ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

بیچاره مردمی که اقتصاد ندارند، به چه کارهایی که دست نمی زنند!

اونی که می گفت اقتصاد مال خره (به انتهای این مطلب توجه کنید) خودش میدونست که چه اهداف شومی در سر داره که این حرف را زد. چوبش را هم در 30 سال گذشته همون پابرهنگانی خوردند که این حضرت آغا! را بر سر کار آوردند. امروزه فرهنگ، هنر، ادبیات، سینما، علم، تکنولوژی، احترام و تفریح و دلخوشی و حتی دین و خداباوری (ضرب‌المثل: شکم گرسنه ایمان ندارد) و انسانیت مال کشورها و مردمانی هست که اقتصاد خوبی دارند و مردم از سطح زندگی بالایی برخوردارند. اگر در این گفته شک دارید این عکس ها را ببینید:

- وضعیت زندگی گنجشک ها در کشورهایی که در آنها اقتصاد مال خر نیست و حساب و کتاب دارد و مردمشان سیر و مرفه هستند:

- اما اینجا ایران ماست. همان جایی که اقتصاد به فرموده رهبر کبیر! مال خر است! ببینید مردم برای پر کردن شکم خود چه بلایی را بر سر این پرندگان کوچک می آورند:
آیت الله خمینی در در جمع کارکنان پخش رادیو بود که “اقتصاد برای خر است”، را حواله مخالفان میکند:
”من نمیتوانم تصور کنم، هیچ عاقلی نمیتواند تصور کند که بگویند ما خون هایمان را دادیم که خربزه ارزان بشود، ما جوانهایمان را دادیم که خانه ارزان بشود، این منطق باطلی است که شاید کسانی انداخته باشند، مغرض ها انداخته باشند، توی دهن های مردم که بگویند ما خون دادیم که مثلا کشاورزی مان چه بشود. آدم خودش را به کشتن نمیدهد که کشاورزی اش چه بشود. همه دیدید که تمام قشرها، خانم ها ریختند توی خیابان ها، جوان ها ریختند توی خیابان ها، در پشت بام ها در کوچه و برزن و همه جا، فریادشان این بود که اسلام میخواهیم، برای اسلام است که انسان میتواند جانش را بدهد، اولیا ما هم برای اسلام جان دادند نه برای اقتصاد، اقتصاد قابل این نیست. آن هایی که دم از اقتصاد می زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند از باب اینکه انسان را نمیدانند یعنی چه، خیال میکنند انسان یک حیوانی است که همان خورد و خوراک است. منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی دارد. این چلوکباب میخورد، او کاه میخورد. اما هر دو حیوانند، اینهایی که زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند، اینها انسان را حیوان میدانند. حیوان هم همه چیزش فدای اقتصادش است. زیر بنای همه چیزش، الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.”
بیچاره ملتی که اقتصاد ندارد! ....

۱ نظر:

ناشناس گفت...

فرق است میان آنکه یارش در بر
با آنکه دو چشم انتظارش بر در!