ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

گنجینه ای بی همتا از نقل قول های ارزشمند درباره دموکراسی، آزادی و عدالت جهت تکثیر انبوه

يک ضرب المثل فرانسوي مي گويد: "اين کتب قطور نيستند که باعث انقلاب ها مي شوند بلکه بايد از جزوه هاي کوچک چند خطي ترسيد!"
در این راستا تعدادی از نقل قول های کوتاه ولی بسیار ارزشمند برای دموکراسی و آزادی و عدالت را که در وب سایت توانا (آموزشکده الکترونیکی برای جامعه‌ مدنی ایران) نمایش داده می شود، در کنار هم جمع آوری کردیم. این نقل قول ها می توانند ذهن های همگان را درگیر تامل و اندیشیدن درباره دموکراسی و آزادی و فواید آنها کنند.
شما می توانید در فرصت های مناسب برای پخش این نقل قول های ارزشمند بین دوستانتان از طریق اس ام اس، یاهو مسنجر، فیس بوک، توئیتر، فرندفید، ایمیل و ... اقدام نمایید. لزومی ندارد که همه این نقل قول ها را یکجا برای دوستانتان ارسال کنید. بلکه تک تک و به مرور زمان پخش کردن آنها می تواند اثر بهتر و موثرتری داشته باشد. در ضمن استفاده از این نقل قول ها در تهیه شب نامه ها هم توصیه می شود.

درباره وب سایت توانا:
"توانا" فضای آموزشی الکترونیکی به زبان‌های انگلیسی و فارسی برای فعالان مدنی ایرانی است. "توانا" از طریق همکاری با دانشگاه‌های بین المللی و سازمان‌های آموزش مدنی و ارتباط نزدیک با محققان و دانشگاهیان و رهبران مدنی پیشگام ایرانی از اینترنت برای تقویت جامعه مدنی ایران بهره می گیرد. "توانا" دروس آموزشی الکترونیکی و نیز مطالعات موردی مربوط به مبارزات مدنی جهانی (تجربه ها)، مصاحبه‌های ویدیویی با رهبران مدنی، یک کتابخانه‌ شامل منابع مربوطه، مواد عرضه شده در رسانه‌ها در حوزه تحولات جامعه مدنی ایران و نیز خبرنامه الکترونیکی با منابع مربوط به فعالیت مدنی و مطالبی دیگر را عرضه می کند. چشم اندازی که "توانا" دنبال می کند یک جامعه‌ باز و آزاد در ایران است که هر ایرانی در آن از برابری، عدالت، و گستره‌ کاملی از آزادی‌های مدنی و سیاسی برخوردار است.

نقل قول های ارزشمند درباره دموکراسی، آزادی و عدالت جهت تکثیر انبوه:


گوهر 1:
بی عدالتی در هر کجا که باشد تهدیدی برای عدالت در جاهای دیگر است. هر کسی مسئولیت اخلاقی دارد که قوانین نا عادلانه را رعایت نکند.
دکتر مارتین لوترکینگ


گوهر 2:
دولتی که حقوقِ پایه‌ایِ شهروندان‌اش را پایمال کند٬ برای همسایگان‌اش نیز خطرناک است: فرمانرواییِ خودسرانه در داخل در روابطِ خارجی نیز بازتابِ خودسرانه دارد. بستنِ زبانِ مردم٬ بستنِ راه‌هایِ رقابتِ همگانی بر سرِ قدرت و به میدان آمدنِ همگانیِ بر سرِ آن٬ سبب می شود که قدرتِ دولتی هر سلاحی را که لازم بداند به کار بَرَد... دولتی که از دروغ‌ گفتن به مردمِ خود پروا نداشته باشد٬ از دروغ گفتن به دولت‌های دیگر پروا نخواهد داشت.
واتسلاف هاول


گوهر 3:
در آستانه‌یِ قرنِ بیست و یکم وظیفه‌یِ ما این است: همبستگی با ناتوانان، آزُردگان، تنهایان، بیماران، و نومیدان. راهِ این کار دادنِ معنایی شریف و انسانی به جماعتی ست که تمامیِ هموندانِ آن خود را نه با نامِ خود بلکه با نامِ دیگران می‌شناسانند.
الی وایزل


گوهر 4:

آزادی واژه‌ای ست یکپارچه. اگر بخواهیم از آن بهره ور باشیم٬ باید همه را در برگیرد٬ خواه توانگر باشد خواه تهیدست٬ با ما همرای باشد یا نباشد٬ از هر نژاد٬ با هر رنگِ پوست‌.
وندل ویلکی


گوهر 5:

زندگیِ بی‌آزادی مانندِ تنِ بی‌جان است.
جبران خلیل جبران


گوهر 6:

شکلِ دموکراتیکِ دولت٬ شیوه‌ دموکراتیکِ زندگی٬ آموزش و پرورشِ همگانیِ رایگانِ درازمدت می‌طلبد؛ همچنین آموزشِ مسئولیت‌پذیریِ شخصی٬ که چه‌بسا از یاد برده ایم.
النور روزولت


گوهر 7:

رأی از تیر بُرّاتر است.
آبراهام لینکلن


گوهر 8:

عدالت باید دایم از وضعِ خود بپرسد، همچنان که جامعه تنها با کاری که روی خود و نهادهای‌اش انجام می‌دهد برقرار می‌ماند.
میشل فوکو


گوهر 9:

پایمال کردنِ امروزیِ حقوقِ بشر علتِ جنگ‌هایِ فردا ست.
مری رابینسون


گوهر 10:

دموکراسی انتخابات به دستِ بسیارانِ ناتوان را جانشینِ انتصابات به دستِ اندک‌شمارانِ تباهکار می کند.
جُرج برنارد شاو


گوهر 11:

نظام آموزش و پرورش... همچون دموکراسی همواره در ساخته و پرداخته شدن است و همیشه ناتمام٬ و وابسته به امکانات.
ماکزین گرین


گوهر 12:

تنها برای این این جا نیامده ای که یک زندگی بر پا کنی. برای این آمده ای که مردم بهتر زندگی کنند، با رؤیاهایِ بزرگ‌تر، با روحی عالی‌تر برای امیدوار بودن و دست‌آورد داشتن. این جا آمده ای که عالم را غنی‌تر کنی، اما خود را فقیرتر خواهی کرد اگر فراموش کنی که برایِ چه آمده ای.
وودی ویلسون


گوهر 13:
به راستی مایه‌ی شگفتی ست که همه‌یِ آرمان‌های‌ام را زمین نگذاشته ام، که این‌همه بیهوده به نظر می‌آیند و به هیچ جا نمی رسند. با این‌همه نگهِ‌شان می‌دارم، زیرا هنوز باور دارم که آدم‌ها در ته دل خوب اند.
آنه فرانک


گوهر 14:
دموکراسی رأی دادن نیست٬ رأی شمردن است.
تام استوپارد


گوهر 15:

سکوت در برابرِ بیداد همدستی با بیدادگر است.
جینتا سانگ


گوهر 16:

همین که مرزهایِ خود را پذیرفتیم، از آن گذشته ایم.
البرت اينشتاين


گوهر 17:
ضامنِ امنیتِ اجتماعی جز رعایتِ حقوقِ بشر و قانون‌روایی نیست. حقوقِ بشر پایه‌یِ ایجادِ دولتِ نیرومندِ پاسخگو ست که بی آن نه پایداریِ سیاسی در کار خواهد بود نه پیشرفتِ اجتماعی.
آيرين خان


گوهر 18:
در میانِ آدمیان یک نژادگیِ (آریستوکراسی) طبیعی هست که بنیادش بر فضیلتِ اخلاقی است و استعداد.
تامس جفرسن


گوهر 19:

چه عالی ست که برای دست به کار شدن برای بهتر کردنِ جهان هیچ‌کس نیازی ندارد دَمی درنگ کند.
آنه فرانک


گوهر 20:

من هم با سروریِ سفیدان جنگیده ام هم با سروریِ سیاهان. من آرمانِ جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک را پرورده ام که همگان در آن با یکدیگر با هماهنگی و فرصت های برابر زندگی کنند. این آن آرمانی ست که امیدوارم برای دست یافتن به آن زنده باشم. اما آرمانی ست که در راهِ آن٬ اگر بنا باشد٬ آماده ام نیز که بمیرم.
نلسُن ماندلا


گوهر 21:

چه بسیار شکل‌های حکومت که در این جهانِ گناه‌آلوده‌ی بلازده آزموده شده اند و همچنان می‌شوند. هیچ کسی هرگز ‌نگفته است که دموکراسی کامل و بی‌عیب است. اما٬ به‌راستی٬ گفته اند که دموکراسی بدترین شکل حکومت است٬ بجز همه‌ی آن شکل‌های دیگری که هر از چند گاه امتحانِ خود را پس داده اند.
وینستُن چرچیل


گوهر 22:

قوانین به‌تنهایی نمی‌توانند آزادیِ بیان را در امان دارند. برای آن که هر کس بتواند بی‌کیفر نظرهای خود را بیان کند می باید در میانِ تمامیِ جمعیت روحِ رواداری (تولرانس) در کار باشد.
آلبرت اینشتاین


گوهر 23:

در اساس، باور دارم که تاریخ درسِ بی‌چون و چرایی به ما می‌دهد، و آن این که، هیچ‌چیز نمی‌تواند جلودارِ مردمی بشود که تصمیم گرفته اند آزاد باشند.
دزموند توتو


گوهر 24:
تا زمانی که مردم قیصرها و ناپلئون‌ها را می‌پرستند٬ قیصرها و ناپلئون‌ها از راه می‌رسند و آنان را به خاکِ سیاه می‌نشانند.
آلدوس هاکسلی


گوهر 25:

تاریخ شاهدی از هیچ جامعه‌ای سراغ ندارد که آزادی‌هایِ اقتصادیِ فرد را گرفته باشد و دل‌نگرانِ آزادی‌هایِ دیگرش باشد.
ایروینگ کریستول


گوهر 26:

چیزی که شما زنان هنوز باید بیاموزید آن است که کسی قدرت را به شما وانمی‌گذارد. باید آن را به چنگ آورید.
رزن بار


گوهر 27:

به دستِ ارباب نمی‌شود خانه‌یِ اربابی را خراب کرد. شاید بگذارند در بازی‌ای که به راه انداخته اند، دستی از ایشان ببریم، اما هرگز نخواهند گذاشت چیزی را درست جا به جا کنیم.
آدری لورد


گوهر 28:

واژه‌هایی مانند "آزادی"٬ "عدالت"٬ "دموکراسی"٬ نه همه جا٬ بلکه کمتر جایی یافت می‌شوند. آدمیان به دنیا نیامده اند که بدانند معنای این‌ها چیست. برای رسیدن به مرتبه‌ی ارج نهادن به دیگر مردمانی که وجودشان چنین واژه‌هایی را معنادار می‌کند٬ باید کوششی گران و بالاتر از همه٬ کوششی شخصی کرد.
جیمز بالدوین


گوهر 29:
در سراسرِ تاریخِ بشر٬ هوادارانِ پاکیِ ناب٬ یعنی کسانی که ادعا دارند برای تمامِ ‌مسائل ‌پاسخی دارند٬ در میانِ آدمیانی که آمیزه‌ای هستند [از پاکی و ناپاکی]٬ مصیبت به بار آورده اند.
سلمان رُشدی


گوهر 30:

اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو


گوهر 31:
تنها راهِ اطمینان از این که بدانید آیا مردمانی که با آن‌ها همرأی هستید حقِ حرف زدن دارند، آن است که از حقِ کسانی دفاع کنید که با آن‌ها همرأی نیستید.
الينور هولمز نورتن


گوهر 32:

سرآغازِ هر شکلی از فرمانبری‌طلبی (authoritarianism)٬ هر اندازه خوش رنگ و لعاب و گُنگ٬ آن می باید باور به حقِ بیشترِ یک گروه به قدرتمداری باشد٬ خواه این حق به دلیلِ جنسیّت باشد یا نژاد یا طبقه یا دین٬ یا هر چهار.
گلوریا استاینم


گوهر 33:

اگرچه چنین بنماید که انسان برده به دنیا می‌آید و بردگی وضعِ طبیعیِ اوست٬ از سویِ دیگر٬ هیچ چیزی در دنیا نمی تواند جلوی این احساس را بگیرد که انسان آزاد به دنیا می‌آید. هر طور که باشد٬ انسان نمی‌تواند تن به بردگی بدهد٬ زیرا که وجودیست اندیشنده.
سیمون ویل


گوهر 34:
چیزی به نامِ تاریخِ بشریّت در کار نیست. آنچه در کار است تاریخ‌هایِ همه‌گونه جنبه‌هایِ زندگانیِ بشری ست و بس. از آن‌ میان یکی هم تاریخِ قدرتِ سیاسیست، که در جایگاهِ تاریخِ جهان نشسته است.
کارل پوپر


گوهر 35:

نخستین اصلِ کُنشِ بی‌خشونت ایستادگی در برابرِ هر تو سَریست.
سزار چاوز


گوهر 36:
جنایت واگیردار است. حکومتِ قانون‌شکن درسِ قانون‌شکنی می دهد و به هر کس میدان می دهد که اراده‌ خود را قانون بداند. چنین دولتی آشوب به پا می‌کند.
لوئیس د. براندایز


گوهر 37:
دین‌هایی که زنان را سرکوب می‌کنند، دشمنِ دموکراسی اند و حقوقِ بشر و آزادیِ بیان‌.
تسلیمه نسرین


گوهر 38:

این که نمی‌توانیم برای همه‌کس همه‌کار بکنیم، دلیلِ آن نمی‌شود که هیچ کاری برای هیچ کسی نکنیم.
بیل کیلینتون


گوهر 39:

این حقوقِ بشر که این جا، در وین، در باره‌اش بحث می‌کنیم، جانمایه‌یِ آن ارزش‌هاییست که از راهِ آن همگی تصدیق می‌کنیم که ما [حاضران] هم یک جماعتِ انسانیِ تک ایم.
رضیقه كوماراسوامى


گوهر 40:

با آزاد کردنِ هر زنی مردی را آزاد می‌کنیم.
مارگارت مید


گوهر 41:

این تمدن هنوز چنان که باید از تکانِ زایشِ خویش به خود نیامده است. یعنی، گذار از «جامعه‌یِ بسته‌یِ قبیله‌ایِ اسیرِ چنگالِ نیروهایِ جادویی» به «جامعه‌یِ باز»، که قدرت‌هایِ سنجشگرانه را در انسان آزاد می‌کند.
کارل پوپر


گوهر 42:

دموکراسی چندان شکلی از حکومت نیست که دسته‌ای از اصول است.
وودرو ویلسن


گوهر 43:
لطفا از آزادی‌تان به سودِ آزادیِ ما هم استفاده کنید.
آن سوان سوچی


گوهر 44:

هرگز گمان نکنید که تنها مشتی مردمِ خیراندیش و شهروندانِ باوجدان می‌توانند دنیا را دگرگون کنند.
مارگارت مید


گوهر 45:

هر چیزی را که گمان می‌کنیم اوّل باید آموخت تا بتوانیم انجامش دهیم، با انجام دادنش می‌آموزیم.
هانا آرنت


گوهر 46:
یکی شدنِ دین و دولت هم دولت را ویران می‌کند هم دین را پَست. داستانِ دینی که بنیادِ آن بر دولت باشد٬ چه در انگلستان چه در این کشور [ایالاتِ متحده آمریکا]٬ نشان داده است که هرگاه که دولت دست در دستِ شکلِ ویژه‌ای از دین داشته است٬ ناگزیر نفرت به بار آورده است و کسانی را که باورهای خلافِ این داشته اند بی‌ارج و حتا خوار کرده است. همین داستان نشان داده است که هرگاه دینی خواسته است به پشتیبانیِ دولت ایمانِ خود را بپراکند٬ از چشمِ بسیاری از مردم افتاده است.
هوگو ل. بلک


گوهر 47:

آزاد کسیست که بداند قدرتِ تصمیم‌گیری درباره‌یِ مسیرِ زندگی را در هر گام چگونه در کف خود داشته باشد و در جامعه‌ای زندگی کند که جلویِ به کار گرفتنِ آن قدرت را نگیرد.
سالوادور دوماداریاگا


گوهر 48:

عدالت وجدان است٬ اما نه یک وجدانِ فردی. وجدانِ تمامیِ بشریت است. کسانی که به‌روشنی ندایِ وجدانِ خویش را می‌شنوند٬ چه بسا ندایِ عدالت نیز به گوشش‌شان می‌رسد.
آلکساندر سولژنیتسین


گوهر 49:

از دستِ هر کسی کارَکی برمی‌آید؛ و با همین مردم با هم فرق می‌کنند. کارَکِ من درختکاریست. (راستی کارَکِ شما چیست؟!)
وانگاری موتا ماثائی


گوهر 50:

به خلافِ [دروغ‌پردازی‌هایِ] توتالیتاریسم٬ دموکراسی می‌تواند با واقعیتِ خود رو به‌ رو شود و با آن سَر کند.
سیدنی هوک


گوهر 51:

فردیت‌ها جماعت‌ها را شکل می دهند٬ اما آنچه ملت‌ می‌آفریند نهادها هستند و بس.
بنجامین دیزرائلی


گوهر 52:

دموکراسی را نه با کارهایِ شگرفِ رهبرانش می‌سنجند٬ بلکه با شهروندانش که چه شگرف کار می‌کنند.
جان گاردنر


گوهر 53:

صلح یعنی رعایتِ همه‌ی حقوق. نمی‌شود حقی را رعایت کرد و دیگری را زیرِ پا گذاشت. جامعه‌ای که حقوقِ شهروندان‌اش را رعایت نکند، اساسِ صلح را بر هم می‌زند و آن را به حالتِ ستیزه‌جویی باز می‌گرداند.
ماریا جولی هرناندز


گوهر 54:
زندان رفتن برایِ من مایه یِ سربلندی ست. اتاقِ زندان در یک دیکتاتوری جایِ سربلندی ست.
مریم سانتیاگو.


گوهر 55:
توانِ انسان برای دادگری زمینه‌‌سازِ دموکراسی ست٬ اما آنچه دموکراسی را ضروری می‌کند گرایشِ انسان است به بیدادگری.
رینولد نیبور


گوهر 56:
آموزشی که به تو چیزی در باره‌ی جهان بفهماند و بس، هنوز نیمه‌کاره است. نیمه‌یِ دیگر آن است که به تو بیاموزد برای بهتر شدنِ جهان کاری بکنی.
ژانتا کوول


گوهر 57:
دانشِ اندکی که کاری از آن برمی‌آید هزار بار بهتر است از دانشِ بسیاری که به کاری نمی آید.
خلیل جبران


گوهر 58:

مهم‌ترین ماموریتِ سیاسی در خدمتِ هر شهروند بودن است.
لوییس دی براندیس


گوهر 59:

برای راه یافتن به رازِ دل و ذهنِ هر کس به آنچه تاکنون کرده است نباید نگریست، بلکه باید دید که در چه آرزویی ست.
جبران خلیل جبران


گوهر 60:

دانشِ ما ناگزیر کرانمند است و نادانیِ ما ناگزیر بی‌کران.
کارل پوپر


گوهر 61:
تنها نه برایِ امنیت که برایِ آزادی باید برنامه بریزیم. و به این دلیل و بس، که تنها آزادیست که امنیت را ایمن نگاه می‌دارد.
کارل پوپر


گوهر 62:
از آزادی‌های خود در این جهان آنگاه دفاع می‌توانی کرد که از آزادی‌های دیگران دفاع کنی. تو هنگامی آزاد خواهی بود که من آزاد باشم.
کلارنس دارو


گوهر 63:

غایتِ کوشش‌هایِ بشری رسیدن به سعادت است؛ سعادت به معنایِ خوب زیستن، که همه آرزو دارند. همه‌یِ کار‌ها وسیله‌هایی هستند که برایِ رسیدن به این هدف برگزیده ایم.
هانا آرنت


گوهر 64:

نخستین شرطِ کارِ سیاسی نه خردورزی ست نه جان سختی٬ بلکه شکیبایی ست. درگیریِ سیاسی بازیِ بسیار دور و درازی ست که در آن چه بسا سرانجام لاک‌پُشت خرگوش را پشتِ سر می‌گذارد.
جان میجر


گوهر 65:

دموکراسی نمی‌گوید که٬ "من به خوبیِ تو هستم"، بلکه می‌گوید٬ "تو به خوبیِ من هستی".
تیودُر پارکر


گوهر 66:

غایتِ دولت تبدیلِ باشندگانِ خردورز (Rational beings) به عروسک نیست٬ بلکه بخشیدنِ توانِ پرورشِ ذهن‌ها و بدن‌هاشان با آسودگیِ خاطر است و به کارگرفتنِ بی‌مهارِ خردِ خویش... غایتِ راستینِ دولت آزادی ست.
اسپینوزا


گوهر 67:

هرچه دولت بیشتر "برنامه‌ریزی" کند٬ مردم دشوارتر می‌توانند برنامه‌ریزی کنند.
فریدریش هایک


گوهر 68:

دموکراسی اگرچه باید سامان و قیدهایِ خود را داشته باشد٬ در هوای آزادیِ فردی ست که ماندگار می‌تواند بود.
چارلز ایوانز هیوز


گوهر 69:
بدونِ یک اوپوزیسیونِ نیرومند هیچ حکومتی برای مدتِ دراز برقرار نمی ماند.
بنجامین دیزرائلی


گوهر 70:

سیاستمداریِ اصیل، سیاستمداری‌ای که شایسته‌ی این نام باشد، یعنی تنها شکلی از سیاستمداری که خوش دارم خود را وقفِ آن کنم همانا خدمت کردن به مردم است و بس: خدمت کردن به جامعه و همه‌ی کسانی که پس از ما می‌آیند. ریشه‌ی این اصل در اخلاق است، زیرا به گردن گرفتنِ مسئولیتی ست که خود را در عمل نمودار می‌کند؛ عمل به خاطرِ همگان و به سودِ ایشان.
واسلاو هاول


گوهر 71:

چه قدر تکرار کنم که [دموکراسی] کلمه‌ای ست که٬ با همه طنینی که تاکنون داشته و توفان‌هایِ خروشانی که هر هجای آن از دلِ آن برآمده است٬ جانِ کلامِ آن هنوز در خواب است٬ خوابِ خواب...واژه بزرگی ست که٬ به گمانِ من٬ تاریخِ آن هنوز نوشته نشده است٬ زیرا که آن تاریخ هنوز پا به صحنه نگذاشته است.
والت ویتمن


گوهر 72:

اگر کسی به تو دموکراسی پیشکش کند و کسی دیگر یک کیسه گندم٬ چه اندازه باید گرسنگی کشیده باشی که حقِ رأی را بگذاری و کیسه‌ی گندم را برداری؟
برتراند راسل


گوهر 73:

باید دانست که «رزق» یعنی هوسِ خورد و خوراک داشتن و به دنبالِ آن گشتن.
ابن خلدون


گوهر 74:

کسانی که می‌خواهند بدانند دموکراسی چیست٬ باید کمتر در کتابخانه با ارسطو سر و کله بزنند و بیشتر در اتوبوس و مترو وقت بگذرانند.
سیمون استرانسکی


گوهر 75:
جامعه‌یِ باز آن است که به هموندانِ خود بالاترین درجه‌یِ آزادی را برای دنبال کردنِ دل‌بستگی‌هایِ خود، سازگار با دل‌بستگی‌هایِ دیگران، می‌دهد.
جورج سوروس


گوهر 76:

دو زنده باد برای دموکراسی: یکی برای این که گوناگونی را روا می‌دارد٬ و دوم برای این که به نقدگر (criticism) امکان می‌دهد.
ای.‌ ام. فارستر


گوهر 77:

جوش و خروش و جُنب و جوش ذاتیِ جمهوری‌هایِ دموکراتیک است٬ همچنان که قانونِ یکّه‌سالاریِ مطلق سکون و خوابناکی ست.
آلکسی دو توکویل


گوهر 78:

ما یک دموکراسی هستیم٬ و برای بر سرِ پا نگاه داشتنِ یک دموکراسی، -چه از جهتِ فردی٬ اجتماعی٬ زندگانیِ شهری٬ دستگاهِ دولت٬ رهبریِ ملت- کاری که باید کرد آن است که مردم را در جریانِ امور گذاشت.
جوزف پولیتسر


گوهر 79:

هر کسی را یک تن شمردن و هیچ‌کس را بیش از یک تن نشمردن...به نظر می رسد که٬ بیش از هر فرمولِ دیگری٬ برای آرمانِ برابری پایه‌ای‌ترین اصلی باشد که از آن پایه‌ای‌تر نباشد.
آیزایا برلین


گوهر 80:

به گمانم٬ یک قاعده کلی و همیشگی آن است که با افزون‌تر شدنِ برابریِ اجتماعی شورِ جنگاوری در میانِ ملت‌های متمدن کم و کمتر می‌شود.
آلکسی دو توکویل


گوهر 81:

ما نه موجوداتِ افسانه‌ایِ عهدِ قدیم ایم، نه ویرانه‌هایِ تویِ جنگل، نه جانورانِ باغِ وحش. ما آدمی‌زاد ایم و می‌خواهیم که ارج داشته باشیم و قربانیِ نارَواداری و نژادپرستی نباشیم.
ریگوبرتا منچو


گوهر 82:

در یک قانونِ اساسیِ محدود٬ استقلالِ‌ کاملِ دستگاهِ دادگستری چیزی ست بی‌نهایت اساسی.
الکساندر همیلتُن


گوهر 83:

آزادیِ مطبوعات یکی از سنگرهایِ بزرگِ آزادی ست و حکومتی جز حکومتِ استبدادی هرگز آن را محدود نمی‌کند.
جُرج میسن


گوهر 84:

دفاع کردن از دموکراسی به‌تنهایی کافی نیست. با دفاع کردن از آن چه‌بسا آن را از دست بدهیم. راهِ نیرومند کردن‌اش دامنه‌دار کردنِ آن است. دموکراسی نه یک دارایی بلکه یک ایده است.
هیوبرت ه. هامفری


گوهر 85:

جامعه‌‌ای آزاد که نتواند انبوهِ تهی‌دستان را یاری کند٬ مُشتی توانگر را در امان نگاه نتواند داشت.
جان اف. کندی


گوهر 86:

صلح تنها در جایی پایدار می‌ماند که حقوقِ بشر در آن محترم داشته شود، هیچ‌کس در آن گرسنه نماند، و افراد و ملت‌ها آزاد باشند.
چهاردهمین دالایی لاما


گوهر 87:

«هر شهروندی که بخواهد از حقوق و برخورداری‌های مردم از آزادی پشتیبانی کند٬ می‌باید نیمی از وقتِ خود را صرفِ کارِ سیاسی کند.»
دوایت د. آیزنهاور


سخن پایانی:

قوسِ عالمِ اخلاقی بلند است، اما خمِ آن به سویِ عدالت است.
دکتر مارتین لوتر کینگ

۵ نظر:

آرش گفت...

بسیار مطلب عالی ای بود. بردمش تو کلوب تا همه بخونند. البته با ذکر منبع

آزادی خواه گفت...

گنجینه بی نظیری بود. مثل همیشه وبلاگ شما شاهکار کرد.
این را هم بیافزایید:
کاملترین انقلاب، انقلابی است که در آن آخرین پادشاه با روده های آخرین کشیش به دار آویخته شود.
آناتول فرانس

داریوش گفت...

ایول.
دست شما درد نکنه.
اینها خوراک ارسال برای دوستان در یاهومسنجر هستند.
من 200 نفر در لیست دوستانم دارم.

ناشناس گفت...

آنکس که با هیولا به جنگ بر می خیزد، می باید هوشیار باشد که خود در طی آن به اژدها تبدیل نگردد!
نیچه

ناشناس گفت...

درد من تنهايي نيست؛ بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت، بي عرضگي را صبر و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند.
گاندی