته باشید و دیگران را هم به پوشیدن لباس شیک و آراسته در همه حال دعوت و تشویق کنید!

10- اگر در مجلس میهمانی هستید که کسی درباره اقوام ایرانی جوک های ناپسند ترکی-رشتی-اصفهانی-لری-عربی و ... گفت موضع شدید بر ضد او بگیرید یا به نشانه اعتراض آن محفل را ترک کنید. با افرادی که اتحاد دیرینه ایرانیان را با این کارهای سخیف و پوچ و بی معنا اما بسیار خطرناک خدشه دار می کنند به هیچ وجه تعارف نداشته باشید، حتی اگر آن شخص دوست صمیمی یا برادر یا خواهر شما باشد!
********
 
خلاصه کلام اینکه برای مدرن شدن و صنعتی شدن ایران در جمهوری ایرانی باید خیلی زیاد جدی باشید و کار عملی بسیار و حساب شده و دقیق انجام بدهید تا حاصل این فعالیت های تک تک ما در آینده ای نزدیک بشود زمینه ای برای برپایی جمهوری ایرانی مدرن و پیشرفته با افکار جدید و رنگ های جدید و شهروندان شاد و خندان! هیچ کشوری بدون یاری نخبگان آن کشور مدرن نشده است! به خودمان بیاییم و فعالیت مدرن سازی دو صد چندانی را نسبت به قبل شروع کنیم که خیلی زود دیر می شود اگر فکری به حال تربیت مدرن نسل جدید ایران در این دنیای پر از علوم و فن آوری های جدید نکنیم! تنها کافیست ژنهای فکری 10 درصد از ما 75 میلیون ایرانی جهش رو به بالا پیدا کند و مدام به دنبال مدرن سازی ایران در همه زمینه ها باشیم! باور کنید اگر زندگی روزمره خود را بیهوده نگذرانیم و به دنبال این کار بیافتیم به زودی چهره کشورمان را کاملا پیشرفته و مدرن خواهیم کرد!

ایران جدید و مدرن در جمهوری ایرانی نیاز به فداکاری و از خودگذشتگی و گاه نیز خرج پول توسط شما در راستای رسیدن به آن دارد. به من چه گفتن و فرار از مسئولیت یا مهاجرت به دیار دیگر، باعث تباهی زندگی نسل های آینده و آوارگی آنها نیز خواهد شد. بنابراین با پرداخت هزینه های اندک و تغییر رویه های زندگی خودمان و دوستانمان می توانیم به زودی جمهوری ایرانی مدرن را ایجاد کنیم. همه چیز از خود شما شروع می شود که آیا عادت های قدیمی خود را مدرن تر بکنید تا نفعی سازنده به جامعه برساند یا خیر؟!

در ضمن فراموش نکنید این متن را برای دوستان خود در آستانه سال نو ایمیل کنید.

۱۳۹۰ بهمن ۱۳, پنجشنبه

گرانی گوشت بهترین فرصت برای دعوت مردم به گیاه خواری و در نهایت مدرن تر شدن کشور ما ایران است!

واقعیت و شواهد نشان می دهد که انسان موجودی گیاه خوار و دانه خوار است اما به گزارش حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه بزرگ، انسان بر اثر تعالیم اهریمن، به سمت کشتن حیوانات و خوردن گوشت آنها روی آورده است و از مسیر اصلی زندگی خویش منحرف شده است. در واقع انسان های غیر گیاه خوار چو نیک بنگرید جسد خوار هستند! گوشتی که شما درون یخچال منزل خود نگهداری می کنید در حقیقت لاشه و جسد حیوانات است و یخچال و در نهایت بدن شما قبرهای حیوانات می باشد!

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش!

امروزه گرایش عمده مردم در کشورهای مدرن و پیشرفته جهان به سمت گیاه خواری و پرهیز جدی از جسدخواری حیوانات است. گیاه خواری همچنین راه عبور از افکار قدیمی و کهنه و رها شدن از دنیای دست و پاگیر قرون وسطایی است و رمز ورود به دنیای مدرن می باشد.

فعالان انجمن های گیاه خواری و کلیه سبز اندیشان ایران، از آجرهایی که این روزها با گرانی کالاها به سوی ما پرتاب می شوند باید نهایت استفاده را بکنیم و بنای محکم جدیدی بسازیم و آن سوق دادن مردم خود به سمت گیاه خواری است که هم بسیار ارزان تر است و هم سلامتی و شادابی افراد جامعه را تضمین می کند و هم یکی از پایه های اصلی مدرن شدن جامعه در دنیای امروز است.
 
ذهن ها در مقابل تغییرات جدی و بزرگ مقاومت می کنند، اما اگر ما در این راه سمج باشیم و پشتکار به خرج دهیم و مدام تبلیغ کنیم و راه کار نشان بدهیم، پیروزی از آنِ ما مدرن اندیشان است و مقاومت ذهن ها در هم می شکند و زمانی فرا می رسد که بالای 60 درصد مردم ما گیاه خوار می شوند و جسدخواران تبدیل به اقلیت می شوند و ما هم به باشگاه کشورهای مدرن گیاه خوار می پیوندیم.

چرا باید گیاهخواری را برای حفظ محیط زیست در سرلوحه زندگی مان قرار دهیم؟!
1- برخی به اشتباه فکر می کنند که گیاهخواری صرفا یک رژیم غذایی هست. این یک باور اشتباه است. گیاهخواری پدیده ای به مراتب فراتر از یک رژیم غذایی می باشد. یکی از جوانب مهم گیاهخواری، ارتباط آن با مقوله حفاظت از محیط زیست هست.
مصرف گوشت و محصولات حیوانی مساوی است با دامداری صنعتی. و دامداری صنعتی، بزرگ ترین عامل ایجاد آلودگی زیستی در سطح کره زمین می باشد. به عنوان مثال 600 دامداری موجود در منطقه Valley در ایالت کالیفرنیای آمریکا، به تنهایی بیش از یک شهر با جمعیت 21 میلیونی، مواد زائد و مدفوع تولید می کنند. این میزان، بیش از جمعیت شهرهای لندن، نیویورک و شیکاگو با هم است!

2- باید بدانید که برای تولید یک کیلوگرم گوشت که به تنهایی غذای یک یا دو نفر می باشد، 16 کیلو گرم غلات و پروتئین گیاهی برای دام ها مصرف می شود تا پرورش یابند، در حالیکه این مقدار غلات و پروتئین گیاهی می توانست بیش از 20 نفر انسان گیاهخوار را سیر کند!
بیش از 1 میلیارد انسان از گرسنگی حاد رنج می برند در حالیکه حبوبات و غلاتی که هم اکنون برای تغذیه دام ها استفاده می شوند برای سیر کردن بیش از 2 میلیارد انسان کافی است! هیچ می دانید برای تولید یک کیلوگرم گوشت؛ 16 کیلو گرم گندم مصرف می شود، در حالیکه این مقدار گندم می توانست بیش از 20 نفر را سیر کند!  

چگونه گیاه خواری را تبلیغ کنیم؟!
0- همه جا در استاتوس یاهو مسنجر، در فیس بوک و دیگر شبکه های مجازی بین دوستان خود اعلام کنید که: «من گیاه خوارم، لطفا از تعارف کردن جسد حیوانات به من برای خوردن خودداری نمایید!» بدین ترتیب دیگران را هم به فکر فرو می برید!
1- سر سفره های عمومی، با صدای بلند به همگان اعلان کنید: با اجازه شما من گیاه خوارم و فقط به خوردن برنج و ماست و کوکو سبزی و سالاد و ... (غذاهای غیر گوشتی موجود در سفره را نام ببرید) اکتفا می کنم! به گیاه خوار بودن خود شدیدا افتخار کنید!
2- همه جا از اینکه گیاه خوار هستید به عنوان یک مُد روز آنرا مدام به رخ دیگران بکشید و به اصطلاح پُز دهید، و متعاقب آن اطرافیان را هم به گیاهخواری و پرهیز از جسدخواری حیوانات دعوت نمایید.
3- میهمانی های گیاه خواری برگزار کنید! واقعیت این است که ما در رژیم غذایی ایرانی غذاهای بسیار لذیذی داریم که از گوشت حیوانات در طبخ آنها استفاده نمی شود، سبزپارتی (گرین پاتری) بگیرید و غذاهای لذیذ بدون استفاده از جسد حیوانات را دور هم مزمزه نمایید. وای دهنم آب افتاد!
4- اگر رستوران دارید منوی غذاهای گیاه خواران را هم در کنار غذاهای گوشتی با قیمت ارزان تر ارائه نمایید.
5- به عنوان ایجاد یک شغل جدید، افتتاح رستوران مخصوص گیاه خواران بهترین پیشنهاد برای درآمدزایی می باشد که به گسترش فرهنگ گیاه خواری به جای جسد خواری کمک شایانی می کند.
6- به رستوران ها بروید و با صدای بلند اعلام کنید لطفا منوی غذای گیاه خواری! و اگر گفتند نداریم بگویید من گیاه خوارم و محل رستوران را ترک کنید. زمانیکه چندین نفر این کار را تکرار کنند صاحبان رستوران ها هم به فکر جذب مشتری افتاده و منوی غذاهای گیاه خواری را به لیست منوهای خود اضافه می کنند!
7- با گیاه خواران ازدواج کنید! شرط ازدواج با خواستگار خود را گیاه خواری اعلام نمایید. بدین ترتیب اگر او علاقه مند به شما باشد یک نفر را برای همیشه از جسدخواری حیوانات نجات داده اید!
8- تی شرت هایی با طرح های در حمایت از گیاهخواری و زیر سوال بردن گوشتخواری بر تن کنید.
9- برنامه های تلویزیونی نظیر "بفرمایید شام" که تبلیغ گوشتخواری می کنند را تحریم کنید و با تلفن زدن به سازندگان آن اعتراض نمایید.


  • دلایل گیاه خوار بودن انسان
چند دلیل زیر مقداری از دلایل بسیار زیادی است که ثابت می کند انسان بطور حتم جزو گیاهخواران می باشد و اشتباها از روی حرص، شهوت و یا شاید هم بخاطر اجبار در دورانی که یخبندان سطح کره زمین را پوشانده بود به این تغذیه غلط روی کرد و تا بکلی دست از این عادت مضرش بر ندارد روی سلامت و آرامش را نخواهد دید. آنچه مسلم است در طبیعت هر چیز در جای خاص خودش قرار دارد. یک گیاه برای مرداب درست شده و دیگری برای بیابان. ساختمان دهان یک جانور برای چریدن است و دیگری برای دریدن. انسان موجودی نیست که ساختمان بدنش چیزی مقایر با قوانین طبیعت باشد. او نیز زاده طبیعت است و وابستگی نزدیکی به طبیعت دارد. بهترین دلیل گیاهخوار بودن ذات انسان هم در این است که انسان بدون استفاده از ابزار مثل چاقو و نیزه و تفنگ و تیر و کمان نمی تواند مانند حیوانات درنده گوشتخوار تنها با اتکا به دندان ها و دست های خود حیوانات را شکار کرده و بدرد و بخورد! در ضمن انسان مانند حیوانات گوشتخوار نمی تواند گوشت هر حیوانی را که می بیند بخورد، گوشت الاغ، میمون یا کفتار را هیچ انسانی نمی خورد ولی حیوانات گوشتخوار با این گوشتها تعارف نمی کنند و با ولع تمام می خورند!
انسان برای شکار حیوانات به ابزار نیاز دارد چون اساسا گیاهخوار است! و ساختمان بدنش برای گوشتخواری و شکار حیوانات طراحی نشده است. هر گاه او را روی هم رفته با سایر جانوران مقایسه کنیم می بینیم نه شبیه است به جانوران درنده و نه به حیوانات چرنده. بلکه ساختمان بدن او بسیار نزدیک است به ساختمان میمونهای میوه خوار!

پاسخ بسیار زیبای یکی از کاربران سایت بالاترین به پرسش یک منتقد گیاهخواری با این عنوان که "حیوانات برای خورده شدن توسط انسان آفریده شده اند!":
هیچ هم چنین نیست! حیوانات برای زندگی کردن بوجود آمده اند. آنچه شما "حکم طبیعت" می نامید، فقط برای حیوانات صدق می کند نه برای انسان. انسان اگر می خواهد به "حکم طبیعت" به گوشتخوارگی بپردازد، آنوقت باید مانند همۀ گوشتخواران دیگر به "حکم طبیعت" بدون کمک گرفتن از هیچ ابزاری مانند تله، تفنگ، چاقو، تیر و کمان و غیره بدنبال حیوان دویده او را با توسل به قوای بدنی اش شکار نموده، گردنش را با چنگ دندان پاره نموده و گوشتش را خام خام میل نماید! حکم طبیعت یعنی این! آیا شما حاضرید اینگونه گوشتخوارگی کنید؟ می بینید که "طبیعت" آنطوری که انسانها حیوانات را پرورش میدهند و بعد در کشتارگاهها به قتل می رسانند، گوشت آنها را فریزری می کنند! و بعد کباب می کنند، اصلاً نیاندیشیده است. به عبارتی دیگر طبیعت به حیوانات گوشتخوار ابزار شکار و خوردن گوشت هم عطا نموده، مانند چنگ و دندان تیز و قدرتمند. انسان باید به زعم شما با اعضای بدنی جدیدی نظیر دشنه و ساطور و فریزر و کباب پز زاده شود تا بتواند از پس شکار و خوردن حیوانات برآید!

دلیل اول گیاه خوار بودن انسان
در طبیعت آن دسته از پستانداران که آب را هنگام نوشیدن لیس می زنند مثل گربه، ببر، خرس و گرگ، گوشتخوار هستند و هر کدام که آب را می مکند یا هورت می کشند مانند گاو، فیل و انسان گیاهخوار می باشند. جالب نیست؟! آبا تا بحال به ابن مورد فکر کرده اید؟!

دلیل دوم گیاه خوار بودن انسان
انسان و بقیه گیاهخواران قادرند آرواره پائین خود را بدون تکان دادن سر علاوه بر بالا و پائین به طرفین نیز تکان دهند در حالیکه درندگان از حرکات جنبی فکین که جهت آسیاب کردن دانه به گیاهخواران داده شده عاجز می باشند. یکبار به سیستم آرواره های خود دقت کنید متوجه می شوید!

دلیل سوم گیاه خوار بودن انسان
آرواره جانوران گوشتخوار دارای دندانهای شمشیری شکل هست که به دو دندان نیش بزرگ برای پاره کردن مجهز است این آرواره ها بسیار پر قدرت و خرد کننده می باشند، اما در گیاهخواران دندانها صاف و مسطح هستند و دندانهای کلبی همسطح بقیه دندانهاست، آرواره ها ضعیف هستند و برای فشارهای شدید طراحی نشده اند. نوع دندانهای انسان او را جزو لاینفک گروه گیاهخواران قرار می دهد. (این تفاوت حتی در مینای دندانها هم مشاهده می شود).

دلیل چهارم گیاه خوار بودن انسان
در ساختمان بدن گوشتخواران بعلت قابلیت فساد پذیری سریع گوشت طول روده ها کوتاه است تا حیوان بتواند هر چه زودتر آنرا دفع نماید. زیرا غذاهای گوشتی پس از هضم در روده محیط بسیار مناسبی برای رشد باکتری های مواد آلی از هم پاشیده و فاسد شده بوجود می آورد. گیاهخواران منجمله انسان دارای روده های درازی می باشند برای اینکه مواد غذایی به آهستگی مواد مغذی را پس می دهند، و از اینجاست که تفاوت غذای یک گوشتخوار با گیاهخوار مشهود می گردد (از این دلیل محکم تر برای اثبات گیاهخوار بودن انسان؟!). تبدیل و هضم غذای گیاهخواران به وسیله انفعالات تخمیری با همراهی دسته های مختلف میکروبهای گیاهی انجام می گیرد. با این تفاوت که آن دسته از میکروبها که برای گوشتخواران مناسب است برای گیاهخواران مناسب نیست. حتی اگر بدن برای تعدیل آن کوشش کند. این ثابت می کند گوشت یک غذای اشتباه و مضر برای گیاهخواران می باشد.

دلیل پنجم گیاه خوار بودن انسان
معده انسان و عضلات آن بسیار ظریف و حساس است و به هیچ وجه قادر به هضم کامل غذاهای گوشتی نیست در حالیکه معده خشن گوشتخواران با عضلات پولادینش کار اصلی هضم را انجام می دهد. این اساسی ترین دلیل برای هضم نکردن غذا، یبوست و دل درد در آدمهائیست که از گوشت برای خوراک استفاده می کنند.

دلیل ششم گیاه خوار بودن انسان
ترشح غده های معده و لوزالمعده انسان و بقیه حیوانات گیاهخوار به بافتهای گوشت بسیار کم اثر است و نمی توانند قادر باشد مانند ترشحات غدد یک درنده، گوشت (و همچنین استخوان حیوانات) را نرم و حل کنند.

دلیل هفتم گیاه خوار بودن انسان
گوشت دارای ازت زیادی است که دفع آن از عهده کبد جانوران گیاهخوار ساخته نیست و همین علت اصلی امراضی چون نقرس و ناراحتی های کبدیست که بکرات نزد افراد گوشتخوار دیده می شود، بوی بد دهان و بعضی از انواع سردردها و سرگیجه ها نیز زائیده همین سبب است.

دلیل هشتم گیاه خوار بودن انسان
انسان قادر نیست مانند حیوانات گوشتخوار از جسد حیوانات بطور کامل و طبیعی استفاده کند. وقتی شیر، روباه یا هر حیوان دیگری طعمه اش را شکار می کند فقط گوشت های ران و سر و سینه آنرا نمی خورد بلکه گوشت، پوست و استخوان را با هم می بلعد و با این کارش تعادلی از نقطه نظر احتیاجات گوناگون بدن به مواد مختلف غذایی بر قرار می کند.

دلیل نهم گیاه خوار بودن انسان
چاک دهان گوشتخواران بسیار عریض است بطوریکه می توانند هنگام بلعیدن آنرا بحد زیادی بازنمایند، چاک کوچک دهان انسان دلیل محکم دیگری بر میوه خوار بودن اوست. (وقتش رسیده است بیشتر فکر کنید! انسان گیاه خوار است!)

دلیل دهم گیاه خوار بودن انسان
چربی های موجود در گوشت حیوانات به زحمت از بدن گیاه خواران دفع می گردد و اغلب بصورت پیه در ناحیه های شکم، ران، باسن و غبغب مردم گوشتخوار ذخیره می شود، همین چربیهاست که در جدار داخلی رگها جمع شده و حرکت خون را نامنظم می سازد. سکته های قلبی حاصل این تغذیه اشتباه و شکم پرستانه است. مصرف چربی های گیاهی مثل روغن زیتون، آفتابگردان و غیره هیچوقت دیده نشده که عارضه ای ایجاد کند.

دلیل یازدهم گیاه خوار بودن انسان
حیوانات گوشتخوار می توانند به سرعت بدوند و شکار خود را در حال گریز بگیرند اما انسان چون میوه خوار است، قادر به این کار نیست و در عوض به راحتی دانه از گیاهان بر می چیند یا از درختان بالا میرود و برای خوراکش میوه می کند.

دلیل دوازدهم گیاه خوار بودن انسان
چشم گوشتخواران بر خلاف چشم انسان و دیگر جانوران گیاهخوار که نامتغییر می باشد قادر است در تاریکی ببیند و مردمکش کوچک و بزرگ شود.

دلیل سیزدهم گیاه خوار بودن انسان
پروتئین حاصله از گوشت برای جذب شدن، معده انسان را به یک کار طاقت فرسا وا می دارد در حالیکه پروتئین های نوع گیاهی راحت تر جذب شده و بدن انسان و دیگر حیوانات گیاهخوار آنها را آسان تر قبول می کند.

دلیل چهاردهم گیاه خوار بودن انسان
حیوانات گوشتخوار می توانند بوی جانوران دیگر را از خیلی دور استشمام کنند. انسان اصلاً قادر به این کار نیست.

دلیل پانزدهم گیاه خوار بودن انسان
تمام گوشتخواران قادرند برای بچنگ آوردن شکار، خود را اگر لازم باشد، ساعتها (بی حرکت) پنهان کنند و بطور غریزی حیله های گوناگونی را برای فریب دادن طعمه می دانند، انسان نه می تواند چند دقیقه جائی بند شود و نه قادر است در جائیکه هموار نیست راه برود.

دلیل شانزدهم گیاه خوار بودن انسان
طبع انسان چون میوه خوار است، همانگونه که گوشتخواران از دیدن اجساد خون آلود اشتهایشان تحریک می شود او نیز از دیدن، بوئیدن و چشیدن میوه ها و سبزیجات لذت می برد و خوشش می آید و در مقابل از دیدن اجساد خون آلود و دل و روده در آمده حالش بهم می خورد و غمگین و ناراحت می شود. (در ضمن گیاهخواران و از جمله انسان بسیار علاقه مند اند که میوه ها را به صورت خام بخورند، این در حالیست که خوردن گوشت خام برای انسان تهوع آور و غیر قابل قبول می باشد. انسان به صورت طبیعی از کشتن و خون ریزی گریزان است.)

دلیل هفدهم گیاه خوار بودن انسان
میوه جات و سبزیجات خام از خاصیت شدید شفا بخشی و دفع میکروب برخوردارند که برای سلامت انسان بسیار ضروریست. برعکس میوه ها و سبزیجات، گوشت اکثر اوقات ناقل ویروس ها و میکروب های خطرناک است، بخصوص انواع و اقسام کرمها معمولاً از راه گوشت به انسان منتقل شده در جدار روده می چسبند و شخص گوشتخوار را مبتلا به کم خونی، زردی، رنگ پریدگی، لاغری، ضعف بنیه، پر خوابی و بی حوصلگی می کنند. هر چند پختن تا حدودی این کرمها را از بین می برد ولی تصور از بین بردن تمام این موجودات خطرناک از راه پختن یک راه اساسی نیست زیرا که خیلی از آنها می توانند درجه حرارتهای بسیار شدید را نیز تحمل کنند و تازه آنهایی که از بین می روند مواد زائد سمی خود را همچنان باقی می گذارند و آن اکثریتی که از بین نمی روند در بدن بسرعت رشد کرده و زندگی را بر شخص گوشتخوار تنگ می گردانند. اگر شما نیز گوشتخوار هستید چه بسا که مبتلا به این کرمها، ویروسها و انگلها بوده، ولی خودتان از آن خبر نداشته باشید.

دلیل هجدهم گیاه خوار بودن انسان
بزاق انسان و دیگر گیاهخواران جهت آماده کردن مواد نشاسته ای برای هضم در دهان، دارای آمیلاز است، اما بزاق دهان گوشتخواران فاقد این ماده می باشد.

دلیل نوزدهم گیاه خوار بودن انسان
قسمت های مختلف گوشت بطور وحشتناکی از اسید ئوریک (اوره) برخوردار است مثلا یک کیلو گوشت گوساله دارای 30 گرین و یک کیلو جگر بیش از 40 گرین اسید ئوریک دارد، در وضعی که تمام اسید ئوریکی که بدن خود می سازد و دفع می کند در روز از طریق کلیه ها فقط 6 گرین می باشد و اضافه بر این مقدار کاری دشوار برای کلیه ها بوجود آورده شخص را به امراض گوناگون سخت که ناشی از تراکم اسیدئوریک در بدن باشد مبتلا می سازد. این بیماری ها تا وقتی مریض به خوردن گوشت ادامه می دهد هرگز دیده نشده که علاج قطعی داشته باشد.

دلیل بیستم گیاه خوار بودن انسان
چرندگان و پرندگان گیاهخوار همدیگر را می شناسند و به مهربانی در کنار یکدیگر می توانند زندگی کنند، مرغ و خروسها لابلای دست و پای گاو گوسفند بدون آنکه ترسی به خود راه بدهند می لولند و دنبال دانه می گردند، اما همینکه گرگ یا روباهی نزدیک شود به طور غریزی از آنجا می گریزند این حالت در انسان هم دیده شده که از حیوانات درنده فرار کند.

دلیل بیست و یکم گیاه خوار بودن انسان
دست های انسان که به گروه گیاهخواران تعلق دارد برای دریدن ساخته نشده است انگشتان دست او نشان میوه خوار بودن اوست، والا می بایست از پنجه هائی برنده و تیز بر خوردار باشد.

دلیل بیست و دوم گیاه خوار بودن انسان
کنترل حرارت بدن به دو طریق انجام می گیرد. یکی با عرق کردن و دیگری با آویختن زبان از دهان و تنفس های سریع. کلیه گیاهخواران از طریق اول با استفاده از مجراهای موجود در روی پوست خود و تمامی گوشتخواران به طریق دوم با در آوردن زبان و تنفس سریع اینکار را انجام می دهند مثل سگ و گرگ. عرق کردن در گیاهخواران باعث دفع طبیعی سموم احتمالی موجود در گیاهانی که گیاهخوار خورده خواهد شد و چنانچه انسانی از خوراک گوشتی استفاده کرده باشد چون میزان سموم و مواد زائد از میزان طبیعی بالاتر می رود، عرق تن او بد بو و متعفن خواهد گردید.

دلیل بیست و سوم گیاه خوار بودن انسان
گوشتخواران تقریباً ده برابر گیاهخواران جوهر نمک (اسید هیدروکلوریک) در بدن خود تولید می کنند که بیشتر در هضم قسمتهای استخوانی گوشت بکار گرفته می شود. و با توجه به میزان جوهر نمک در بدن آدمی هرگز نمی شود او را یک گوشتخوار به حساب آورد.

دلیل بیست و چهارم گیاه خوار بودن انسان
انسان می تواند در رژیم غذایی خود گوشت را به سادگی حذف کند و در این راستا ادعا می شود که رو به سلامت بیشتر هم خواهد گذاشت، ولی او هیچگاه نمی تواند غذای طبیعی خود را که گیاهان می باشد حذف کند و به زندگی ادامه دهد. این در حالیست که گوشتخواران می توانند بدون خوردن گیاه زندگی کنند و سالم باقی بمانند.


تنها با آجیل می‌توان تا آخر عمر سالم زنده ماند!
به گزارش ایمنا این پژوهشگران از دانشگاه کالیفرنیا اخیرا نتایج پژوهشی درباره آجیل‌هایی مانند بادام، گردو، پسته، فندق، بادام زمینی و تخمه آفتابگردان را منتشر کرده‌اند که طی آن مشخص شده تنها با خوردن این آجیل‌ها می‌توان تا آخر عمر سالم زنده ماند.
طی این تحقیق همچنین مشخص شده است که آجیل‌ها یکی از بهترین دوستان آقایان است زیرا که از بهترین مواد خوراکی برای پیشگیری علیه بیماری سرطان پروستات به شمار می‌آیند.
افزون بر این، آجیل‌ها منبع غنی ویتامین E هستند که برای پیشگیری از ابتلا به دیگر سرطانها هم بسیار مفید است.
گردو یکی از این آجیل ها خود به تنهایی ارزش غذایی برابر ماهی دارد و به دلیل داشتن روغن بسیار مفید امگا ۳ برای قلب انسان بسیار مفید است.
خوردن بیش از حد آجیل چاق می‌کند؟
پیش از این‌ها این گونه گفته می‌شد که در خوردن آجیل باید احتیاط کرد و افراط در آن باعث چاقی می‌شود.
باید گفت کاملا درست است که افراط در هر چیزی به نفع سلامت بدن نیست اما خوردن زیاد آجیل هر مشکلی ایجاد کند، موجب چاقی نمی‌شود. مقدار واقعی چربی آجیل، به طور کامل توسط روده جذب نمی‌شود و نیز به خاطر داشتن مقدار فراوان فیبر، حالت اشباع سریع صورت می‌گیرد و در نتیجه فرد کمتر دچار پرخوری می‌شود.
آجیل، سرشار از مواد مغذی است و دارای مقادیر فراوانی فیبر رژیمی می‌باشد. این مواد غذایی، دارای مقادیر فراوانی چربی اشباع نشده و مقدار کمی چربی اشباع شده هستند. آن‌ها همچنین دارای اسید فولیک، مس، منیزیم و ویتامین E هم هستند.
با خوردن حدود ۵۰ گرم آجیل در روز کلسترول بد خون، هشت تا دوازده درصد و ابتلا به سکته قلبی، تا ۵۰ درصد کاهش می‌یابد. کاهش احتمال ابتلا به سکته مغزی، کاهش پیشرفت دیابت نوع ۲‌، کاهش پیشرفت جنون و زوال عقل و نیز کاهش احتمال تشکیل سنگ صفرا، از جمله خواص مصرف آجیل هستند.

پیوندهای مفید گیاهخواری:

۱۳۹۰ آذر ۱۶, چهارشنبه

هویت آمریکایی: بر اساس عملکرد افراد است، نه قومیت!

باید از رفتارها و روشهای تفکر مردم کشورهایی که پیشرفته و صنعتی و مدرن هستند برای آبادانی کشور خودمان بهره بگیریم. وقتی مجموعه یک تفکر در کشوری باعث آبادی و پیشرفت و رفاه مردمان آن کشور شده است، باید در ترویج طرز تفکر مردم آن کشور بگوشیم تا ما هم به مرور زمان کشوری مدرن و صنعتی شویم! در سایت سفارتخانه مجازی آمریکا برای ایران، مقاله بسیار جالبی دیدم که می تواند برای کشور ما که از اقوام مختلف تشکیل شده است راه نجاتی باشد. در تنوع قومی در یک کشور رازی نهفته است که کشورهای آمریکا و کانادا و استرالیا و بسیاری از کشورهای اروپایی هر ساله با پذیرش مهاجران گوناگون از تمام ملیت های مختلف در صدد رسیدن به آن هستند تا جامعه ای چند فرهنگی در کشور خود خلق کنند، چیزی که در کشور ما به صورت طبیعی وجود داشته و ما ایرانیان مردمی از اقوام مختلف هستیم اما سیستم تفکر ما چندان نسبت به این پدیده مدرن نیست که امیدوارم با خوتندن این نوشتار بهبود پیدا نماید و قدر این نعمت خدادادی بزرگ را بیش از پیش بدانیم و در رشد و بالندگی گونه های انسانی مختلف در کشورمان بکوشیم!

از زمان پایه گذاری ایالات متحده در قرن هجدهم، آمریکایی ها هیچ گاه هویت نژادی، مذهبی، و قومی برایشان مطرح نبوده، بلکه ارزش ها و باورهای مشترک به صورت آزادی فردی توصیف کننده هویت شان بوده است.
 در سال 2000 میلادی، 35.9 درصد مردمی که در آمریکا زندگی می کرند خارج از آمریکا متولد شده بودند.
دفتر آمار ایالات متحده

در سال 1782، تقریباً شش سال بعد از اعلام استقلال ایالات متحده، "بنجامین فرانکلین" اطلاعات خاصی برای کسانی که به آمریکا مهاجرت می کردند بیان کرد. میان طیف گسترده عوامل و بازیگران بزرگِ تاریخی آمریکایی ها "بنیان گذاران" کشورشان را این گونه شناختند. فرانکلین به روش های مختلف بارزترین نماد یک آمریکایی بود: اگر جورج واشنگتن به طرز غیر دوستانه ای عالی نسب، توماس جفرسون کتابی، و جان اَدمز سرسخت بود، در عوض فرانکلین مخترع، اهل عمل، تاجر چاره جو، و فروگشای مدنی همیشه فعال بود. او بهتر از هر کسی می دانست که هم میهنانش (همان گونه که والتر مَک دوگالِ تاریخ شناس بعد ها آن ها را می نامد) ملتی کلاه بردار و فاسد بودند. در چنین سرزمینی، فرانکلین مهاجران آینده را تعلیم داد.

مردم نمی پرسند این غریبه کیست، یا چه کاره است؟ آنچه می پرسند این است که چه کار می تواند انجام دهد. اگر هنری دارد، به او خوش آمد می گوییم، و اگر به آن عمل کند و خوب رفتار کند، تمامی کسانی که او را می شناسند برایش احترام قائلند.

 اظهارات فرانکلین مورد توجه قرار گرفت: اوایل سال 1750،  تعداد مهاجران آلمانی از انگلیسی ها در بازار و مستعمره خانگی شان  پنسیلوانیا بیشتر بود. مهاجران آلمانی سخت کوش، مطیعِ قانون و کشاورزانی ماهر بودند. آن ها زمین را اصلاح کرده و  موجب رشد اقتصادی شدند. در سال 1790 زمانی که کنگره آمریکا اولین معیار ملی برای تابعیت شهروندی را معین کرد، هیچ گونه تست قومی، مذهبی، با سوادی، و یا دارائی نیاز نبود. فقط دو سال سابقه اقامت، سیرتی نیکو، و سوگند به تابعیت از قانون اساسی کافی بود. از آن جایی که هویت آمریکایی، آن گونه که فرانکلین آن را  درک کرد، بر اساس عملکرد و نگرش است و هویت قومی، مذهبی، و نژادی، آمریکایی ها از ساکنین دیگر کره زمین هم از لحاظ تعریف هویت شان و هم نحوه ی زندگی کردنشان متفاوت هستند. همان طور که محقق فرهنگی مارک پَچر نوشته است عضویت در اجتماع ملی آمریکا "تنها مستلزم تصمیم به آمریکایی شدن است."

این هویت مشترک آمریکایی کثرت گرایی را در برمی گیرد که فراتر از تقسیم بندی های نژادی، مذهبی، و قومی حرکت می کند. چنین هویتی همچنین مستلزم تعهد شدید مدنی به آزادی فردی است؛ تعهد به دولت نماینده یی که قدرت هایش محدود و به طور واضح تعریف شده است و به آزادی فردی احترام می گذارد.

کثرت گرایی یا هم گونگی؟
تصویر آمریکا از خود همیشه مانع یک تنش خلاق بین کثرت گرایی و هم گونگی  بوده است. از یک سو،  مهاجران به طور سنتی باید خودشان را در "آش شله قلمکار"  آمریکایی غرق می کردند، استعاره ای که ایزریل زنگویلِ نمایش نامه نویس در نمایش آش شله قلمکار(1) به زبان ساده بیان می کند. در این نمایش یکی از شخصیت ها اظهار می کند:
بدانید که آمریکا کوره سخت خداوند است، دیگ بزرگی که در آن تمام نژادهای اروپایی در آن ذوب می شوند و شکل می گیرند! پرچم صلحی است برای دعواهای خانوادگی و نزاهای کش دارتان! آلمانی ها و فرانسوی ها، ایرلندی ها و انگلیسی ها، یهودی ها و روس ها— در این کوره از همه  شما! خداوند آمریکایی می سازد.

 احساسات زنگویل چیز جدیدی نبود.  با برگشت به گذشته دور، در سال 1782 گذشته که برگردیم در سال 1782، جی هِکتور سنت جان کِرِوِکور، فرانسوی مهاجر و مشاهده گر ریز بین زندگی آمریکایی ها هم وطن هایش را این گونه توصیف می کند:

مخلوطی از انگلیسی ها، اسکاتلندی ها، ایرلندی ها، فرانسوی ها، هلندی ها، آلمان ها، و سوئدی ها . . . آن وقت این انسان جدید آمریکایی چیست؟ او نه اروپایی ست نه زاده ی یک اروپایی؛ بنابراین این ترکیب عجیب خون را در هیچ کشور دیگری پیدا نمی کنید. من می توانم برای شما خانواده ای را نام ببرم که پدربزرگش انگلیسی، همسرش هلندی، و پسرش شوهرِ یک زن فرانسوی ست، و چهار فرزندشان همسرهایشان از ملیت های مختلف هستند. او یک آمریکایی ست . . . که تمامی تعصبات کهنه و منش های فرسوده اش را پشت سر گذاشته . . .

  در این آش شله قلمکار همواره یک نوع رقابت وجود داشته است، طوری که گروه های مهاجر یکی پس از دیگری تا حدی تمایز خاص خودشان را حفظ کردند و این خود موجب غنی شدن تمامیت آمریکایی شد. در سال 1918 روشنفکر مردمی رندولف بورن به دنبال "آمریکای چند ملیتی" بود. بورن استدلال می کند: استعمارگران اولیه ی انگلیسی، "نیامدند تا در یک آش شله قلمکار آمریکایی هم خون شوند . . . آن ها آمدند تا آزادانه آن گونه که می خواستند زندگی کنند . . . و برای خودشان در سرزمینی نو ثروتی دست و پا کنند." او ادامه می دهد و می گوید مهاجران بعدی آمریکا، در یک نوع آمریکایی شدگی هم سان، "بی رنگ و بی طعم" حل نشدند بلکه هر کدام خصوصیات متمایز خودشان را به تمامیت بزرگتر آمریکایی اضافه کردند.

 تعادل بین آش شله قلمکار و عقاید چند ملیتی تحت تأثیر زمان و شرایط تغیر می کند، این در حالی است که هیچکدام بر دیگری برتری نمی یابند.  بدون شک، آمریکایی ها تصویر خودشان را طیفی از نژادها، آیین ها، و رنگ های گوناگون می دانند. تصاویر سینمایی محبوب را در نظر بگیرید که سربازان آمریکایی را در حال مبارزه در جنگ جهانی دوم به نمایش می کشید.  یکی از کلیشه های هالیوود رسته هایی بود که در آن یک پسر روستایی از آیوا، یک یهودی از بروکلین، یک کارگر لهستانی آسیاب از شیکاگو، یک جنگلبان آپالاچی، و دیگر مثال های متنوع مردانگی آمریکایی اواسط قرن بیست در آن بودند.  در ابتدا تلاش می کنند تا به تفاوت هایشان غلبه کنند، اما در انتهای فیلم به عنوان آمریکایی با هم پیوند می خورند. زندگی واقعی می توانست پیچیده تر باشد از آن جایی که سرباز سیاه پوست در یک یگان جداشده خدمت می کرد. با این وجود، این قبیل فیلم ها هویت آمریکایی که آمریکایی ها به آن اعتقاد داشتند به نمایش می گذاشتند، یا می¬خواستند که این گونه باشد.

 فردگرایی و رواداری
اگرچه هویت آمریکایی تمامی مردم را در آغوش می کشد، اما برای آن ها مجموعه گسترده ای از فرصت ها فراهم می کند تا خودشان را بسازنند یا بازسازی کنند. در طول تاریخ آمریکایی ها تلاش هایی که در جهت تجارت "موروثی" از قبیل ثروت به ارث رسیده یا موقعیت اجتماعی بوده محکوم کردند. ماده یک قانون اساسی آمریکا دولت را از اهدای لقب نجیب زادگی باز می دارد، و آن هایی که حالت برتری نسبت به همنوع ها نشان را رایج می کنند به دلیل" ژست گرفتن" و یا حتی بدتر توبیخ می شوند. 

 آمریکایی ها در عوض مرد یا زن خود ساخته را ستایش می کنند، به ویژه اگر بر موانع بزرگی در راه  موفقیت فائق آمده باشند.  نویسنده آمریکایی اواخر قرن نوزده هوریشیو الجر(2)، که از لحاظ دایره المعارف بریتانیکا به عنوان تأثیرگذارترین نویسنده آمریکایی نسل خود شناخته شده است، این عقیده را در بسیاری از داستان هایش که در آن فقرا با تلاش ثروتمند می شوند متجلی می کند. داستان هایی که در آن پسربچه هایی که کفش واکس می زنند، و یا بچه های ولگرد رشد می کنند، و به خاطر آرمان، استعداد، و پشت کارشان به شهرت و ثروت می رسند.

در آمریکا، افراد تعریف شخصی ای از موفقیت دارند. می تواند موفقیت مالی باشد- و بسیاری از آن ها از دانشکده استعفا کرده اند  و به امید خلق کردن گوگل ، مایکروسافت، و یا رایانه اَپل بعدی در پارکینگ های والدینشان مشغول به فعالیت  هستند. دیگران ممکن است به دنبال لذت پیروزی و جایزه در میدان ورزش باشند، یا خلق موسیقی و هنر، یا تربیت یک خانواده دوست داشتنی در خانه. از آن جایی که آمریکایی ها محدودیت را رد می کنند، هویت ملی آن ها محدود به رنگ پوست، اصالت خانوادگی، و یا پرستشگاه  محدود نیست و نمی تواند باشد.

آمریکایی ها باورهای سیاسی مختلفی دارند، آن ها (اغلب به طور افراطی) زندگی جدا از هم و یا پراکنده را می پسندند، و تأکید به آزادی گسترده فردی دارند، اما آن ها تمام این موارد را با یک نوع رواداری دوطرفه قابل توجهی لحاظ می کنند. یکی از دلایل آن وضعیت نمایندگی دولت است: هیچ شهروندی با تمامی تصمیمات دولت موافقت نمی کند؛ آن ها آگاهند که می توانند این سیاست ها را وارونه کنند، و این کار از طریق متقاعد کردن همشهری هایشان در انتخابات بعدی صورت می گیرد.

دلیل دیگر آن ضمانت های قدرتمندی است که از حقوق آمریکایی ها در برابر دولت حمایت می کند و اجازه تندروی به دولت نمی دهد. به محض این که قانون اساسی آمریکا تصویب شد، آمریکایی ها خواستار منشور حقوق شده و آن را به دست آوردند: 10 تبصره قانون اساسی  از حقوق بنیادی حمایت می کند.

نمی توان تصویر خاصی از یک آمریکایی داشت. از هیئت موسسان قانون اساسی آمریکا که قدرتمند بودند و کلاه گیس به سر داشتند، تا تایگر وودز که یک قهرمان گلف چند نژادی است، آمریکایی ها یک هویت مشترک دارند و آن بر پایه آزادی بنا شده است. آزادی که همواره توأم با احترام به حقوق دیگران است، آزادی که به آن ها اجازه می دهد که آن گونه که انتخاب می کنند زندگی کنند. نتیجه این آزادی می تواند گیج کننده، فکر برانگیز و یا الهام کننده باشد. بزرگترین ستاره  هیپ هاپ کامبوج در کالیفرنیای جنوبی زندگی می کند. (یک کامبوجی- آمریکایی که با نام "پراچ" شناخته می شود.) والت ویتمن (3)، ملی ترین شاعری که آمریکا تا به حال به خود دیده، از این مسأله شگفت زده نمی شد. او درباره ملت اش می نویسد:" بزرگ هستم و از انبوهِ خلق را در بر دارم."
مایکل جِی فریدمَن
مایکل جی فریدمن تاریخ شناس و نویسنده در دفتر برنامه های اطلاعات بین الملی  وزارت امور خارجه ایالات متحده است.

۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

شبکه پارسی نشنال جئوگرافیک راهی به سوی آگاهی های نوین در سراسر جامعه ماست، آن را تا می توانید تبلیغ کنید!


 ایرانیان عزیز، راه حل اساسی آبادی ایران ما به جز غُرغُر کردن و بد و بیراه گفتن به خودمان، در این است که تا می توانیم دانشها و ابزارهای نوینی را که توسط بشر بعد از سال 2000 میلادی کشف و عرضه شده را در سراسر جامعه شهری و روستایی کشورمان آموزش و گسترش دهیم. یکی دیگر از ابزارهای قوی برای این کار علاوه بر اینترنت، شبکه ماهواره ای تازه تاسیس نشنال جئوگرافیک می باشد!

تمرکز اصلی این شبکه بر روی پوشش دادن مستندهای بسیار حرفه ای در ارتباط با فناوری ها و دستاوردهای علمی جدید هست، و این همان همان چیزی است که علوم قدیمی که باعث بدبختی و سیاهی و تباهی جامعه امروز ماست را به چالش می کشد!
بنابراین خودتان را عادت دهید تا هرکجا دوست و آشنایی می بینید، او را به سمت این دریچه جدید رهایی از جهل و خرافات راهنمایی کنید و تماشای این شبکه ماهواره ای را به او گوشزد کنید.

فرکانس جدید شبکه National Geographic به زبان پارسی:
سیمبل‌ریت : 27500
فیس بوک: http://www.facebook.com/natgeofarsi
توئیتر: http://twitter.com/natgeofarsi
وب سایت: http://natgeotv.com/farsi

در کل بیایید زندگی خود را وقف گسترش دانش های نوین که در 10 سال گذشته از زمانی که در آن هستیم به وجود آمده اند بکنیم! حال در هر زمانه ای که زندگی می کنیم، علوم و کتب قدیمی را رها کرده و به موزه ها بسپاریم و فکر و ذهن و تمرکز خود را بگذاریم برای گسترش دانشهایی که تنها کمتر از 10 سال از پیدایش آنها می گذرد!
چگونه است که الان به هیچ وجه از ویندوز 95 که محصول سال 1995 میلادی بود دیگر به هیچ وجه در کامپیوترهای خود  استفاده نمی کنیم و سراغش هم نمی رویم و به جایش ویندوز 7 که محصول دو سه سال اخیر است استفاده می کنیم، به همین ترتیب هم علوم و کتاب ها و تفکرات قدیمی را بازنشست کنیم و در ترویج و گسترش علوم و فناوریهای کاملا جدید و به روز بکوشیم تا مردمی مدرن با سطح دانش بالا جهت خلق ایرانی جدید تولید کنیم! و صد البته این کار باید همزمان در شهرها و روستاهای ایران دنبال شود! 
ما باید مردم روستاها را هم تمام و کمال نجات بدهیم! حتی روستاهای صعب العبور، اینترنت، لپ تاپ و ماهواره باید در زندگی تک تک ایرانیان وارد شود! هیچ عذر و بهانه ای قابل قبول نیست! اگر یک همت بلند و عزم و اراده پولادین به کار ببریم در کمتر از دو سال تکنولوژی و دانش های نوین زندگی همه ما را مدرن خواهند کرد!

من چند پیشنهاد به شما دارم:
1- دوستان خود را وادار کنید یک دستگاه ماهواره خریداری کنند! اصلا آنرا ببرید توی سیستم چشم و هم چشمی بازی! کاری کنید که اگر دوست شما ماهواره در منزل ندارد خجالت زده بشود و همین فردا برود یک دستگاه دریافت امواج ماهواره بخرد!

2- در روش سنتی هدیه دادن به دوستان و آشنایان خود تجدید نظر کنید و به جای هدیه دادن طلا و انگشتر و وسایل آشپزخانه و از این چیزهایی که عنصر آگاهی بخشی در آن وجود ندارد، یک دستگاه ریسیور ارزشمند ماهواره، یا یک لپ تاپ 10 یا 12 اینچی به دوستان و آشنایان خود هدیه بدهید!

3- تبلیغ دهان به دهان برای استفاده مردم از ماهواره، اینترنت و لپتاپ بکنید! همه جا از این وسایل حرف بزنید! آنقدر بگویید تا اطرافیانتان خجالت زده شده و در فکر تهیه این ابزارها برای خود وخانواده شان شوند!

4- بروید با ثروتمندانی که می شناسید صحبت کنید و وادارشان کنید که بخش اندکی از پولهای خود را به اشتراک عمومی بگذارند و فرضا برای نوجوانان روستاها لپ تاپ رایگان بخرند! مثلا اینجوری: فلانی این ثروتت را بیا بخش کوچکیش را خرج آگاهی مردم هم بکن! بیا بریم یک روستایی من می شناسم برای بچه های مدرسه این روستا 20 عدد لپ تاپ رایگان بخر هدیه بده! تو که 150 میلیون بیشتر توی حساب پس اندازت هست! 5 میلیون تومنش را خرج خریدن لپ تاپ های 10 یا 12 اینچی برای بچه های این روستا بکن!
آنقدر سماجت کنید و این فرد ثروتمند را در مقابل عمل انجام شده قرار دهید تا بالاخره راضی به انجام این کار شود!

5- هفته ای یک ساعت را به آموزش اطرافیان خود اختصاص دهید و به آنها کار با کامپیوتر، اینترنت، فیلترشکن و ماهواره را آموزش حضوری بدهید! هر هفته این برنامه را با افراد مختلف تکرار کنید بعد ببینید چه رضایت خاطری سراسر وجود شما را فرا خواهد گرفت!
فراموش نکنید این ذهن های مردم هست که آینده یک کشور را میسازد! پس تا می توانید علوم و فناوری های جدید را به اذهان مردم پیوند بزنید و منتظر ظهور ایرانی جدید با ایرانیان دلنشین تری در سالهای آینده باشید!

۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

راهنمای سریع و آسان تشخیص کشورهای پیشرفته از کشورهای عقب مانده

امروزه سران کشورهای زیادی ادعای پیشرفته بودن خود را دارند و حتی برخی از آنها ادعا می کنند که آنقدر پیشرفته شده اند که می توانند دنیا را هم مدیریت کنند! اما از آنجایی که عصر ما دوران ظهور دجالان و دروغگویان بزرگ است، در اینجا روش بسیار ساده ای را معرفی خواهیم کرد تا زمانیکه قدم به یک کشور فرضی گذاشتید بدون اینکه تحت تاثیر پروپاگاندای دولت آن کشور قرار بگیرید، متوجه شوید که آیا آن کشور، کشورِ پیشرفته ایست یا همه حرف های سیاست مداران آنها تماما یک بلوف سیاسیست و آن کشور، کشور عقب مانده ایست، اما سیاست مدارانش می کوشند با جوسازی و تبلیغات دروغین کشورشان را نزد مردم آن کشور و مردم جهان پیشرفته نشان دهند.
پروپاگاندا در لغت به معنای تبلیغات است و در معنای اصطلاحی عبارت است از: كوشش برای ترویج نظرات خاص سیاسی از طریق بیان گزارش‌های غیر واقعی به قصد تأثیرگذاشتن بر ذهن مخاطب و ترغیب به رفتار خاص. این عمل بوسیله دولت‌ها و احزاب و گروه‌ها صورت می‌گیرد و هدف اصلی آن جهت‌دهی افكار عمومی و القاء اندیشه‌ها و افكار خاص و مقبولیت بخشی عملكردها در نزد توده‌های مردم و افكار جهانیان است.
کلید راهنمای سریع شناخت کشورهای پیشرفته در یک نگاه:
انگورداران موقع آبیاری باغ انگور خود، همیشه برای آنکه بفهمند آیا کارگر باغ همه کرت های انگور را به اندازه کافی آب داده است یا نه، تماما به انتهای کرت های انگور و میزان ارتفاع آب در انتهای کرت ها توجه می کنند. توجیهشان هم این هست که اگر ارتفاع آب در انتهای هر کرت تا سطح کرت بالا آمده و خیس شده باشد، نتیجه آن است که همه قسمتهای ابتدایی و وسط آن کرت کاملا سیراب شده است!
چقدر این توجیه برای یافتن سریع اینکه یک کشور پیشرفته است یا خیر، به کار ما می آید!
با توجه به مثال بالا، امروزه کشورهایی پیشرفته هستند که در آنها بودجه های زیادی خرج مسائل به ظاهر بی اهمیت و ناچیز شده باشد. آن هم مواردی که همیشه در انتهای لیست توجه قرار می گیرند. امروزه در تمامی کشورهای پیش رفته جهان بی اهمیت ترین چیزها هم با بودجه های کلان آبیاری شده و سیراب شده اند.

چرا توجه به موارد پیش پا افتاده برای تشخیص پیشرفته بودن یک کشور مورد حائز اهمیت ویژه هست؟
چون زمانی که بودجه برای کارهای ابتدایی و در ظاهر بی ارزش، فراوان رسیده باشد و آن کارها به نحو احسنت اجرا شده باشند، نتیجه می توان گرفت در آن کشور کارها و امورات بزرگ و پایه ای و حیاتی دیگر نیز به درستی انجام شده است که کار به موارد بی اهمیت هم رسیده است.
در نتیجه در چنین مملکتی بنیان بسیاری از امور بر درستی چیده شده و همه چیز سر جای خودش به صورت مرتب مشغول خدمت رسانی به شهروندان در راستای لذت بردن آنها از زندگی است.

در زیر برای نمونه به چند تست آسان برای شناسایی سریع کشورهای پیشرفته اشاره می کنیم:

1- در تمامی کشورهای پیشرفته دنیا توالت های عمومی با بهترین امکانات ساخته می شوند.
مخصوصا توالت های عمومی در جاده های بین شهری. کشوری که بودجه هایش آنقدر زیاد بوده که مدرن ترین توالت های عمومی را برای مردمش ساخته صد درصد بهترین پل ها و تونل ها و مترو ها و جاده ها و فرودگاه ها و امکانات رفاهی دیگر را هم برای مردمانش تامین کرده است که بودجه برای ساخت چنین توالت های عمومی مدرنی به اندازه کافی آورده است.
توالت مردانه در پارک دانشجوی تهران:
سرویس توالت یک مسجد:
سرویس غیر بهداشتی دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی اهواز:
این توالت های ایرانی که در بالا می بینید را مقایسه کنید با یک توالت عمومی در سوئیس:
و همچنین یک توالت عمومی باشکوه! در لندن:
پس اگر در کشوری قدم گذاشتید که در آن توالت های عمومی شیک و مدرن و زیبا، بدور از بوی تعفن و کثافت به وفور دیده می شد بدانید که آن کشور کاملا مدرن و پیشرفته است که کار به ساخت چنین توالت هایی در آن رسیده است.

2- در تمامی کشورهای پیشرفته دنیا جوی آب خیابان ها کاملا تمییز و بدور از کثافات و لجن و بوی بد هستند.
جوی آب کنار خیابان از آن مواردیست که در کشورهای عقب افتاده توجه به آنها اصلا محلی از اعراب ندارد اما در کشورهای پیشرفته کاملا به آنها توجه می شود، چون محل گذر روزانه تمام شهروندان است و اگر بوی کثافت و تعفن از آنها بیرون بزند با سلامت جسمی و روانی شهروندان بازی می کند.
پس اگر در خیابان های کشوری قدم گذاشتید و جوی آب کنار خیابان های آن کثیف و متعفن نبود بدانید آن کشور دارای سیستم پیشرفته ای بوده است که کار به ساخت چنین جوی آب های تمییز و روان و بدور از بوی گند رسیده است!

این مثال آنقدر عالی است که عکس آن هم کاملا صدق می کند:
اگر در کشوری قدم می زدید که بوی گند و تعفن از بیشتر جوی آب های کنار خیابان های آن بیرون می آمد، بدانید که این بوی تعفن از سیاست و فرهنگ و مذهب و هر چیز دیگر آن کشور نیز به مشام می رسد!

3- در کشورهای پیشرفته دنیا حیوانات دارای راحت ترین زندگی هستند.
مملکتی که در آن حیوانات آرامش دارند، دولت مردانش آنقدر آسایش برای انسان ها فراهم کرده اند که نوبت به حیوانات آن دیار هم رسیده است!
در کشور ما برای ختنه سوران بچه، ازدواج، به دنیا آمدن فرزند، خرید ماشین، خرید خانه، شکستن طلسم، عید قربان، مکه رفتن، عمره رفتن، زیارت کربلا و مشهد رفتن و ... گوسفندان را بیخود و بی جهت قربانی کرده و حیف و میل می کنند:


دردناک تر آنکه در کشور ما بیشترین گوسفند برای دفع بلا قربانی می شود، در صورتی بیشترین حوادث ناگوار در کشور ما اتفاق می افتد و هیچ کدام از آن گوسفند ها هم نمی توانند با کشته شدن جلوی این حوادث را بگیرند!

تازه این عمل را هم در مدارس با نام فرهنگ اشاعه می دهند!:
به گزارش روابط عمومی آموزش و پرورش برای اولین بار طی مراسمی دانش آموزان و معلمان مدرسه راهنمایی دخترانه شهید خدادادیان شهر بابک با ذبح گوسفندان و قرائت دعا به استقبال عید سعید قربان رفتند:
در این مراسم که مدیر آموزش و پرورش، رئیس اداره ارشاد اسلامی و اعضاء شورای آموزش و پرورش و دبیران آموزشگاه حضور داشتند. حجت الاسلام مؤمنی مدیر آموزش و پرورش هدف از برگزاری این مراسم را آشنایی دانش آموزان با مراسم و مناسک حج ابراهیمی، سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان(عج) و ترویج فرهنگ خیرات ذکر کرد و پیرامون فلسفه حج و عید قربان مطالبی ایراد نمود!
علاوه بر این در سیاست هم از قربانی کردن گوسفندان برای کوباندن مشت محکم به دهان دشمنان استفاده می کنند:
عکس: قربانی گوسفند برای سلامتی احمدی نژاد از شر دشمنان داخلی و خارجی!
و با آن چهره خیابان ها را تبدیل به مناطق جنگ زده می کنیم:
تصاویری از کثافت کاری مردم ما در ملا عام!:
انتقال فرهنگ حیوان آزاری از نسلی به نسل دیگر:ترکمن صحرا:
به هر کسی هم که این موضوع را گوشزد کنیم می گوید نگاهی به آبگوشت ناهارت بیانداز!واقعیت این است که کشتار در کشتارگاه ها با قربانی کردن این گوسفندها برای مقاصدی نظیر عروسی و ختنه سوران و حاجی خوران به هیچ وجه متوقف نمی شود و سر جای خودش برقرار است. و تنها اتفاقی که می افتد این است که این حیوانات قربانی رسوم مزخرف و خرافات قرون وسطایی برخی مردم ما می شوند. نوعی حیوان آزاری مقدس!
به خنده کثیف این پیرزن نگاه کنید چگونه از آزردن این حیوان دارد لذت می برد!:

انجمن حمایت از حیوانات استرالیا: ارسال دام زنده برای عید قربان ظلم به حیوانات است.
انجمن حمایت از حیوانات ارسال دام زنده (گوسفند) را به کشورهای خاورمیانه برای عید قربان را عملی ضد انسانی دانست و گفت بسیاری از این حیوانات در شرایط بسیار سختی روزهای متوالی در سفرند و به صورت بسیار وحشیانه و درحالیکه کاملا هوشیارند گردنشان بریده میشود. این کار نه تنها عملی کاملا ضداخلاقی است بلکه هیچ سودی نیز به همراه ندارد.
موارد نقض حقوق حیوانات در کشور ما بی شمار است:

- گربه ایرانی معروف ترین نوع گربه در دنیاست و با قیمت های گزافی در دنیا خرید و فروش می شوند. اما وضعیت گربه های ساکن ایران بسیار اسفناک است و اگر زیر ضربات دمپایی و سنگ و تفنگ بادی بچه محل ها نمیرند حتما ماشین ها آنها را زیر خواهند گرفت تا بمیرند:

- یوزپلنگ های ایرانی شاید تعدادشان به سختی به 100 عدد برسد. اما روز نیست که آمار تلف شدن این حیوانات ساکن ایران را در اخبار روزنامه ها نخوانیم:

مادر دو توله یوزپلنگ کشته شده در توران که بر اثر حادثه رانندگی در جاده تهران - مشهد کشته شده بودند یک روز پس از مرگ آنها در همان منطقه و در حالی که در جستجوی فرزندانش سرگردان بود در حادثه ای مشابه کشته شد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از دبیرخانه پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ، این یوزپلنگ ماده یک روز پس از کشته شدن توله هایش در شب جمعه هفته گذشته در منطقه عباس آباد توران در جاده تهران – مشهد، خود را به محل حادثه رساند تا توله های سه ماهه اش را بیابد، اما این جستجوی بی حاصل نتیجه ای نداشت و او نیز خود به سرنوشت توله هایش دچار شد.بیشتر بخوانید 1 ... بیشتر بخوانید 2 ... بیشتر بخوانید 3

تصویری از یک یوزپلنگ ایرانی کشته شده که چند ایرانی غیور دست و پایش را لابد به قصد خنده و تفریح بریده اند!!!:
قتل فجیع دو قلاده خرس قهوه ای در سفیدکوه
خرم آباد - خبرگزاری مهر: مرگ فجیع دو قلاده خرس قهوه ای در لرستان در حالیکه روند انقراض خرسها در زاگرس به نقطه هشدار رسیده در روزهای اخیر دوستداران محیط زیست را در شوک فرو برده است. به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، شکار گونه های منحصر به فرد حیات وحش در زیستگاههای بی نظیر زاگرس متاسفانه با روند افزایشی رو به رو است که مقابله با این روند نیازمند همکاری همه دستگاهها با محیط زیست می باشد. انتشار فیلم و تصاویری از قتل و کشتار دو قلاده خرس قهوه ای به طرز تاسف باری در منطقه حفاظت شده سفید کوه خرم آباد موجب جریحه دار شدن احساسات دوستدارن محیط زیست شده است.
شکارچیان زبان حیوانات بی پناه را بریدند!
در فیلم هایی که شکارچیان از عمل خشونت بار خود تهیه کرده اند پس از قتل این دو قلاده خرس آنها اقدام به بریدن زبان خرس ماده و توله آن می کنند که انتشار این فیلم ها در قالب بلوتوث در سطح جامعه موجب نگرانی دوستداران حیات وحش شده است.
قضیه بسیار وحشتناک تر از آن چیزیست که فکرش را بکنید:
وضعیت زندگی دردناک گنجشک های ایرانی در تصاویر بالا را با زندگی شیک و مدرن گنجشک ها در کشورهای اروپایی مقایسه کنید!!!:

می بینید چه جالب زندگی حیوانات در ایران هم شبیه زندگی انسان ها در ایران است و همیشه با تلفات شدید همراه است!پس هرگاه دیدید در کشوری به حیوانات ارزش می گذارند و آنها را به عناوین مذهبی و سرگرمی و غیره آزار نمی دهند و محل پرورش آرام و بی سر و صدایی برای زندگی آنها هست، بدانید آن کشور، کشوریست که مردمان در آن لذت بی نهایت از زندگی خویش می برند که کار به آسایش حیوانات هم رسیده است. مملکتی که حیوانات در آن آرامش ندارند محال است که انسانهایش در آرامش باشند و متعاقب آن، آن کشور، کشورِ پیشرفته ای باشد! محال است.

4- در کشورهای پیشرفته دنیا، عامه مردم پای ثابت سینما و کنسرت و تئاتر رفتن هستند.
اصولا عامه مردم زمانی وقت برای سینما رفتن و کنسرت دیدن و تماشای تئاتر دارند که زندگی مادی شان مرفه باشد! (امیدوارم یاد جمله ای معروف از دهان شخصی منحوس نیافتاده باشید!)
پس در هر کشوری که دیدید مردم عادی صف های طویل را به جای صف شیر و گوشت و پنیر، در سینماها و تئاترها و کنسرت های موسیقی بسته بودند، بدانید آنجا مملکت پیشرفته و آبادیست که کار مردمانش به اینجا رسیده است.

5- مردم کشورهای پیشرفته در خیابان آب دهان و بینی خود را پرت نمی کنند.
این مورد بالاترین سطح شعور و فرهنگ سازی در یک کشور را می رساند. کشوری که در آن مردمان به این سطح از شعور و فرهنگ رسیده اند که خیابان و پیاده روی محل عبور دیگران، جای انداختن آب دهان و بینی نیست مسلما بسیاری از ناهنجاری های فرهنگی دیگر را برای خود حل کرده که به اینجا رسیده است. و صد البته دولتشان برای رسیدن به این درجه از شعور و آگاهی بین مردمان، هزینه های هنگفتی را برای این فرهنگ سازی خرج کرده است.
پس اگر در خیابان های کشوری قدم می زدید و به هیچ وجه در آن آب بینی و دهان انسانی پیدا نکردید، بدانید شما در حال قدم زدن در خیابان یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا هستید!

6- زنان کشورهای پیشرفته لباس های با رنگ شاد می پوشند و رنگ های تیره در آنها کمتر دیده می شود.
در اینباره من حرفی نمی زنم و قضاوت را بر عهده خود شما می گذارم:
رد خور ندارد شما کشور پیشرفته ای را در دنیا پیدا کنید که بالای 80 درصد زنان آن کشور لباس های مشکی بپوشند! محال است.
پس اگر کشوری را دیدید که در آن زن ها لباس های شاد و رنگارنگ پوشیده و آراسته و مرتب هستند بدانید آنقدر برای فرهنگ آن کشور برنامه ریزی شده و پول خرج کرده اند تا به این مرحله رسیده اند. پس 100 درصد در موارد حیاتی و زیر بنایی دیگر هم به چنین موفقیت هایی رسیده اند و آن کشور پیشرفته و آبادی است.

7- وجود تیر برق در خیابان و کوچه ها!
اصولا وجود تیرهای سیم کشی برق در خیابان ها و کوچه ها یکی از نشانه های بارز آن است که شما به یک کشور عقب افتاده وارد شده اید! چرا که شما در کشورهای پیشرفته چنین صحنه هایی که سیم های برق در خیابان درون هم پیچیده باشند را ملاحظه نمی کنید چون سیمهای برق از زیر زمین کشیده شده اند و نیازی به هوا کردن صدها هزار تیر برق در خیابان ها و کوچه های کشورهای پیشرفته نیست!


موارد این چنینی برای بررسی صحت ادعای سران یک کشور در پیشرفته بودن آن کشور بسیار زیادند.

مواردی نظیر:
- درصد افرادی که به اینترنت پر سرعت بالای 1 مگ دسترسی دارند،
- تعداد کتابخانه های عمومی در شهرها،
- تعداد پارک های مخصوص کودکان در شهرها،
- متوسط تعداد صندلی های کنار هر خیابان برای استراحت،

یا این پرسش ها که:
- آیا دسترسی رایگان به اینترنت بی سیم پر سرعت در همه خیابان های شهرها مقدور است؟
- آیا مجتمع های مسکونی در آن کشور همگی دارای استخر، سالن بدن سازی، زمین تنیس و سالن مطالعه در درون خود هستند؟!
- آیا دیوارهای شهرهای آن کشور تمییزند یا مملو از کاغذ های تبلیغاتی پاره ای هستند که بر روی آنها چسبانده شده اند؟
و ...

این موارد در کشورهای عقب مانده موارد کاملا بی اهمیتی هستند که در کشورهای پیشرفته بی نهایت حائز اهمیت هستند و می توان از این تست های آسان برای بررسی سریع اینکه بفهمیم آیا واقعا یک کشور پیشرفته است یا خیر، به کار ببریم و گول حرف های مفت سیاست مداران دغل باز دروغگوی دجال بی شرف را نخوریم!