ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۸, سه‌شنبه

طراحی سیستم برای جمهوری ایرانی: حذف استان ها در تقسیمات کشوری و جایگزین کردن تقسیمات "ایران شهر"ی به جای آن!

این ایده توسط یک مهندس طراح سیستم ها برای جمهوری ایرانی نگاشته می شود. در بحث طراحی سیستم ها 3 راه حل برای هر مسئله کاری وجود دارد:
1- هیچ کاری انجام ندهیم (ادامه استفاده از سیستم موجود).
2- تغییر و ارتقا سیستم موجود.
3- ایجاد یک سیستم جدید.
برای سیستم جمهوری ایرانی، از آنجایی که روش های 1 و 2 عملا بارها در ایران ما آزموده شده اند و نتیجه ای حاصل نشده است، و از طرفی هم آزموده را آزمودن خطاست، بنابراین راه حل سوم را در پیش می گیریم و سیستم جدیدی برای اداره ایران در جمهوری ایرانی طراحی می کنیم که با این سیستم جدید گرفتاری های قبلی برطرف شده و راه برای پیشرفته شدن و مدرن شدن ایران جدید به راحتی هموار شود. ادامه این ایده ها را در بخش طراحی سیستم اداره کشور برای جمهوری ایرانی در وبلاگ ارتش سبز دنبال کنید.
برای درک بهتر از زندگی و طراحی های جالب تر برای سیستم ها، سعی کنید تفکر خارج از جعبه را حتما بیاموزید و آشنا شوید! زندگی و کار کردن شما با این روش جهت فکر کردن از این رو به آن رو خواهد شد!

یکی از مهمترین اقدامات ما ایرانیان برای حفظ یکپارچگی کشورمان انجام تغییرات بنیادی و اساسی در سیستم اداره کشورمان در آینده آزاد آن پس از جمهوری اسلامی می باشد طوریکه بیشترین سطح رفاه و رضایت و آزادی را برای تک تک شهروندان فراهم آورد تا کسی بهشت موعود خود را در جدایی از ایران نجوید!
در این بین تجزیه طلبان و عمده قوم گرایان، پیشنهاد سیستم فدرالی مانند کشور ایالات متحده آمریکا را برای هر استان در ایران ارائه می دهند. اما در حقیقت سیستم فدرالی برای چند کشوری که قصد دارند با هم متحد شوند کارساز است، و برای کشوری چون ایران که یک کشور واحدی بوده است، در دراز مدت باعث فروپاشی کل ایران و تجزیه آن خواهد شد و مفید نخواهد بود.
 
اما ارتش سبز، نگهبان وفادار ایران زمین، طرحی را به شما ارائه می دهد که در آن جهت خدمت رسانی بیشتر به مردم، و گسترش رفاه و آبادانی در سراسر ایران آن هم به معنی واقعی کلمه، استان ها در تقسیمات کشوری حذف شده و به جای آن "ایران شهر"ها جایگزین می شوند که با این طرح بزرگ هم خدمات و رفاه بیشتری برای مردم کشور ما به ارمغان آورده می شود و همچنین خطر تکه شدن و جدا شدن استانهای ایران از یکدیگر در دراز مدت را به کلی حذف می گردد.
 
در حقیقت تغییر کردن با شرایط روز راز ماندگاری هر چیزی در این دنیای پر از تغییرات است. با ارتش سبز همراه باشید و به «"ایران شهر"های متحد ایران» خوش آمدید!
**********
پیش درآمد
ساختار تقسیمات کشوری در ایران زمان جمهوری اسلامی بدین شیوه‌ است:
    - کشور (وزیر کشور)
    - استان (استاندار)
    - شهرستان (فرماندار)
    - بخش (بخشدار)
    - دهستان (دهدار)
کشور ایران در زمان جمهوری اسلامی، به چندین استان و هر استان به چند شهرستان و هر شهرستان به تعدادی بخش و هر بخش به چند دهستان تقسیم می شود. مرکز کشور پایتخت نام دارد، مرکز هر استان: مرکز استان، مرکز هر شهرستان: مرکز شهرستان، مرکز هر بخش: مرکز بخش و مرکز هر دهستان: مرکز دهستان نام دارد. واحدهای اداری مربوط به مسئولان نامبرده در بالا به ترتیب وزارت کشور، استانداری، فرمانداری، بخشداری و دهداری نام دارند.
 
که این سیستم طراحی شده سبب تمرکز امکانات در نقاط مرکزی مخصوصا پایتخت و چند شهر بزرگ از مراکز برخی از استان ها شده است و شما در سفر به برخی از شهرهای غیر مرکز در ایران زمان جمهوری اسلامی گویی که در زمان ناصرالدین شاه وارد ایران شده باشید هیچ نوع امکانات مدرن زندگی شهری در قرن بیست و یکم را در این شهرها احساس نخواهید کرد!

برخی معایب بزرگ سیستم مرکزی فعلی در جمهوری اسلامی بدین قرار می باشد:
1- امکانات مدرن زندگی و خدمات و تسهیلات برای زندگی در قرن بیست و یکم در پایتخت کشور و همین طور برخی شهرهای مرکزی استان های ایران مهیا است و بقیه شهرهای ایران از بالاترین سطح امکانات رفاهی مدرن برای زندگی برخوردار نیستند. مهمترین عیب سیستم فعلی استانی در یکسان نبودن همه شهرها در برخورداری از امکانات برابر می باشد.
2- رواج القاب توهین آمیز یا تبعیض آمیز شهرستانی بودن در بین مردم مرکز نشین به دیگر شهروندان غیر مرکز نشین! فکرش را بکنید در این سیستم فعلی بیشترین امکانات به سمت پایتخت و مراکز استان ها رفته است و مردم آنها فربه و چاق شده اند و در عوض مردم شهرهایی که از امکانات مدرن بی بهره بودند را هم با القابی چون شهرستانی بودن تحقیر می کنند! در واقع ساکنان شهرهای غیر مرکزی استان ها هم خدمات کمتر دریافت می کنند و هم تحقیر شخصیتی می شوند! بنابراین با حذف مرکزیت برای شهرها، همه شهرها، شهر هستند و هیچ شهری از شهر دیگر برای دریافت خدمات و امکانات رفاهی برتری ندارد!
3- در سیستم استانی فعلی، امکان تجزیه استان های کشور در حمله قوای خارجی یا تحریک عوامل قوم گرا وجود دارد. و ما هم با تفکیک استانی کشورمان عملا نقشه مرزبندی جدایی استان های خویش را با دست خودمان برایشان کشیده ایم!

  • طراحی سیستم جدید تقسیمات کشوری برای جمهوری ایرانی:
در طرح جدیدی که برای تقسیمات کشوری در جمهوری پارلمانی ایرانی ارائه می گردد، استان ها از بین می روند و به جای آنها ناحیه های "ایران شهر" جایگزین می شوند و تقسیمات کشوری از ایران>استان>شهرستان>بخش>دهستان به ایران>شهر>روستا تبدیل خواهد شد. در واقع ما در جمهوری ایرانی محل سکونت جمعی را یا با عنوان شهر داریم یا با عنوان روستا!

تقسیمات کشوری در زمان جمهوری آزاد ایرانی:
- کشور (وزیر کشور)
- شهر (شهردار و شورای شهر)
- روستا (دهدار)
ایران فعلی در زمان جمهوری اسلامی از حدود 1200 شهر تشکیل شده است که در سیستم طراحی جدید هر شهر به طور مجزا از یک واحد شهرداری برای اداره امور تشکیل می شود. در این طرح پیشنهادی جدید به مجموعه یک شهر با روستاهای اطراف زیر مجموعه آن شهر یک "ایران شهر" گفته می شود (که معادل مفهوم واژه سوئدی kommun، گرفته شده از لاتین communis به معنای جوامع می باشد) که شورای "ایران شهر" در هر شهری مسئول خدمات رسانی محلی به شهروندان آن "ایران شهر" در زمینه مدرسه، خدمات اضطراری و اورژانس و برنامه ریزی شهری می باشد. در نتیجه ما 1200 "ایران شهر" (ناحیه شهری با شهرداری پیشرفته) در جمهوری ایرانی خواهیم داشت که شهرها و روستاهای اطراف آن شهرها را اداره می کنند (با افزایش تعداد شهرها، این "ایران شهر" ها هم به نسبت افزایش پیدا خواهند کرد). بالاترین مرجع تصمیم گیری در هر "ایران شهر"، شورای شهر بوده و مسئول اجرای تصمیمات آن «هیئت رئیسه شهرداری» است که از طرف شهرداری شهر تعیین می شود.
شورای شهر توسط رای مستقیم مردم هر "ایران شهر" (شهر+روستاهای زیر مجموعه اش) و به مدت 4 سال انتخاب می گردد. بدین شکل که اهالی ساکن در محدوده هر "ایران شهر" به حزب مورد نظر خود رای داده و حزبی که بیشترین آرا را به دست آورد قادر خواهد بود مهمترین پست ها از جمله ریاست شورای شهر (شهردار) و بیشترین اعضا را در اختیار بگیرد.
"ایران شهر" ها بجز در امور مربوط به سیاست های کلی کشور مانند قانونگذاری، امور دفاعی-نظامی، مسائل کلان آموزش و پرورش، قضایی و سیاست خارجی در بقیه مسائل به طور مستقل عمل می کنند.
درآمد "ایران شهر" ها از منابعی از قبیل مالیات بر درآمدها، سوبسیدهای پرداختی از سوی دولت مرکزی، منابع طبیعی و نفتی و جنگلی و معدنی و ارائه برخی خدمات بوده، و مخارج آنها شامل پرداخت حقوق کارکنان، پرداخت سوبسید و انجام فعالیت های فرهنگی می باشد.

بدین ترتیب تقسیمات کشوری ایران به واحد هایی چون: ایران شهر نیشابور (نیشابور و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر تبریز (تبریز و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر زاهدان (شهر زاهدان و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر تهران (تهران و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر ایلام (ایلام و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر خرمشهر (خرمشهر و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر بروجرد (بروجرد و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر سنندج (سنندج و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر مهاباد (مهاباد و روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر لاهیجان (لاهیجان با روستاهای زیر مجموعه اش)، ایران شهر آمل (آمل با روستاهای زیر مجموعه اش) و .... تبدیل خواهد شد.
برای طراحی سیستم "ایران شهر" ها در جمهوری ایرانی از کومون ها در کشور سوئد الگو برداری شده است، کشور سوئد از 21 استان و هر استان از چند کمون (حکومت محلی با شهرداری) تشکیل شده است و در مجموع کشور سوئد دارای 290 کمون می باشد! اما در طرح جمهوری ایرانی که ارتش سبز ارائه می دهد، ما استان ها را حذف کرده ایم، در نتیجه هر شهر با مجموع روستاهای اطراف زیر مجموعه آن تشکیل یک "ایران شهر" معادل کومون در کشور سوئد را می دهند و مسئول همه امور شهروندان آن "ایران شهر" خواهند بود، که بدین ترتیب خدمات رسانی و رفاه گسترده ای را برای ایرانیان، همچون مردم کشور سوئد که اکنون مرفه ترین کشور جهان می باشد فراهم می آورد! کشور فرانسه باز به عنوان مثال از 36 هزار کومون برای خدمت رسانی به شهروندانش تشکیل شده است!
قانون 80-20 در اداره امور "ایران شهر"ها:
20 درصد درآمد هر "ایران شهر" از محل منابع طبیعی و معادن و جنگل ها و میدان های نفتی متعلق به خود آن "ایران شهر" بوده و باید در آن "ایران شهر" استفاده و سرمایه گذاری شود، و 80 درصد مابقی در آمد ها از این محل های ذکر شده، باید به حساب دولت مرکزی واریز شود تا خرج آبادانی شهرهای دیگر که منابع طبیعی آنچنانی ندارند بشود.

مزایای سیستم «"ایران شهر"های متحد ایران»:
1- همه شهرها، در جمهوری ایران، شهر هستند و چیزی به عنوان شهر مرکزی یا مرکز استان یا شهرستان یا مرکز شهرستان نخواهیم داشت. بنابراین همه شهرها باید به طور یکسان مورد توجه قرار بگیرند و امکانات رفاهی و خدماتی یکسان از دولت مرکزی ایران دریافت نمایند. سیستم حمل و نقل درون شهری و برون شهری، قطار بین شهری، سیستم مخابراتی پیشرفته، اینترنت پر سرعت ارزان، سیستم خدمات درمانی و بیمارستانی و درمانگاهی پیشرفته، سیستم مدرن تصفیه بهداشتی آب و فاضلاب، جاده و خیابان بدون دست انداز و چاله ....  باید برای همه شهرهایی که جزو ایران هستند به طور یکسان و مساوی فراهم گردد. در واقع امکانات رفاهی همانطور که در پایتخت و کلان شهرها برای شهروندان مهیا است باید برای هر شهری در ایران فراهم باشد! و بدین ترتیب هیچ کسی لازم نیست برای گرفتن خدمات رفاهی مدرن به شهرهای بزرگ مهاجرت کند تا تمرکز در نواحی مرکزی بالاتر برود و مرزبندی های طبقاتی ایجاد شود و نارضایتی بالا برود. تنها استثنا برای فرودگاه و مترو می توان قائل شد و این امکانات پر هزینه تر را برای شهرهایی در نظر گرفت که جمعیت بالاتری دارند. مثلا فرودگاه برای شهرهای بالای 100 هزار نفر جمعیت، و مترو برای شهرهای بالای 500 هزار نفر جمعیت.

2- با گسترش رفاه و خدمات مدرن شهری در سراسر شهرهای جمهوری ایران، شهروندان ایران قدرتمند تر و پولدار تر می شوند و متعاقب آنها عشق و علاقه آنها به میهنشان صدها و هزاران برابر می شود و همین ضامن حفظ یکپارچگی ایران ما در طول زمان خواهد بود.
 
3- امکان جدایی تکه بزرگی از ایران در حین جنگ ها یا منازعات بین المللی از بین می رود. چون ایران به هزاران "ایران شهر" کوچک اما متحد و پیوسته، به جای 30 استان بزرگ مرکز محور تقسیم شده است.
 
4- با بالا رفتن رضایت ایرانیان از زندگی و بالا رفتن سطح اقتصاد و درآمد آنها، و اینکه همه مردم از زندگی راحت برخوردارند و فرهنگ و سنت های خویش را حفظ و حراست کرده اند، زمینه را برای الحاق سرزمین های جدا شده از ایران چون جمهوری آذربایجان، بحرین، بخش هایی از عراق و ترکیه که هم اکنون مشکلات زیادی دارند، به ایران بزرگ فراهم می کند!

تلاش برای "ایران شهر" شدن روستاهای بزرگ در جمهوری ایرانی آزاد:
مدرنیته و دموکراسی و صنعتی شدن هر کشوری محصول شهرنشینی در دنیای امروز می باشد. از روستاها نهایت تولیداتی که بیرون می آید در زمینه دامپروری و کشاورزی است! اما رشد فرهنگ شهرنشینی بوده است که دموکراسی و مدرنیته و صنعت را برای دنیای امروز به ارمغان آورده است. عمده تلاش ما باید این باشد که بکوشیم به مرور زمان روستاهای بزرگتر ما هم به "ایران شهر" تبدیل شده و امکانات رفاهی زندگی مدرن را برای آنها نیز به ارمغان بیاوریم.
 
  • طراحی سیستم پایتخت فرهنگی چرخشی برای "ایران شهر"های ایران:
ما علاوه بر پایتخت ثابت سیاسی در جمهوری ایرانی، مقام دیگری را هم برای پایتختی شهرها خواهیم داشت با عنوان پایتخت فرهنگی، ولی این بار گردشی و نه ثابت! بدین ترتیب که:
شهرهایی که از نظر مراکز فرهنگی و هنری نظیر سالن تئاتر، سالن سینما، سالن برگذاری کنسرت، خیابان های سنگفرش شده، محل های نمایش خیابانی، پارک ها و کتباخانه ها و .... در سطح قابل قبول پیشرفت رسیده اند و مدرن شده اند و زیر ساخت های لازم را دارند، از طرف نهاد پادشاهی تشریفاتی در جمهوری پارلمانی ایران، به عنوان پایتخت فرهنگی ایران نامزد می شوند. سپس هر 2 سال یکبار 4 شهر از چهار گوشه جغرافیایی ایران به مدت دو سال با رای گیری از طرف مردم سراسر ایران، به عنوان پایتخت فرهنگی برگزیده می شوند و این شهرها و شهرداری هایشان موظفند تمام امکانات "ایران شهر" خود را در اختیار هنرمندان شهرهای دیگر از سراسر ایران برای برگزاری برنامه های هنری و فرهنگی قرار دهند!
انواع و اقسام جشن های باشکوه برای آغاز و پایان پایتختی این "ایران شهر"ها باید برگذار شود و نقش پادشاه تشریفاتی و نهاد پادشاهی تشریفاتی ایران در برگذاری این جشن های ملی باید بسیار پر رنگ باشد.
برنامه های منظم هفتگی و ماهیانه موسیقی و رقص و شادی باید با حضور هنرمندان "ایران شهر"های مختلف ایران در طی این دو سال در 4 پایتخت فرهنگی ایران با شکوه فراوان برگذار شود.
شرط برگذاری این گونه مراسم هم حضور هنرمندان از همه جهت های جغرافیایی شرق و غرب و جنوب و شمال ایران می باشد و هیچ گونه شرط مذهبی یا قومی یا جنسی برای حضور هنرمندان نباید وجود داشته باشد.
در واقع هدف از اجرای این طرح هم ایجاد پیوندهای قوی فرهنگی، هنری، بین "ایران شهر"های مختلف از 4 گوشه ایران است که باعث درآمدزایی هنرمندان و نویسندگان و فرهنگ سازان ایران و در نهایت جذب توریست و افزایش درآمد شهروندان می شود و همچنین به افزایش سطح شادمانی ایرانیان کمک می کند که در نهایت همین ها هستند که دوام یکپارچگی و زیبایی ایران ما را در دراز مدت ضمانت می کنند.

سیستم پارلمان در جمهوری پارلمانی ایران آزاد آینده:
اعضای پارلمان هرچه بیشتر باشند امکان دیکتاتوری کمتر می شود چون یک جمع 200 یا 300 نفری نماینده را می توان خرید و کنترل کرد (مانند مجلس شورای اسلامی در زمان جمهوری اسلامی)، ولی پارلمان 1600 نفری را نمی توان به این راحتی ها اعضایش را خرید و زیر بار حرف زور برد! پارلمان جمهوری آزاد ایران باید از هر 50 هزار نفر ایرانی، یک نماینده در درون خود داشته باشد. در نتیجه کشوری با جمعیت 80 میلیون نفر باید پارلمانی با تعداد 1600 نفر نماینده پارلمانی داشته باشد. در نتیجه شهری با 1 میلیون نفر جمعیت باید تعداد 20 نماینده در پارلمان داشته باشد و ... بنابراین هر "ایران شهر" در جمهوری پارلمانی ایران، بسته به تعداد جمعیتش به ازای هر 50 هزار نفر جمعیت یک نماینده باید در پارلمان ایران داشته باشد.

*********
جزییات ریز تر این موارد و اختلافات به وجود آمده در آینده، باید توسط کمیته های فنی قانونگذاری در زمان جمهوری ایرانی تدوین شود. ارتش سبز سعی در طراحی کلیات سیستم جمهوری ایرانی بر اساس خدمات دادن بیشتر به شهروندان و افزایش رفاه آنان و قطع دست دیکتاتورها و مستبدان برای همیشه از منابع حیاتی ایران و ایرانیان دارد.
پاینده ایران و ایرانیان و انسانیت در سراسر جهان

هیچ نظری موجود نیست: