ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۸, شنبه

طراحی سیستم برای جمهوری ایرانی: حل مسائل زبان مادری در بین اقوام ایرانی

همان طور که می دانید کشور ما از اقوام گوناگون ایرانی تشکیل شده است که برخی از آنها زبان مادری به غیر از زبان ملی پارسی دارند. در این میان جمهوری اسلامی از آنجایی که با قدرت های بزرگ و جهانی بی خود و بی جهت ما را درگیر کرده و به جای آنکه مانند کره جنوبی و ژاپن و سنگاپور و مالزی و امارات و قطر و ... از پستانهای پر شیر این قدرتهای بزرگ آویزان شده و شیر به نفع ملتش بدوشد، با شاخ های آنها سر به سر شده است و به ضرر مردمش و در جهت منافع روسیه و چین کار می کند، و طبیعی است که کشورهای قدرتمند جهان به دنبال سیاستی باشند که برای شوروی سابق جواب داد و آن هم تجزیه کشور باشد تا دیگر خطری از سوی جمهوری اسلامی که هر روز به آنها بد و بیراه می گوید، نداشته باشند. در این بین گروه های تجزیه طلبی هم در ایران ما بوجود آمده اند که عمده تلاش آنها و تمرکز آنها بر روی زبان مادریست و اینکه اقوام ایرانی به زبان مادری درس نمی خوانند را بهانه جدایی از ایران دنبال می کنند و تا بدانجا تبلیغ می کنند که گویی اگر مردم کشور ما زبانی به غیر از پارسی صحبت می کردند همه مشکلاتشان حل بود، و ما باید با بها دادن هرچه بیشتر به ارزشهای تنوع قومی کشور خودمان آنها را خلع سلاح نماییم!

در این بخش از طراحی سیستم برای جمهوری ایرانی، به ارائه راهکارهایی برای حل مسئله زبان مادری در کشور ایران می پردازیم، که می تواند سیاستمداران و سیاست گذاران جمهوری ایرانی آزاد آینده را در حل این مشکلات کمک نماید.

پیش در آمد:
امروزه کشورهای اروپایی و آمریکایی با جدیت تمام در حال چند فرهنگه کردن پایتخت ها و شهرهای بزرگ خود هستند و از طریق جذب مهاجرین و پناهندگان از سراسر دنیا می خواهند که کشوری چند فرهنگه با نژادهای مختلف داشته باشند. اما در خاورمیانه همه چیز برعکس است و گروه های بی بهره از زندگی در دنیای مدرن مدام در حال کوبیدن بر طبل داشتن کشوری تک قومی-نژادی به جای کشوری چند قومی و نژادی و فرهنگی هستند.
درست همان طور که در اروپا استفاده از اتومبیل را در حال کاهش شدید می باشد و دوچرخه را جایگزین آن کرده اند، در خاورمیانه ما، همه به دنبال ماشین سواری و سرکوفت زدن و تحقیر کردن دوچرخه سواران می باشند!
و ما نباید در دام جاهلانی که دنبال کشورسازی تک قومی-نژادی هستند بیافتیم و کشور بزرگ خودمان را که از ابتدا چند قومی و چند فرهنگی و چند مذهبه بوده است را اجازه بدهیم تکه و پاره بکنند. بلکه با استفاده از یک سری اصلاحات که به نفع همگان تمام می شود برخی مسایل مطرح شده در زمینه اقوام گوناگون را برطرف نماییم تا به زندگی اصلی که همان تلاش برای مدرن شدن و صنعتی شدن کشور بزرگ ایران می باشد برسیم.

معایب درس خواندن همگان به زبان مادری شان در کشوری که از اقوام گوناگون با گویش های مختلف تشکیل شده است:
1- افراد گوناگون ساکن در کشور ایران نمی توانند با یکدیگر ارتباط زبانی و کلامی و نوشتاری برقرار کنند و خود به خود کشور بلوکه بندی شده و در نهایت همه از هم غریبه می شوند و با گذشت زمان رو در روی هم قرار خواهند گرفت.
2- یک ایرانی برای گشت و گذار در شهرهای مختلف ایران باید ده ها مترجم گوناگون با خود به همراه ببرد!
3- دانش های نوین و علوم جدید که باید هر روز سریع ترجمه شوند و به دست اقوام مختلف برسند تا سطح علمی آنها مطابق با دانش روز باشد، با افت شدید همراه می شود چراکه امکان ترجمه علوم روز به ده ها زبان در آن واحد کار بسیار زمانبر و هزینه بر و پر از دردسر می باشد. 
 4- آمار بازدید وب سایت های اینترنتی در کشور ایران به شدت کاهش می یابد چون هر وبلاگ نویسی به زبان محلی یا مادر خودش مطلب می نویسد و مشتریانش محدود به محل زندگی خودش می شود و بنابراین وب سایت های اینترنتی ایران از رونق می افتند و با کاهش شدید بازدید کننده روبرو می شوند.

اما همه اینها دلیل نمی شوند که ما زبان مادری اقوام مختلف را نادیده بگیریم. بلکه سیستم آموزشی را باید طوری طراحی مجدد بکنیم که همه در نهایت رضایت داشته باشند و کسی یا قومی در این بین آسیب نبیند و یکپارچگی کشور هم حفظ شود. تنوع قومی و فرهنگی و مذهبی اصلی ترین ویژگی کشور ایران است که باید تمام شهروندان خود را موظف به حفاظت و حراست از آن بکنند.
 
 چند پیشنهاد برای حل مشکلات زبان مادری اقوام گوناگون در جمهوری ایرانی:
1- در کشور ما در حال حاضر جمهوری اسلامی، سه زبان در مدارس آموزش اجباری داده می شود:
الف) زبان ملی پارسی. ب) زبان عربی. ج) زبان بین المللی انگلیسی.
 
در زمان جمهوری ایرانی هم ما سه زبان آموزشی را در مدارس خواهیم داشت اما با این ترتیب:
الف) زبان ملی پارسی. ب) زبان مادری-محلی. ج) زبان بین المللی انگلیسی. د) زبان انتخابی (برای آنهایی که زبان مادری شان همان زبان ملی است).
 
بدین ترتیب تدریس زبان مادری به صورت اختیاری جایگزین زبان عربی فعلی می شود و هر کس می تواند در صورت اختیار در مدارس دوره های زبان محلی یا مادری را به خوبی فرا بگیرد و در مورد حذف زبان عربی هم فقط آنهایی که زبان مادریشان عربی است این زبان زیبا را آموزش می بینند.
با این حساب کودکان اقوام مختلف ایران، در صورت خواستن، زبان مادریشان را هم در مدرسه می آموزند و در حق کسی اجحاف نمی شود.

2- در کشورهای اروپایی (مثلا ایتالیا، سوئد، نروژ) رسم است که شاگردان علاوه بر زبان ملی و زبان انگلیسی، می بایست یک زبان اروپایی دیگر را هم به اختیار آموزش مقدماتی ببینند، حال از این شیوه موفق می توان الگو گرفت و دانش آموزانی که زبان مادری شان همان زبان ملی کشور ماست را وادار کرد که علاوه بر زبان ملی و زبان انگلیسی، از بین دیگر زبان های مادری رایج در ایران مانند آذری، کردی یکی را به دلخواه انتخاب کرده و آموزش مقدماتی ببینند.
 
3- در تمام دانشگاه های کشور باید برای زبان های اقوام مختلف در مقاطع فوق لیسانس و دکترا رشته دانشگاهی ارائه دهند و دانشکده زبان مادری داشته باشند.
 
4- فرهنگستان زبان ملی باید سعی کند واژه های عربی و انگلیسی را از زبان ملی پارسی پاکسازی کرده و جایگزین هایی از واژگان مورد استفاده در زبان های مادری اقوام گوناگون ایران را برای استفاده همگان در زبان ملی پارسی پیشنهاد بدهد. بیش از 40 درصد زبان پارسی امروز آمیخته با واژگان زبان عربی شده است که این کاملا ناعادلانه است. در صورتیکه اگر ما در زبان ملی پارسی از واژگان آذری-کردی-بلوچی و ... به جای واژگان انگلیسی و عربی وام گیری می کردیم حساسیت ها نسبت به زبان ملی در برخی نواحی به صفر می رسید و امروز مورد سوء استفاده مغرضان قرار نمی گرفت. پس با پیگیری فرهنگستان زبان ملی در فردای جمهوری ایرانی، می توان واژگان عربی و انگلیسی را از زبان پارسی کم کرد و جایگزین های آذری-کردی-بلوچی و ... را برای واژگان مورد نظر در زبان پارسی وام گیری کرد و در رسانه ها استفاده کرد. بدین ترتیب کسی با زبان ملی که دارای واژگان زبان های مادری هم هست و مدام در رسانه ها هم به کار می رود احساس غریبی نخواهد داشت که مورد سواستفاده گروهک های خائن به مام میهن واقع شود.  
 
5- تمسخر اقوام ایرانی، جوک قومی گفتن و پخش آن توسط موبایل و اینترنت و در کل هر گونه اقدام اهانت آمیز درباره اقوام ایرانی جرم اعلام شود و افرادی که این جرم های اجتماعی را انجام می دهند با جریمه ها و گاه مجازات روبرو شوند.
 
6- تلاش برای بهبود روابط با همه کشورهای پیشرفته جهان و همچنین دخالت نکردن در امور دیگر کشورها باعث می شود نام کشور ما از دستور کار قدرت های بزرگ برای از هم پاشیده شدن بیرون بیاید و مردم ما مثل مردم سوئیس و نروژ و سوئد بدون آزار رساندن به کسی یا مورد آزار قرار گرفتن از طرف کسی، زندگی سالم و مرفهی داشته باشند.

اما سخنی با همه ایرانیان؛
هیچ گونه احساس برتری نسبت به زبان مادری یا نژاد خود نداشته باشید و به همه زبان های مادری و نژادهای انسانی دیگر احترام بگذارید. مسئله زبان مادری و نوع نژاد به هیچ وجه موردی از برتری در کسی ایجاد نمی کند. پس به زبان های مادری و تنوع نژادی یکدیگر مهر بورزید تا کشور ما مورد استفاده ناکسان قرار نگیرد. در واقع طوری به زبانهای دیگر احترام بگذارید که گویی در زندگی بعدی تان از مادری با زبان دیگر به غیر از زبان فعلی خود متولد خواهید شد!
در پایان تنها برتری افراد در یک کشور چند گونه، می تواند فقط و فقط به سطح دانش علمی و آکادمیک آنها باشد. در این راستا در کشور خود بکوشید و از یکدیگر سبقت بگیرید!

۸ نظر:

Ebi گفت...

چی‌ شد استاد؟هر گونه اقدام اهانت آمیز درباره اقوام ایرانی جرم اعلام شود و افرادی که این جرم‌ها را انجام می دهند با مجازات‌های سنگین روبرو شوند?

من فکر می‌کردم که شما طرفدار آزادی بیان هستین؟ شما طرفدار فرهنگ غربی بودید؟ مجازات سنگین برای جوک؟ برن اوین خوبه؟ مردم ما باید بدونن که هیچ فرقی‌ بیین لیبرال بی‌دین و اسلام گرا نیست! دوست عزیز، یک نکته دیگه هم اضافه کنم، در بلاگ قبلی‌ نوشته بودید، نمیدون کجای دنیا زندگی‌ می‌کنید، تمام آمریکا پر از وسایل چینی‌ شده. به والمارت یآا تارگت رفتین؟ فناوری روسی بد نیست، هیچ فرهنگی‌ کامل و ۱۰۰ در صد نیست. بریز و بپاش دلار‌های نفتی‌ توسط عربستان فاسد و عربها و خرید هواپیما‌های ۳۸۰ میلیونی هم هنر نیست! آمریکا و غرب هم مشکلات خودشو داره. مشکل ایران حکومت اسلامی آخوندها اسلامی نیست، مشکل ما اسلامه! نه عاشق فرهنگ غربی باش و نه اسلامی، خودت باش!

"ارتش سبز" گفت...

پاسخ به پرسش اول شما:
هر اقدامی که باعث توهین به جمعیت اقلیت یا اکثریت خاصی از مردم یک کشور میشه مصداق نژادپرستی هست و باید ممنوع بشه. شما هرجای دنیا توهین نژادی به کسی بکنی قانون محکم توی گوش شما میزنه.
همانطور که مثلا فرانسه انکار نسل کشی جرم میشه. یا تو آلمان طرفداری از جنایات هیتلر خودش یک جرمه!
آزادی بیان ربطی به توهین نداره. شما به من توهین میکنی من میتونم برم از شما شکایت کنم. این ربطی به آزادی بیان نداره. قاطی نکنید مسائل را با هم.

پاسخ به پرسش دوم:
بله درسته در آمریکا وسایل چینی فراوان هست اما نه تو کالاهای استراتژیک که با جان مردم بازی میکنه.
عمده کالاها مثل شورت و شلوار و اسباب بازی و کامپیوتر و از این جور خرت و پرت هاست.
که منعی نداره هر چقدر از این اجناس وارد مملکت بشه.
اما کامیون چینی و هواپیمای روسی و وسایل تشخیص پزشکی و داروی بیهوشی و اینجور مسائل حیاتی باید از بهترین کشورها خریداری بشه.
تو ایران امروز ما، طرف رفته بیمارستان آپاندیس عمل کنه داروی بیهوشی چینی بوده رفته تو کما و درگذشته!
اینجاست که باید تو دهن کالای چینی زد.
وگرنه شورت و شلوار جین و پیراهن و اسباب بازی و امثال این کالاهای معمولی تا دلت میخواد از چین بخر!
ما تو کالاهای استراتژیک باید غربی بشیم.

غربی شدن بازارهای فروش زیادی را در اختیار صنعت داخلی ما میزاره که کالاهامون را بفروشیم.
شما ژاپن، کره جنوبی و مالزی را بنگرید که چگونه بازارهای کشورهای غربی پر است از کالاهای ساخت این کشورها.
ما هم مثل ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و مالزی عمل خواهیم کرد. الگوی موفقی هستند از رابطه سالم با غرب.

در کل فکر می کنم شما یک کم دنیا را 0 و 100 میبینی. در صورتیکه عددهای دیگر هم این بین داریم.

Ebi گفت...

تو دهان زدن ممنوع!

دوست گرامی‌، آزادی بیان یا هست یا نیست، باز هم نمیدونم کجای این دنیا هستی‌ و یا شاید تعریف شما از آزدی بیان چیز دگرییه، هیچ دولتی حق زدن تو دهان شما یا منو نداره، چون بلاگ شما، قلم شما، قلم من باعث ناراحتی‌ اونها و یا مردم می‌شه. بهترین صحنهای که تو عمرم دیدم، تظاهرات گروه نژاد نژاد پرست ککک در شهر شیکاگو بود. پلیس سیاه پست آمریکایی از اونها مراقبت میکرد! بله عزیز، این آزادی بیان است، حتی برای گروه کثیفی مثل ککک! تو آمریکا نژاد پرست رو ممکنه از کار بیرون کنند ولی‌ تو دهانش نمیزنند(حد عقل دولت این کارو نمیکنه)زندانی کنند و یا سانسور کنند. نژاد پرستی‌ یک پدیده خیلی‌ کثیفیه ولی‌ جرم نیست، در فرانسه یا اتریش فاشیت اروپایی شما ممکنه جرم باشه ولی‌ اینجا نیست. جوک نگو(بد یا خوب)، به خامنه چیزی نکن، بسیجی‌ ناراحت میشه، هلو کستو زیر سوال نبر، لابی یهودی ناراحت میشه، اینو نگو، اونو نگو، فلانی ناراحت میشه،،،، پس از دموکراسی و آزادی بیان چیموند؟ عرض کردم خدمت شما، یا هست یا نیست، ۵۰/۵۰ نداریم! استاد، بلاگ خوبی‌ دارین، موفق و پیروز باشید.

"ارتش سبز" گفت...

باز ممنون از اظهار نظرتون.
من برای مردم کشور خودمون که در بینشون زندگی کردم طرح میدم. به باور من فعلا جامعه ما مریض هست.
به اعتراف روانشناسان، 25 درصد مرد ما بیمار روانی هستند.
بیش از 3 میلیون نفر هم معتاد داریم و نزدیک به 10 میلیون نفر هم بی سواد مطلق داریم!
ما برای گذار از این شرایط وخیم اجتماعی-فرهنگی-شعوری نیاز به قوانین سفت و سخت و محکم در راستای افزایش شعور اجتماعی مردم داریم تا این چرک و عفونت ها را خشک کنه، بعدش قانون وحی منزل نیست،
جامعه که درست شد و حال و روزش بهتر شد، این قوانین را هم بر میداریم، دیگه خود مردم رشد کردند و فرضا میدونن که یک جوک مزخرف قومی به عنوان مثال چقدر عمل زشت و شنیعی هست، دیگه دنبالش نمیروند.

وانگهی هدف من از نوشتن این مطلب صرفا جرم اعلام کردن جوک توهین آمیز قومی نبود! طرح های دیگری دادم که شما یکراست فقط بند کردید به این بخش.

dustaq گفت...

نویسنده محترم، فکر کنم از جوابهایی که پان ایرانیستها به نوشته هرچند در باطن ایرانگرای شما دادند متوجه شده باشید که نژادپرستی چقدر در جامعه ایران ریشه دوانده است.اینان حتی به خود اجازه نمی دهند در کنار انتقاد به زعم خودشان صحیح از "لزوم مجازات نژادپرستان" که در نوشته شما بود از بقیه مطالب شما تمجید بکنند.راستی گفته اید کلمات عربی برداشته شود و کلمات ملیتهای ایرانی به جای آن گذاشته شود.مگر عربها ایرانی نیستند؟ خب نقض حقوق عربها را به نفع مثلا لرها پیشنهاد می کنید؟...

"ارتش سبز" گفت...

پاسخ به بخش اول پرسش شما:
اگر پان ایرانیستی به معنی ایران برای همه ایرانیان است و معنای انسانی دارد، من هم یک پان ایرانیست هستم. پان ایرانیسم نژاد پرستی نیست چون هدفش گرد آوردن همه ایرانیان زیر چتر ایران است و این مصداق نژاد پرستی محسوب نمی شود. حال اگر معدود افرادی از آن به عنوان رفتاری تعصب آمیز استفاده می کنند دلیل بر بد بودن آن نمی شود، بلکه متعصب ها را باید اصلاح کرد.

پاسخ به بخش دوم پرسش شما:
ما در ایران یک ملیت داریم و اون هم ملت ایران هست. ملیت های ایران نداریم. لطفا واژگان را مانند جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق در راستای منافع خودتون تحریف نکنید!

پاسخ به بخش سوم پرسش شما:
باور کنید مشکل از طرف شماست.
من در نوشته خودم به زیبایی از زبان عربی یاد کردم و طرح حذف کامل زبان عربی را ندادم. شما اصلا نوشته من را نخواندید و فقط آنچه که در ذهن خودتان از مطلب من را حدس می زدید به عنوان کل مطلب من در ذهن خود ترسیم کرده اید.
ببینید اصل مطلب من درباره حذف زبان عربی این است:
"بدین ترتیب تدریس زبان مادری به صورت اختیاری جایگزین زبان عربی فعلی می شود و هر کس می تواند در صورت اختیار در مدارس دوره های زبان محلی یا مادری را به خوبی فرا بگیرد و در مورد حذف زبان عربی هم فقط آنهایی که زبان مادریشان عربی است این زبان زیبا را آموزش می بینند."

می بینید من زبان عربی را برای عموم حذف کردم و فقط آنرا برای عرب زبانان گرامی در نظر گرفتم! پس به عرب زبان های ایران زمین ستمی وارد نکردم.

در مورد به کار بردن واژگان زیاد عربی: در زبان پارسی هم بیش از 40 درصد واژگان این زبان، عربی شده است و باید از آن کم شده و به زبان های دیگر اختصاص پیدا کند.
وام گیری هر زبانی از زبانهای دیگر باید عادلانه باشد (حداکثر 5 تا 10 درصد) و این عدالت بین زبان عربی و پارسی از بین رفته و بسیار آمیخته با عربی شده اند.
شما در ازای این رخداد نگاه کنید ببینید چند درصد زبان عربی، پارسی است؟ تقریبا هیچ درصد!
در صورتیکه زبان پارسی پر از واژگان عربی است! و این بی عدالتی است.

پس از واژگان عربی باید بکاهیم و به جایش از واژگان آذری، کردی و ... استفاده کنیم.

در پایان من به دنبال یک ایرانی فراتر از ذهن های پوچ بعضی مغرضان میهن فروش هستم.
ایرانی که حتی در آن پناهندگان و مهاجرین سرزمین های دیگر بیایند و شهروند ایران شوند و پاسپورت ایرانی دریافت کنند. مثل کشورهای سوئد، آلمان، فرانسه، کانادا، استرالیا و آمریکا و ...

ناشناس گفت...

موقعی که اسم کشورهای کانادا و ... را می آورید و آنرا با ایران مقایسه می کنید حتی اگر به صورت آرزو بوده باشد باز نشان از غیر واقع بینی شما دارد.شما چطور می توانید کشوری به نام ایران را که حتی به زور به یک نفر تورک آذربایجانی می گویند شما ترک نیستید آذری هستید!!! با کشور متمدن و پیشرفته کانادا مقایسه نمیایید؟؟

"ارتش سبز" گفت...

ببینید با این غلظتی که شما یک ایرانی خودتون را تورک معرفی می کنید، یک ترکیه ای اسم کشورشو تورکیه نمی نویسه!
واقعا نمیدونم چی بگم به این داستان!

اما در مورد کانادا!
کانادا شمالش روسیه نبوده که بارها به کانادا تجاوز کنه و سرزمین هاشو جدا کنه!
کانادا جنوبش عرب ها نبودن که حمله کنند برینند به سر و هیکل کشور و مذهب و فرهنگ و هنر!
کانادا شرقش مورد هجوم مغول ها و افغان ها قرار نگرفته!
کانادا غربش توسط ترکان عثمانی به یغما نرفته و حمله نشده بهش!

این کشور ایران ما تا بوده مورد تاخت و تاز هر جانی و بیمار روانی بوده!

همین کشور را هم تا اینجا به ما رسیده خیلی باید متشکر باشیم!

اما کانادا یک همسایه بیشتر نداره اون هم آمریکاست!
شرق تا غرب این کشور 6 ساعت اختلاف ساعت داره!

اما چیزی که برای ایران ما باید اتفاق بیافته مدرن شدن و صنعتی شدن ایرانه! که کاری کنه به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم. مشکل ما ملاهای اسلام شیعی هستند که شاه اسماعیل در تبریز برای جلوگیری از حمله سنی های ترک عثمانی، اومد این مذهب را رسمی اعلام کرد و ایران اون موقع را نجات داد و شد بلای جان ایران امروز!

حالا ما امروزی ها باید این مشکلات خودمون را با تدبیر بهتری به غیر از مذهب حل کنیم!

ولی یک عده این وسط آدرس جدایی میدن!

من به شخصه ایران متحد و پیشرفته و صنعتی را به تکه تکه شدن آن ترجیح می دهم و برای رسیدن به آن تا می توانم کار عملی مدرن سازی انجام می دهم